تبليغاتX
GOTVAND CITY
عکس های گتوند
                                                یه جشن تولد دیگه
سلام ای مهربانترین ارباب دنیا

آقاجون؟دلتنگتم........ خیلی زیاد

به روز تولدت نزدیک میشم و این دل توهرثانیه هوائی تر میشه .

وقتی از پشت تلفن تو صحن انقلاب کنارسقاخونه و روبروگنبدت سلام دادم روحم اونجا حضورداشت.تصور اون جو معنوی -حرم باصفات که این روزا با چراغای جشن تولدت با نم نم بارون هزار برابر زیباتر شده دلمو بدجور هوائی کرده .

میدونم بخدا میدونم همه آرزو دارن روز تولدت پیشت باشن .میدونم خیلی عاشق و مجنون داری .میدونم خیلی ها واست وبلاگ ساختن .میدونم خیلی ها همیشه به یادت هستن و ازت دورن .میدونم اشک خیلی ها فقط واسه دل تنگی شماست نه واسه گرفتاریهاشون .میدونم یه عالمه شاعر داری .میدونم ........

اما بخدا منم هرچه در توانم بوده و هست برات انجام دادم و میدم .دلم میخواد ازم قبول کنی. دلم میخواد مثل قبلنا منو زود زود بطلبی .دلم میخواد مثل قبلنا خوابتو ببینم.اما این روزا زندگی منو اسیر کرده .آقا جونم بخدا دلم میخواد همه زندگیمو بدم و تو منو بطلبی.

تو که نمیدونی چقدر سخته دلتنگ باشی.تو که نمیدونی چقدر سخته از اونی که دوستش داری دور باشی.مگه خودت دلتنگ گل گلخونت نبودی .اون زود اومد پیشت .ببین من چند وقته دلتنگ شمام و تو ازم سراغی نمیگیری.ببین چجوری اشک میریزم.ببین این گلوم از فرط بغض درد گرفته.ببین منو ........

پس چرا التماسمو نمی بینی؟چرا صدای منو نمیشنوی؟آقا جونم بخدا دلم برات تنگ شده .تو که میدونی بهونه منی .میدونی که دلخوشی زندگیمی .آقا جون یا امام رضا بخدا میدونم آدمای گرفتارتر از منم خیلی هستند اما ببین من گرفتار توام.من دیوونتم .بخدا دارم از دوریت دق میکنم.هرجااسمت میاد کنترلمو از دست میدم .

این روزا همش حرف شماست . تو تلویزیون رادیو کوچه خیابونا مسجدا محله دانشگاه اتوبوس ........

آقا انصاف بده .هربار اسمت میاد دلم آتیش میگیره تا میام آروم بشم دوباره یه رشته متصل به شما جلوم سبز میشه.نذار اینجوربسوزم.دیگه حتی اون قاب عکس حرمت از من و اشکام خسته شده.دیگه حتی خاطره هام تکراری شده .آقا کمکم کن تو که میدونی یه نگات مرهم تموم دردادی منه .منو بطلب عزیزم .منو بطلب.اجازه بده منم بیام پابوست.بخدا دلم داره میمیره.درد دوریت خیلی سخته.میدونم که تو فقط توی اون صحن و سرا یا پشت پنجره فولاد یا توی ضریح نیستی اما چکنم؟دلم فقط اونجا آرومه.چیکار کنم؟این دل صاحب مرده بدجور هوائی شده.دلم تنگ شده آقا........

مثل هرسال شب تولدت شیرینی تولدت رو تو سینی میچینم .اما امسال بجای یه شمع دو تا شمع روشن میکنم.یکی به نیت خودم یکی هم واسه آقا جواد.امیدوارم امسال بیای و خودت هردوتاشو فوت کنی.مثل هرسال من دیوونه منتظرم.

بازم اون بغض قدیمی تو چشام زل میزنه

دوباره دست و دلم تو حرمت پرمیزنه

بازم واسه تولدت یه جشن کوچیک میگیرم

تو خونه حقیرمون واست تولد میگیرم

کنار بغض این گلو دو شمع روشن می کنم

خونه تاریک دلو با چشات تزئین میکنم

گنبدطلای تو تموم خورشیدو داره

صحن و سرای خوشگلت هیچی دیگه کم نداره

زائرای خسته دلت تو حرمت جون میگیرن

پشت پنجره فولاد شما خیلی ها حاجت میگیرن

میگن حتی کبوترات بی دونه هم مهربونن

واسه تموم دردادشون انگاری که همزبونن

کاشکی حاجت منو از پشت پنجرت بدی

رو گنبدت تو حرمت واسه منم لونه بدی

یعنی میشه یه روز بیاد منم مجاورت بشم ؟

تو حرمت رو گنبدت مثل کبوترات بشم؟

آقا جونم تولدت مبارک
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

سلام آقا جون .من امروز خیلی خوشحالم آخه بعد از یکسال و اندی من تونستم یه شعر بگم .درسته خیلی ناهماهنگه اما مهم اینه که بالاخره از منه !!!!!!!!

سر کلاس هوش مصنوعی این شعر به ذهنم اومده .من خیلی خوشحالم که طلسم شعرنگفتنم شکسته .

با تمام عشق حتی فراتر از اون تقدیم تو :

خیلی وقتا توی شعرا حرف دل جا نمیشه

تو کتابا تو مقاله بغض من وا نمیشه

آقا جون دلم گرفته از همه

از تموم آدما دلم شده پر واهمه

کاش میشد خودت منو کبوتر بکنی

توی اون صحن و سرات منو مجاورت کنی

عمق این فاصله ها زیادتر از تحمله

تموم بهونه هام واسه دل پرترحمه

میدونی؟تنها امید دلمی

تو تموم بهونه زندگیمی

همیشه خیال تو عکسای تو آروم جونمه

عشق تو بهونه هات آرزوهات تو خونمه

تنها آرزروی من مجاور شدنه

بین ما دو تا فاصله ها کم شدنه

میدونم واسه خدا کاری نداره من بیام تو شهر تو

من بشم مجاورت زائرت کبوترت یا خادم تو

آقا جون بیا تو هم دعا کن واسه دلم

تا منم حسرت به دل تو گور نرم

خدایا من ازت ممنونم .میدونم که شعر جالبی نیست اما همین که طلسم شکسته شده بی نهایت ممنون
 نوشته شده در  دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 8:59  توسط مجنون ترین مجنون 

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

یه بغض قدیمی و عجیب
آقا جان سلام .مثل خیلی از روزای زندگیم امروزم دلم هواتو کرده روز جمعه وقتی پیام سمانه و جواد رو خوندم که باهم اومدن زیارت از حسرت و دلتنگی زندگیم می سوخت .چقدر دلم برات تنگه.دلم برای صدای قشنگ نقاره خونت پرمیزنه.واسه غروب حرم قشنگ و ماهت.برای حال و هوای زائرات.

دلم واسه بوی مشهدت تنگ شده.حتی واسه آشغالای خیابونات این دل تنگه .دلم واسه کبوترای حرمت آخ . . . . . . . . واسه آسمون گنبدت واسه پنجره فولادت واسه پله های آرامگاه شیخ حرعاملی که وقتی میای بالا گنبدت مثل خورشید طلوع میکنه خیلی تنگه .

دلم. . . . . . . . دلم. . . . . . . . بخدا دلم برات تنگ شده .سال قبل مارو طلبیدی اما امسال ماه رمضان تموم شد و شما . . . . . . . .همسفرای پارسال الان تو حرمن و ما . . . . . . . .

حتی دلم واسه ترمینالت هم تنگ شده .از اونجا گنبد قشنگت پیداست .لحظه های آخرین نگاه به گنبد .

آقا؟چقدر این دل باهات حرف داره اما مهلتی نیست.

الان که مینویسم بغض این گلوی منو خفه کرده.تا کی باید بنویسم :دلم برات تنگ شده؟ای کاش منو به آرزوم برسونی.یعنی روزی میاد که این فرشته ی مجنون مجاورت بشه ؟خدایا تنها آرزوم همینه که مجاور آقا امام رضام بشم .

آقای خوبم کاش کلمه ی دیگه ای بلد بودم تا بهت اوج دلتنگی و غصه دوریتو میفهموندم .واژه ها اونقدر محدود و ناچیزن که حتی یه ریزه از دلتنگی من تو اونا جانمیشه .

روزا از پی هم میگذره .خیلی چیزا تو زندگی مشترک رنگ و بوی دوران قبل ازدواج رو نمیده حتی خیلی چیزا فراموش میشه اما عشقت فکرت یادت هر روز واسه من پررنگتر میشه .

واسه من عشق تو آسون نبود که حالا مشکل بشه .از همون روزای اول که عاشقم کردی حس دلتنگی و غصه ی دوریت با من بود.یه وقتایی مثل یه مریض رو به موت دلم اونقدر بی تابی میکنه که حس میکنم چشام از فرط گریه از کاسه در اومده .بعضی روزا دلتنگیت باعث غرورمه .یه روزایی مرهم دردام میشه .چه میشه کرد تقدیر من اینه که از دوریت از عشقت بسوزم اما نذار بمیرم .نذار آرزوی مجاور شدنت به دلم بمونه .آقا جون؟نذار مجنونت پیش چشم دشمناش سرافکنده بشه .بذار اونایی که منو مسخره میکنن بدونن امام رضا واسه همه رئوفه حتی واسه سگی مثل من

 

یه حرم پر از صفا میون قلب عاشقا

هزار هزار بال ملک فرش حرم تا بخدا

گنبد طلا.ایوون طلا.صحن طلا.دست طلا

هرچی بگم بازم کمه خودت طلا امام رضا

تو این دنیای بی کسی آقا ببین جار میزنم

تو شهر غربت آقا جون تکیه به دیوار میزنم

زل میزنم یه گوشه ای روبرومه نور خدا

یه مرد خوب و مهربون بهش میگن امام رضا

دلم میخواد رو گنبدت تو حرمت

تا که یه لحظه ببینم جلوه جود و کرمت

یکی داره داد میزنه تو صحن گوهرشاد تو

یکی دخیل بسته آقا به پنجره فولاد تو

یکی داره با شور و شین عشقو پیشت رو میکنه

با جارو نه... با وژه هاش صحنتو جارو میکنه !!!!!!!!

یکی داره اینجور میگه آقام غریب الغربا

اگه میشه یه بار دیگه منو ببر کرب و بلا

گنبد طلا.ایوون طلا.صحنت طلا.دستت طلا

هرچی میخوای ازم بگیر منو ببر کرب و بلا
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------سلااااااااااااااااااااااام آقا جان بعد از چندین هفته این توفیق حاصل شد تا بیام به اینجا .یک ماه از ازدواجمون میگذره .آخ که چقدر دلم برای آپ کردن تنگ شده بود .امروز روز خیلی خوبیه آخه به آرزوم رسیدم .آرزویی جز تو ندارم .حالا که تو این بلاگ مینویسم دلم آروم نداره.

مثل همیشه دلتنگتم .پارسال بعد از ماه رمضان اومدیم پابوست .پس فردا عید فطره و من منتظرم تا مثل پارسال ما دوتا رو راهی کنی .

وای چقدر باهات حرف داشتم اما حالا هرچی فکر میکنم چیزی به ذهنم نمیرسه

منو ببخش بعد از این همه وقت بادست خالی اومدم که بگم :دوستت دارم و همیشه به یادتم .خواستمن بدونی شاید فرصتی پیش نیاد که بلاگ رو آپ کنم اما این دل همیشه واست پرمیزنه حتی اگه خیلی پرمشغله باشم .
یه زندگی دوباره

 

سلام آقا جان

از ۵شنبه که عروسی کردیم فقط چند روز میگذره اما تو این چند روز اندازه چند سال شرمنده خدا شدم .من آدم خوبی نبودم یعنی اونقدر خوب نبودم که شایسته چنین همسری باشم .میدونم کارایی که آقا جواد واسه من کرده هیچ مردی واسه زنش نمی کنه .چی بگم که جز شکر خدا کاری ازم نمیاد .

روز قبل از عروسی اینقدر دلتنگت بودم که کسی نمیتونست باور کنه من عروس فردام .همین که تنها میشدم دلم پر میزد تو حرمت .هر چی با تلفن گویا تماس گرفتم تا باهات حرف بزنم کسی جواب نمی داد .دلم همیشه دیوونه وار تو حرمت پر میزنه .

سال قبل بعد از ماه رمضان ما رو راهی سفر عاشقی کردی .امسال . . . . . . . .

سحرای حرم تو هیچ جای عالم نداره

پیش گنبد طلائیت حتی کعبه کم میاره

دلم از تو جون گرفته از تو آب و دون گرفته

من و بی تو زهده موندن خدا اون روزو نیاره

دلم میخواد برامون دعا کنی ماه رمضان امسال هردو فرشته بشیم .دعا کن لحظه ای رو از دست ندیم

حرف واسه گفتن زیاده و مجال نوشتن محدود .

عشق تو گوهره و تو هر دلی جا نمیشه

هر دلی خاطرخواه عزیز زهرا نمیشه

تو خودت لیاقت دیوونگی به من دادی

آره هیچ جا عاقل دیوونه پیدا نمیشه
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 11:16  توسط مجنون ترین مجنون   |  6 نظر
اولین سالگرد عقدمون هم رسید

 

سلام امام رضای من

مثل همیشه دلم برات خیلی تنگ شده.۴شنبه ای که گذشت سرسجاده نمازم دلم یه دفعه ای پرزد تو حرمت.راستی چندروز پیش از شبکه یزد حرم باصفاتونو نشون میدادن.لحظه ی نقاره زدن .آقا؟دلم خیلی برات تنگ شده خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی

دیروز اولین سالگرد عقدمون بود .مثل همه آدما ما هم گفتیم چه زود گذشت اما من خدا رو واسه تک تک ثانیه هاش شاکرم .تو این یک سال هردو به آرامش عجیبی رسیدیم .تقریبا اونی که دنبالش بودیم .اما به قول آقا جواد ما باید هرسال پیشرفت کنیم تا تنها آرزومون قرب الی الله باشه .

تو این یکسال شما ما دو تا رو دوبار طلبیدی .یادمه پارسال چقدر دلم میخواست ماه رمضان تموم بشه تا هر دو واسه اولین بار باهم بیایم پابوستون .یادش بخیر چقدر خوش گذشت .امسال برناممون واسه زیارت شما ردیف نیست اما شما با یک اشاره ردیفش کن .

دلم میخواد اونقدر منو امام رضایی کنی که مثل خودتون صبور و مهربون و باگذشت بشم .آقا ؟کمکمون کنید ما خیلی محتاجیم محتاج یه نگاه که تمام زندگیمونو زیرو رو کنه .

یا امام رضا ادرکنی .
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 8:34  توسط مجنون ترین مجنون   |  3 نظر
حرفایی که تا حالا نزده بودم
سلام آقا جان .خوش به حال زائرایی که الان تو حرمت در حال زیارتن.خوش به سعادت اونایی که ماه روضان امسال تو حرمت معتکفن

این روزا یه حس غریبی منو بیخواب کرده .دلم واسه بچگیام خیلی تنگ شده .حوض فیروزه ای تو کوچه حنا و آب تنی های تابستون من و احمد .فرفره درست کردنای رضا و دعاهای زنی که عمه صغرای تمام یزدیها بود(خدابیامرزدش)

دلم واسه روز اول مدرسه واسه دبستان طالقانی خیلی تنگ شده .دلم هوای راهنمایی ام کلثوم و شیطنت های من و زهرا و سمیه رو کرده .دلم واسه اون لحظه ای که اولین بار اومدم زیارتت پرپر میزنه

حتی واسه اون غربت خوابگاه مائده هم تنگ شده .دلم واسه کلاس همیشه خوب کامپیوتر تو دبیرستان فردوسیان تنگه .آخ که چقدر دلم میخواد دوباره روزای دانشکده حضرت رقیه برگرده از همون روز اول ثبت نام تا اون روز که دفاعیه داشتیم .

دلم این روزا حتی واسه همین ترمی که گذشت هم تنگ شده .زندگیم مثل یه فیلم هر شب از جلو چشام میگذره و من متحیرم که چطور بزرگ شدم .حالا اون فرشته ی شلوغ و جیغ جیغو اونقدر بزرگ شده که هفتم شهریور عروسیشه .خداااااااا. . . . . . . .

آقا جونم؟میترسم  نه از آینده  از مردم این زمونه میترسم تا حالا مامان و بابا همیشه مراقبم بودن اما از این به بعد من میشم یه خانوم .کدبانوی خونه .یعنی از پس این مسئولیت سنگین برمیام ؟هرچی میخوام خودمو آروم کنم نمیشه .همش تو یه حالتی مثل شک موندم .

دلم میخواد از این فکرا خلاص بشم و تمام سعی خودمو بکنم تا این مسئولیت رو به نحو احسن انجام بدم اما . . . . . . . .

آقا جون تو رو خدا دعام کن .من میترسم از این دنیا و مردم پستی که فقط به منافع خودشون فکر میکنن.میترسم از مکر و حیلشون .میدونم که "وا... خیرالماکرین" اما من صبرشو ندارم که از پشت خنجر بخورم .من تحمل نامردی رو ندارم واسه همین میترسم .ازت میخوام دعام کنی بحق جگرگوشت آقا امام جواد دعام کن که منم زینب وار صبور باشم و فاطمه وار عفیف.

آخیش به خدا آروم میشم وقتی باهات حرف میزنم .الهی قربونت برم من
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 10:14  توسط مجنون ترین مجنون   |  4 نظر
دوسالگی وبلاگ امام رضا

 

سلام آقا جان امروز نه به مناسبت دوساله شدن نه به هیچ بهونه دیگه ای دلم برات تنگ شده خیلی زیاد .تولدت داره نزدیک میشّه و باز از تلویزیون همش از حرمت حرف میزنن صدای نقاره خونت تو گوشامه حتمی تو این ساعت دارن نقاره میزنن .

حمید و فاطمه الان اونجان و ما . . . . . . . .

ازت ممنونم و خدا رو شاکرم که تو این دوسال بهم اجازه و توفیق داد تا باهات از این طریق صحبت کنم .

دلم مثل همیشه پر از بهونه شماست .

دلم میخواد تا آخر عمرم نویسنده این بلاگ باشم یکی از دلخوشی هام همین نوشتن و آپ کردن بلاگه .

سحرای حرم تو هیچ جای عالم نداره

پیش گنبد طلایئت حتی کعبه کم میاره

دلم از تو جون گرفته از تو آب و دون گرفته

من و بی تو زنده موندن خدا اون روزو نیاره

میزنم پر پر پر سوی تو گشته دل دل دل آهوی تو

بی تو آشیون ندارم توئی همزبونو یارم

پیش پای زائر تو سرمو هدیه میارم

تو که شاه  مهربونی با گداها همزبونی

تا که بنده تو هستم با کسی کاری ندارم

میزنم می می از جام تو بسته ام دل دل در دام تو

 
+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 20:0  توسط مجنون ترین مجنون   |  5 نظر
یه سوغاتی محشر

 

سلام امام رضای مهربونم .سلام عزیزتر از جونم

الهی فرشته قربون صدای ناز تو

الهی آرزوهام فدای اون چشای تو

بالاخره ماری هم از مشهدالرضا برگشت با دستای پر از کرم و لطفت!!!!!!!!

وقتی پیام داد که دقیق ۸تا از دونه های تسبیحتو امام رضا گرو نگه داشته فکر نمیکردم تا این حد از داشتن این تسبیح به آرامش برسم آخه این تسبیح سوغات سفر عمره دانشجویی فرزانه هست .

آقا ؟بگو من چجوری باشم تا تو راضی باشی .دیشب بعد از مدتها مشغله آزاد و رها از همه جا مثل قدیم تو سکوت شب بغض دلتنگیم ترکید .۵شنبه حمید و فاطمه میان پابوست تا زندگی مشترکشونو با زیارت تو شروع کنن.راستی که خوشا به حالشون

کم پیش اومده به کسی حسودی کنم اما اونا فرق دارن. آخه عقدشون تو روز تولدت بود و ازدواجشون با زیارت تو شروع میشه و من . . . . . . . .

نمیدونم چی بگم تا ناشکری نشه من به عشقت قانعم اما یه روزایی از فرط دلتنگی گلایه هام فوران میکنه .آقا جواد میگه شما هم راضی نیستی که من اینجوری از دوریت اشک بریزم اما خودت بگو آدم وقتی دلتنگ میشه باید عشقشو ببینه اما من که ازت دورم جز با اشک هیچ جوری سبک نمیشم .

ارباب مهربونم میدونم که اگه ازت بخوام به زودی ما رو بطلبی جز جسارت چیزی به حساب نمیاد اما خوب میدونم که واسه تو کاری نداره فقط یه اشاره بسه .

دلم این روزا خیلی هواییته .دیشب وقتی چشام به عکست خیره شدن یادم به شبایی اومد که با حرف زدن با همین چند تا عکس صبح میشد .یادم به روزایی اومد که به امید مجاور شدنت به شب میرسید اما حالا. . . . . . . .

ناشکری نکنم شاید خدا این آرزو رو حالا ازم گرفت اما شاید در آینده منو به تو برسونه .درسته اینو ازم گرفت اما خیلی چیزا بهم داد خدا رو بابت همه ی نداده ها و داده هاش شاکرم .

شنبه که بیاد این بلاگ ۲ساله میشه .به حرف آقا وحید گوش دادم و از اول باگ رو خوندم .به قول سید محمد باقر اگه تو توفیق ندی هیچ پستی تو بلاگ نمیاد .تو به من لطف کردی و کمکم کردی تا این ۲سال بلاگ رو آپ کنم .همه دلخوشیم همین بلاگه .هروقت دلتنگ میشم هر موقع خوشحالم میم اینجا انگاری جلو ضریحت نشستم سفرا دلم باز میشه و عقدا هام خالی.

ازت ممنونم که اجازه میدی واست بنویسم .درسته خیلی وقته شعر نگفتم اما خودت خوب میدونی که من تمام سعی خودمو میکنم اما نمیشه .

ازم گلایه نکنی ای کاش باور داشته باشی واسه من همه چیزی.منو ببخش که با این کلمات ناچیز نمی تونم اوج عشقمو بنویسم .

عزیز دلم ؟یه چیزی رو مطمئنم و حاضرم بابتش قسم بخورم که من از دوری و دلتنگی شما دق می کنم .

ازت یه خواهش دارم عشقتو هرگز ازم نگیر و  وقت مردن پاهای قشنگتو رو چشای مجنونت بذار.آقا جان یا امام رضا ادرکنی
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 10:14  توسط مجنون ترین مجنون   |  2 نظر
یه دل تنگی محض

 

هر چند حال و روز زمین و زمان بد است
یک قطعه از بهشت در آغوش مشهد است
حتی اگر به آخر خط هم رسیده ای
آنجا برای عشق شروع مجدد است

سلام آقا جانم.دیروز تولد گل گلخونتون بود و من از راه دور پشت خطوط تلفن به شما سلام دادم .

از وقتی مریمو مشهدی کردی دلم یه حال عجیبی داره خوشحال از اینکه ماری اومده پیشت و دلتنگ چون من اینجام و . . . . . . . .

پس فردا تولد امیرالمومنینه .آغاز ۳رئز اعتکاف .خوش به حال اونایی که تو مسجد گوهرشادت معتکف میشن .خوش به حال ماری و خانوادش که تو چنین ایمی اونا رو طلبیدی .

آقا جون؟حرفام خیلی زیاد بود اما نمی دونم چی میشه وقتی این صفحه میاد دلم آرومتر میشه .الان فکر می کنم که غصه ای جز دوری و دلتنگی شما ندارم .

ازتون میخوام به همین ماه و روزای عزیز خدا دعامون کنید تا ما م عاقبت به خیر بشیم .دعا کنید تا اونقدر خوشبخت باشیم که همه خوشبختی رو از زندگی ما الگو بگیرند.ازتون خواهش میکنم که کارو تنها نذارید و فراموشمون نکنید .

عشق تو گوهره و تو هر دلی جا نمیشه

هر دلی خاطرخواه عزیز زهرا نمیشه

تو خودت لیاقت دیوونگی به من دادی

آره هیچ جا عاقل دیوونه پیدا نمیشه

اقتباس از وب مجنون امام رضا

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 20:59  توسط مسعود نوری   | 

ضريح منوّر

به درستى روشن نيست كه از چه زمان، نخستين ضريح بر روى قبر مطهر امام رضا عليه السلام نصب شده، اما مسلّم اين است كه تا قرن هشتم هجرى ، بالاى قبر مطهر ضريحى نبوده است؛ زيرا كسانى كه در آن تاريخ مشهد را زيارت كرده و گزارش سفر خود را نوشته اند، از وجود ضريح يادى به ميان نياورده، و تنها از صندوقى كه بر فراز قبر بوده است، خبر داده اند.
از اين كسان مى توان جهانگرد نامور، ابن بطوطه را ياد كرد كه در سفرنامه خويش گزارش ديدار از مشهد را چنين مى نويسد:
مشهد مكرّم امام رضا قبه هاى بزرگ دارد. قبر امام در داخل زاويه اى است با مدرسه اى و مسجدى در كنار آن. و اين عمارتها همه با سبكى بسيار زيبا و مليح ساخته شده و ديوارهاى آن كاشى است. روى قبر صندوق چوبى قرار دارد كه سطح آن را با صفحات نقره پوشانيده اند. از سقف مقبره قنديلهاى نقره آويزان است.
از اين سخن پيداست كه در سال 734 هجرى ، يعنى زمان بازديد ابن بطوطه از مشهد، ضريحى بر بالاى قبر نبوده است.
گرچه دليل معتبرى بر اين سخن نيست، امّا گويا گذاشتن ضريح از عصر صفويان آغاز شده و براى نخستين بار در زمان آنان بوده است كه بر آن قبر مطهر ضريحى برپا شده است. برخى نيز بر اين باورند كه نصب ضريح از روزگار تيموريان شروع شده و از آن پس تا كنون، در دوره هاى گوناگون و بر پايه نياز زائران حرم مطهّر، ضريحى جديد نصب شده است.
بر اساس قراين و پژوهشهايى كه محققان انجام داده اند، ضريح كنونى ، پنجمين ضريحى است كه بر روى قبر مطهر امام رضا عليه السلام نصب شده است. براى آشنايى شما، اينك تاريخ و مشخّصات هر يك از اين ضريحهاى پنجگانه را مى نگاريم.

ضريح اول:
نخستين ضريح، ضريحى چوبى با تسمه هاى فلزى و پوشش طلا و نقره بوده است كه در اواسط قرن دهم يعنى در دوران شاه طهماسب صفوى به سال 957 ق. ساخته و بر روى صندوقچه چوبى نصب شده است. در كتيبه دور اين ضريح، سوره هل اتى به خط ثلث شيوا مكتوب بوده و در كتيبه طلايى سردر آن، تاريخ نصب بدين شرح نوشته بوده است:
به توفيق الهى و تأييد پناهى و ائمه معصومين صلواة الله عليهم اجمعين، طهماسب بن اسماعيل از صفوى بوضع اين محجر طلا در اين موضع عرش اعتلا موفق و مؤيد گرديد (سنه 957).
در سال 998 كه عبدالمؤمن خان ازبك، پس از قتل عام مردم خراسان، مايملك و اموال آنان را به يغما برد، بخشى از اموال آستان مقدس همچون قنديل هاى طلا، كتب و قرآن هاى نفيس خطى از جمله قطعه الماسى به درشتى يك تخم مرغ، و ميل طلايى كه به فرمان شاه طهماسب فراز مضجع مطهر نصب بوده است، همراه تعدادى از فرشهاى آستان مقدس، نيز، به هرات و بخارا برده مى شود.
به هنگام نصب ضريح دوم، نخستين ضريح برچيده نمى شود و ضريح جديد روى آن قرار مى گيرد، امّا در سال 1311 شمسى كه صندوق طلاى مرقد منور به دليل فرسودگى پايه ها عوض مى شود، ضريح مذكور برچيده شده، طلا و نقره و جواهرات آن از چوب ها جدا گرديده و به خزانه منتقل مى شود.

ضريح دوم:
ضريح مرصّع فولادى معروف به ضريح نگين نشان است كه در سال 1160 هجرى به آستانه مقدس تقديم و بر فراز قبر مطهر نصب شده است. بر اساس شواهد تاريخى ، واقف ضريح، شاهرخ فرزند رضا قلى ميرزا، فرزند نادرشاه افشار و نوه شاه سلطان حسين صفوى است.
اين ضريح، فولادى و بدون سقف بوده و پنجره ها و شبكه هاى چهار طرف آن با گوى ها و ماسوره هايى مزيّن به ياقوت و زمرّد آرايش يافته كه شمار آن به دوهزار مى رسيده است.
در كتيبه اى كه بالاى در ورودى ضريح بوده، چنين آمده است:
نيازمند رحمت ايزد مستعان و تراب اقدام زوار اين آستان ملائك پاسبان، سبط سلطان نادر شاهرخ شاه الحسينى الموسوى الصفوى بهادرخان، به وقف و نصب اين ضريح قبه هاى مرصّع چهار گوشه ضريح مقدّس مبارك موفق گرديد 1160 هجرى
در زمان توليت ميرزا سعيد خان، براى مصون ماندن نذورات و جواهرات داخل ضريح مطهر، شبكه و پوشش مطلاّيى به عنوان سقف بر روى ضريح منوّر قرار مى گيرد.
يكى از خصوصيّات ضريح دوم اين بود كه واقف به هنگام ساخت و نصب آن يادآور شده بود كه اين ضريح هرگز نبايد از روى قبر مطهر برداشته شود و انتقال آن به جاى ديگر جواز شرعى ندارد. از اين رو، تا پيش از نصب ضريح پنجم، اين ضريح در همان جاى خود بوده است، امّا با شروع عمليات نصب پنجمين ضريح و ضرورت زيرسازى هاى استوار و مستحكم براى ماندگارى طولانى آن، راهكارى براى حل اين مشكل درنظر گرفته شد. بدين منظور در طول دو سال، از طبقه زيرين رواق دارالولاية كه اينك رواق دارالاجابة در آن جا قرار دارد، مساحتى به شعاع 2 متر و عمق 90/2 از زير ضريح مطهر خاكبردارى شد، ديواره هاى آن با سنگ پوشش و آرايش يافت، و ضريح دوم به آن جا انتقال يافت. با اين كار، هم نظر واقف آن يعنى ماندن همواره ضريح بر قبر مطهر رعايت گرديد و هم بر استحكام پايه هاى ضريح كنونى افزوده شد.

ضريح سوم:
در روزگار سلطنت فتحعلى شاه قاجار، ضريحى فولادى و ساده به ابعاد 3متر در 4متر و با ارتفاع 2متر ساخته و روى ضريح نگين نشان نصب مى شود. سقف اين ضريح با چوبهايى طلاكوب پوشش يافت و در طرف پايين پاى مبارك درِ مرصّع تقديمى شاه قاجار نصب شده بود.


اين ضريح تا پايان عهد نيابت توليت دكتر سيد فخرالدين شادمان برجا بود و سپس به موزه مركزى آستان قدس منتقل شد و اكنون نيز در همان جاست و بازديدكنندگان مى توانند آن را از نزديك ببينند.
در سال 1330 شمسى ، نيابت توليت وقت، يعنى دكتر سيد جلال الدين تهرانى تصميم مى گيرد كه آن را برچيده و به جاى آن ضريحى نوين نصب كند. با اين كه نقشه هاى آن فراهم مى شود، اما به دليل دگرگونى اوضاع سياسى و اجتماعى ، اين كار به تأخير مى افتد.

ضريح چهارم:
سرانجام در سال 1338 شمسى ، ضريح سوم برداشته شد و به موزه انتقال يافت و به جاى آن، ضريحى جديد نصب گرديد؛ هر چند هنوز ضريح دوم در جاى خود قرار داشت. ضريح چهارم كه به ضريح شير و شكر معروف است، تا سال 1379 شمسى برپا بود و همه ما آن را به ياد داريم و تصاوير فراوانى از آن وجود دارد. درباره اين ضريح و مشخصات آن وحتى چگونگى قرارداد ساخت آن، اطلاعات خوبى در دست است.


طرف قرارداد آستان قدس رضوى براى ساخت اين ضريح و ناظر اجراى آن، مرحوم سيد ابوالحسن حافظيان بود و استاد هنرمند، حاج محمدتقى ذوفن اصفهانى ، با همراهى شمارى از استادان، طراحى و اجراى ساخت ضريح را طى قراردادى كه در سال 1336 منعقد شد، پذيرفت.
مرحوم حافظيان با گروهى از اهل خير تماس گرفت و آنان را به فراهم نمودن هزينه ساختن ضريح تشويق كرد و درنهايت مقرر شد كه اين كار با مشاركت مالى آستان قدس به سرانجام برسد. با تأمين بودجه اين كار توسط مردم نيكوكار و اختصاص بخشى از طلا و نقره و جواهرات مورد نياز آن از خرانه آستان قدس و آمدن هنرمندان اصفهانى به مشهد، كار ساخت ضريح در بست پايين خيابان و در يكى از ساختمانهاى حرم مطهر شروع شد و پس از دو سال و نيم كار پياپى ، ضريح جديد آماده نصب گرديد.


معروف است كه سازندگان ضريح، براى استحكام آن به دنبال چوب گردوى خشك بودند تا پايه ها و اساس ضريح را روى آن قرار دهند. با توجه به كمياب بودن اين نوع چوب، مرحوم حاج حسين آقا ملك آن را تهيه كرد و در اختيار هنرمندان قرار داد.
ضريح جديد به تاريخ 14 شعبان سال 1379 هجرى قمرى ، برابر با 22 بهمن ماه 1338 هجرى شمسى به جاى ضريح پيشين نصب شد.

ويژگى هاى ضريح چهارم
1 ـ ضريح چهارم 14 پنجره دارد، داراى 05/4 طول، 06/3 متر عرض و 90/3 متر ارتفاع است و حدود هفت تن وزن است.
2 ـ پايه ها و ستون ها و كتيبه ها كه داراى پوشش نقره است، با نقش هاى اسليمى و ختايى زينت يافته است.
3 ـ بين هر دو زاويه از پنجره هاى آن، يك صفحه بيضى از طلا نصب شده كه وزن هر يك 50 مثقال است.
4 ـ بر روى هر يك از پنجره هاى آن، صفحه اى از طلا و نقره نصب است كه روى هر يك نام يكى از 14 معصوم به خط ثلث مرحوم شيخ احمد زنجانى نوشته شده و و پيرامون آن با فيروزه آرايش يافته است.
5 ـ بالاى اين كتيبه ها، بر صفحاتى نقره اى به برجستگى يك سانتى متر، سوره مباركه هل اتى نگارش شده است.
6 ـ در چهار گوشه آن، چهار خوشه انگور زرّين، به سان نمادى از شهادت مظلومانه حضرت به وسيله انگور زهرآگين ساخته شده كه وزن مجموع آنها 1250 مثقال است.
7 ـ گرداگرد ضريح روى صفحاتى از طلا، سوره مباركه يس به خط ثلث فضائلى كتابت شده است.

8 ـ بر فراز كتيبه يادشده، و بر لبه ضريح مطهر، 44 برگ از نقره ملمّع به طلا، در ميان 44 گلدان ملمّع، به شيوه بسيار زيبايى نصب شده و بر صفحه اى مدوّر و محدّب، نامى از اسماى حسناى الهى نوشته شده است. زمينه اين صفحات، ميناكارى لاجوردى است و با گلهاى رنگارنگ آرايش شده و خطوط برجسته آن طلاكارى شده است. اين اسماى 44گانه كه با چينشى دقيق، 12 نام ديگر از آن به دست مى آيد، به خط زنجانى است.
9 ـ سقف آن با قطعاتى از نقره طلاكارى شده، پوشش يافته و به گلهايى درشت و زيبا منتهى شده است. در چهار طرف سقف، چهار كتيبه به خط ثلث مرحوم محمّد رضوان ديده مى شود.
10 ـ پوشش داخلى سقف، رنگ روغن سفيد و آبى ايرانى است كه مرحوم رضوان آن را نگارگرى كرده است. پيرامون آن نيز در زمينه اى لاجوردى ، آيه نور يك بار به رنگ سفيد و با خط ثلث و يك بار به رنگ طلايى و با خط كوفى نگاشته شده است.
11 ـ بر روى سقف داخلى آن، اين دوبيتى نوشته شده است:

هاتفى وصف اين ضريح بگفت عَـجَـز الصانعون عَن صِفتك
بـهـر تـاريخ دُرّ معنى سُفت مـا عَـرَفـنـاكَ حقّ معرفَتِك

كه به حساب ابجد، از مجموع حروف مصراع چهارم آن، عدد 1379 به دست مى آيد كه تاريخ نصب ضريح به سال قمرى است. شگفت آن كه همين تاريخ به سال شمسى ، زمان جمع آورى آن و نصب ضريح پنجم شده است.
گفتنى است مرحوم حافظيان از فاضلان برجسته خراسان بود و ساليانى چند در هندوستان و در كوههاى كشمير و سرچشمه هاى رود گنگ، به رياضت و تهذيب نفس مى پرداخت. او آيات قرآن و اسماى حسناى الهى را بر پايه علم اعداد، چينشى خاصّ مى داد و از آن نتايجى مى گرفت. بنابراين، همه نوشته هاى رو و داخل ضريحى كه وى ساخته است، برخاسته از منظور و هدفى بوده كه تنها آگاهان به آن رشته درك و فهم آن را مى توانند.
مرحوم حافظيان خود گفته است كه در يكى از گوشه هاى ضريح، دوبيتى ديگرى نيز به اين ترتيب نوشته شده است:

بنهاد ضريحى ز سر صدق به اخلاص بر مرقد شاهى كه به خورشيد دهد نور
هر كس كه ببوسد، ز سر صدق بگويد: اى بوالحسن حافظيان! سعى تو مشكور

ضريح پنجم:
در سال 1372 شمسى و در پى سايش و فرسودگى بخش هايى از ضريح چهارم و با توجه به روى آوردن روزافزون زائران و دلباختگان حرم مطهر رضوى ، لازم ديده شد كه ضريح جديدى كه داراى استوارى و استحكام بيشترى باشد، ساخته شود و به جاى ضريح پيشين نصب گردد.


* * *


بدين منظور، به كوشش آستان قدس رضوى ، كارشناسان زبردست و هنرمندان تواناى ايرانى گرد آمدند و با گزينش طرح استاد محمود فرشچيان ، كار ساخت ضريح جديد را آغاز كردند. نخست ستونها و پايه هاى آن كه آميزه اى از آهن و چوب است، ساخته شد و آن گاه كار قلمزنى و زرگرى بر روى پوششهاى طلا و نقره آن زير نظر استاد فرشچيان به استاد خداداده اصفهانى واگذار گرديد. پس از هفت سال كار پياپى ، سرانجام در روز سه شنبه 16 اسفند سال 1379 شمسى برابر با عيد قربان سال 1421 هجرى قمرى ، ضريح جديد براى زيارت مشتاقان آماده شد و پس از حدود دو ماه بسته بودن گرداگرد حرم مطهر، چشم زائران شيفته به بقعه منور امام روشن گرديد.


همان گونه كه پيشتر گفتيم، در اين مرحله، ضريح دوم نيز به فضاى پايين حرم مطهر انتقال يافت.
كار اصلى طرّاحى اين ضريح را استاد محمود فرشچيان، نامورترين نگارگر معاصر ايران در عرصه جهانى ، به صورت افتخارى انجام داده و در ازاى اين خدمت خود، هيچ گونه دستمزد و صله مادّى نخواسته و نستانده و تنها چشم به عنايت و شفاعت امام داشته است. وى خود چگونگى نقش آفرينى در اين كار را طى گفت و گويى بيان كرده كه آن را مى توانيد در اين جا بخوانيد. خوشنويسى آيات قرآن و ديگر نوشته هاى ضريح نيز همه اثر خامه هنرمند توانا، سيد محمّد موحّد است.


ويژگى هاى ضريح پنجم
1 ـ طول: 78/4 متر، عرض: 73/3 متر، ارتفاع: 96/3 متر، وزن: 12 تن.
2 ـ صفحه هاى طلايى و نقره اى پوشش ضريح، ضخيم تر از صفحه هاى ضريح پيشين است و پيوند آنها با يكديگر بدون استفاده از پيچ هاى فلزى انجام گرفته است.
3 ـ در پيرامون ضريح سوره هاى هل اتى و يس خوشنويسى شده است.
4 ـ در نماى داخلى ضريح نيز اسماى حسناى الهى به گونه اى بديع خاتم كارى شده و نگاره هاى استاد فرشچيان به كوشش استاد كشتى آراى شيرازى به جلوه درآمده است.
5 ـ سنگ مضجع منوّر كه پيشتر از يازده قطعه تشكيل شده بود، سنگى از جنس مرمر يكپارچه است كه يرامون آن كتيبه هايى از آيات قرآن، در نهايت زيبايى و جلا و صفا حجّارى شده است.
6 ـ چهارده پنجره دارد كه هر يك به شكل محراب ساخته شده و محرابهاى هر يك از اضلاع، از بالا به هم پيوند مى خورد و به نام مقدّس الله كه جامع نامهاى جمال و جلال و كمال الهى است، منتهى مى شود.
7 ـ همه نقش ها، قوس ها، مقرنس ها، لچكى ها، كتيبه ها و... با نمادها و سمبل هاى معمارى هنرى بناى رفيع حرم مطهر رضوى هماهنگى دارد.
8 ـ در تقسيم بندى هاى ظاهرى و ترسيم گل ها و اشكال، به اعداد 5 (به نام خمسه طيبه)، 8 ( هشتمين امام شيعيان)، 12 (دوازده امام) و 14 (چهارده معصوم) و گل آفتابگردان (نمودى از لقب شمس الشموس) توجه خاصى شده است.

ايجاد استحكامات و بتون ريزى كف روضه منوره و برقرارى سامانه هوادهى ديوارى و زمينى ، و نيز مرمّت آيينه كارى ها و كاشيكارى ها و كتيبه هاى پيرامون بقعه متبرّكه، از جمله اقداماتى بوده كه همزمان با عمليات نصب ضريح جديد صورت پذيرفته است.


Copyright © 1998 - 2008 Imam Reza (A.S.) Network, All rights reserved.
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 19:7  توسط مسعود نوری   | 

                                                       گنبد مطهر

مشخص ترين نماد و نشانه بيرونى حرم مطهر امام رضا عليه السلام، گنبد طلايى آن است كه مجاوران و مسافران با ديدن آن بناى بشكوه، سلام ودرودى بر هشتمين امام نثار مى سازند.

بنا بر نقل كتب تاريخى ، نخستين گنبد بر فراز مزار قدسى حضرت امام رضا عليه السلام ، به فرمان سلطان سنجر سلجوقى (511 ـ 552 ق) و به كوشش وزير وى ، شرف الدين قمى ساخته شد. جنس آن گنبد از كاشى بود. گنبد آغازين همان است كه اينك از داخل حرم مطهر ديده مى شود و سطح مقعّر و مقرنس آينه كارى آن پيداست.
در دوران شاه طهماسب صفوى ، پس از جمع آورى خشتهاى كاشى ، گنبدى با روكش طلا بر فراز گنبد پيشين بنا شد. اين همان گنبدى است كه امروزه در نماى بيرونى به چشم مى آيد.
در شورش ازبكها، خشتهاى طلاى گنبد به چپاول رفت.
در سال 1009ق كه شاه عباس صفوى از پايتخت آن روز، اصفهان، پياده رهسپار مشهد گرديد، مدتى در مشهد اقامت گزيد و دستور داد كه گنبد مطهر، بارديگر با خشتهايى از مس و روكش طلايى پوشيده شود و اين كار به دست كمال الدين محمود يزدى به تحقق پيوست. بر پايه آن چه در كتيبه گنبد ديده مى شود، اين كار در سال 1010ق آغاز شده و در سال 1116ق به پايان رسيده است. متن كتيبه گنبد كه اثر خامه خوشنويس نامدار ايرانى عليرضا عباسى است، و با قلم طلايى بر زمينه فيروزه اى به خط ثلث نوشته شده، چنين است:

بسم الله الرحمن الرحيم من عظائم توفيقات الله سبحانه ان وفق السلطان الاعظم مولى ملوك العرب و العجم صاحب النسب الطاهر النبوي و الحسب الباهر العلوي تراب اقدام خدام هذه الروضة المنورة الملكوتية مروّج آثار اجداده المعصومين السلطان ابن السلطان ابوالمظفر شاه عباس الموسوي الصفوي بهادرخان. فاستسعد بالمجيء ماشياّ على قدميه من دارالسلطنة اصفهان الى زيارة هذا الحرم الاشرف و قد تشرّف بزينة هذه القبة من خلّص ماله في سنة الف و عشر و تمّ في سنة الف و ستةعشر.
بنا براين، گنبدى كه اينك مشاهده مى شود، همان بنايى است كه حدود چهارصد سال از ساخت آن مى گذرد.
در سال 1084ق و در زمان شاه سليمان صفوى ، به دنبال وقوع زمين لرزه، به گنبد مطهر نيز آسيبهايى وارد آمد و شمارى از خشتهاى طلايى آن از جا كنده شد. وى دستور داد تا گنبد بازسازى شود و كتيبه اى بر آن افزوده گردد كه اين رخداد را حكايت نمايد. اين كتيبه اكنون به صورت چهار ترنج در اطراف گنبد مطهر ديده مى شود. متن كتيبه يادشده چنين است:
من ميامن منن الله سبحانه الذي زين السماء بزينة الكواكب و رصع هذه القباب العلى بدرر الدراري الثواقب ان استسعد السلطان الاعدل الاعظم و الخاقان الاكرم الافخم اشرف ملوك الارض حسبا و نسبا و اكرمهم خلقا و ادبا مروج مذهب اجداده الائمة المعصومين و محيي مراسم آبائه الطيبين الطاهرين السلطان بن السلطان شاه سليمان الصفوي الموسوي بهادرخان بتذهيب هذه القبة العرشية الملكوتية و تزيينها و تشرّف بتجديدها و تحسينها اذا تطرق اليه الانكسار و سقطت لبناتها الذهبية التي كانت تشرق كالشمس في رابعة النهار بسبب حدوث الزلزلة العظيمة في هذه البلدة الكريمة في سنة اربع و ثمانين و الف و كان هذه التجديد الجديد في سنة ثمانين و الف. كتبه محمدرضا امامي.
در سال 1353 شمسى خشتهاى طلايى گنبد كه شفافيّت خود را از دست داده بود، برداشتند و پس از رنگ آميزى مجدّد آن با آب طلا، آن را در جاى خود قرار دادند.

ابعاد گنبد به اين شرح است:
ارتفاع از كف حرم تا زير سقف گنبد درونى 8/18 متر
ارتفاع از كف حرم تا بالاى گنبد طلاى بيرونى 20/31 متر
ارتفاع از اوّل طلاكارى تا تيزه گنبد 40/16 متر
ارتفاع سر طوق گنبد 50/3 متر
محيط خارجى 10/42 متر

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 19:4  توسط مسعود نوری   | 

مراسم اولین سالگرد دکتر امین پور
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 6:29  توسط مسعود نوری   | 

 
2
*
*
*
*