تبليغاتX
GOTVAND CITY
عکس های گتوند
حكایت باد و باران و آفتاب...

تصاویر خبرگزاری ایسنا وفارس از مراسم تشييع قيصر در گتوند

نگاهى به كارنامه شعرى قيصر امين پور وقيصــــــــــــــــــر در نگاه هم عصرانش

قیصرامین پور ---- شاعران سراسر دنیا به یک زبان حرف می زنند 

ميزگرد «بررسى جهان شاعرانه قيصر امين پور»

گفتگو

ناگهان چقدرزودديرمي شود

دکترقیصرامین پور

دل نوشته «حسام الدین سراج» در رثای «قیصر امین‌پور»

نگاهى كوتاه به شعر قيصر در مجموعه

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 8:9  توسط مسعود نوری   | 

قيصرامين پور

خانه خدا

پيش از اينها فكر ميكردم خدا

خانه اي دارد ميان ابرها

مثل قصر پادشاه قصه ها

خشتي از الماس وخشتي از طلا

پايه هاي برجش از عاج وبلور

بر سر تختي نشسته با غرور

ماه برق كوچكي از تاج او

هر ستاره پولكي از تاج او

اطلس پيراهن او آسمان

نقش روي دامن او كهكشان

رعد و برق شب صداي خنده اش

سيل و طوفان نعره توفنده اش

دكمه پيراهن او آفتاب

برق تيغ و خنجر او ماهتاب

هيچكس از جاي او آگاه نيست

هيچكس را در حضورش راه نيست

پيش از اينها خاطرم دلگير بود

از خدا در ذهنم اين تصوير بود

آن خدا بي رحم بود و خشمگين

خانه اش در آسمان دور از زمين

بود اما در ميان ما نبود

مهربان و ساده وزيبا نبود

در دل او دوستي جايي نداشت

مهرباني هيچ معنايي نداشت

هر چه مي پرسيدم از خود از خدا

از زمين، از آسمان،از ابرها

زود مي گفتند اين كار خداست

پرس و جو از كار او كاري خطاست

آب اگر خوردي ، عذابش آتش است

هر چه مي پرسي ،جوابش آتش است

تا ببندي چشم ، كورت مي كند

تا شدي نزديك ،دورت مي كند

كج گشودي دست، سنگت مي كند

كج نهادي پاي، لنگت مي كند

تا خطا كردي عذابت مي كند

در ميان آتش آبت مي كند

با همين قصه دلم مشغول بود

خوابهايم پر ز ديو و غول بود

نيت من در نماز و در دعا

ترس بود و وحشت از خشم خدا

هر چه مي كردم همه از ترس بود

مثل از بر كردن يك درس بود

مثل تمرين حساب و هندسه

مثل تنبيه مدير مدرسه

مثل صرف فعل ماضي سخت بود

مثل تكليف رياضي سخت بود

                 *****

تا كه يكشب دست در دست پدر

راه افتادم به قصد يك سفر

در ميان راه در يك روستا

خانه اي ديديم خوب و آشنا

زود پرسيدم پدر اينجا كجاست

گفت اينجا خانه خوب خداست!

گفت اينجا مي شود يك لحظه ماند

گوشه اي خلوت نمازي ساده خواند

با وضويي دست ورويي تازه كرد

با دل خود گفتگويي تازه كرد

گفتمش پس آن خداي خشمگين

خانه اش اينجاست اينجا در زمين؟

گفت آري خانه او بي رياست

فرش هايش از گليم و بورياست

مهربان وساده وبي كينه است

مثل نوري در دل آيينه است

مي توان با اين خدا پرواز كرد

سفره دل را برايش باز كرد

مي شود درباره گل حرف زد

صاف و ساده مثل بلبل حرف زد

چكه چكه مثل باران حرف زد

با دو قطره از هزاران حرف زد

مي توان با او صميمي حرف زد

مثل ياران قديمي حرف زد

ميتوان مثل علف ها حرف زد

با زبان بي الفبا حرف زد

ميتوان درباره هر چيز گفت

مي شود شعري خيال انگيز گفت....

               *****

تازه فهميدم خدايم اين خداست

اين خداي مهربان و آشناست

دوستي از من به من نزديك تر

از رگ گردن به من نزديك تر….

 

دکتر قیصرامین پور

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 6:52  توسط مسعود نوری   | 

شكار عكّاسمراسم تشيعمراسم تشيع
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 7:11  توسط مسعود نوری   | 

زه گتند زدوم وه در تا شيخ سليمو تا قيامت يادمه او عهد و پيمو

شعرهای قیصر

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 7:9  توسط مسعود نوری   | 

 

دستور زبان عشق

دست عشق از دامن دل دور باد!
می‌توان آیا به دل دستور داد؟


می‌توان آیا به دریا حكم كرد
كه دلت را یادی از ساحل مباد؟


موج را آیا توان فرمود: ایست!
باد را فرمود: باید ایستاد؟


آنكه دستور زبان عشق را
بی‌گزاره در نهاد ما نهاد


خوب می‌دانست تیغ تیز را
در كف مستی نمی‌بایست داد

لینک دانلود کتاب" به قول پرستو" اثر قیصر امین پور

اجرای زنده و کوتاه قطعه نیلوفرانه

لینک دانلود "نیلوفرانه" از قیصر امین پور، با صدای علیرضا افتخاری

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 6:51  توسط مسعود نوری   | 

قیصر امین‌پور هرچند همیشه از مصاحبه گریزان بود؛ اما رسانه‌ها هیچ‌گاه از نامش نمی‌گذشتند. امروز هم خبرها با او شروع شد؛ اما این‌بار خبر، خبر رفتن بود... قیصر امین‌پور «دستور زبان عشق» را سرود و از دنیا رفت. او آخرین مجموعه‌ی شعرش را مردادماه به‌دست علاقه‌مندان رساند. این آخری‌ها كارهای چاپ‌نشده‌ی سیدحسن حسینی را به سرانجام رساند و هنوز قرار بود كلیات حسینی فقید زیر نظر او منتشر شود؛ اما... این شاعر و استاد دانشگاه حدود ساعت 3 بامداد امروز سه‌شنبه هشتم آبان‌ماه در حالی‌كه چندماهی بود 48ساله شده بود، پس از تحمل سال‌ها درد و بیماری بر اثر ایست قلبی درگذشت. امین‌پور چند سال پیش عمل پیوند كلیه انجام داده بود و چندی قبل نیز یك جراحی قلب را پشت سر گذاشت. عضو پیوسته‌ی فرهنگستان زبان و ادب فارسی شامگاه گذشته در پی احساس درد به بیمارستان دی تهران مراجعه كرد؛ اما دیگر بیماری را تاب نیاورد و همان‌جا چشم از دنیا فروبست. آثار قیصر امین‌پور «دستور زبان عشق» (1386)، «تنفس صبح» و «در كوچه‌ی آفتاب» (1363)، «آینه‌های ناگهان» (1372) و «گل‌ها همه آفتابگردانند» (1380) از مجموعه‌های شعر این شاعر برای بزرگسالان هستند. «گزینه‌ی اشعار» او هم در سال 1378 منتشر شد. همچنین «توفان در پرانتز» (نثر ادبی) و «منظومه‌ی ظهر روز دهم» (برای نوجوانان) (1365)، «مثل چشمه، مثل رود» (برای نوجوانان) (1368)، «بی‌بال پریدن» (نثر ادبی برای نوجوانان) و «گفت‌وگوهای بی‌گفت‌وگو» (1370)، «به‌قول پرستو» (برای نوجوانان) (1375)، و «سنت و نوآوری در شعر معاصر» (1383) از دیگر آثار امین‌پور هستند. نگاهی به زندگی قیصر امین‌پور به گزارش ایسنا، قیصر امین‌پور دوم اردیبهشت‌ماه سال 1338 در گتوند خوزستان متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در زداگاهش گذراند و دوره‌ی راهنمایی و دبیرستان را در دزفول سپری كرد. سال 1357 در رشته‌ی دامپزشكی دانشگاه تهران پذیرفته شد؛ ‌اما یك سال بعد، از این رشته انصراف داد و به دانشكده‌ی علوم اجتماعی همین دانشگاه رفت. در همان سال در شكل‌گیری حلقه‌ی هنر و اندیشه‌ی اسلامی با افرادی چون سیدحسن ‌حسینی، سلمان هراتی، محسن مخملباف، حسام‌الدین سراج، محمدعلی محمدی، یوسفعلی میرشكاك، حسین خسروجردی و... همكاری داشت (گروهی كه بنیانگذاران جوان حوزه‌ی هنری نام گرفتند و بعدترها چهره‌هایی چون سهیل محمودی، ساعد باقری، محمدرضا عبدالملكیان، عبدالجبار كاكایی، فاطمه راكعی و علیرضا قزوه نیز به آنان پیوستند). البته هشت سال بعد یعنی در سال 1366، به‌همراه بسیاری از هم‌دوره‌یی‌هایش، از حوزه‌ی هنری خارج شد. از دیگر نهادهایی كه قیصر امین‌پور در شكل‌گیری آن‌ها نقش داشت، به تشكیل دفتر شعر جوان در سال 1368 می‌توان اشاره كرد. او در سال 1363 مجددا رشته‌ی تحصیلی خود را تغییر داد و در رشته‌ی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران به تحصیل مشغول شد؛ تا این‌كه در سال 1369 تحصیل در دوره‌ی دكتری این رشته را آغاز كرد و دفاع از رساله‌ی پایان‌نامه‌اش ـ با راهنمایی دكتر محمدرضا شفیعی كدكنی و همكاری دكتر اسماعیل حاكمی و دكتر تقی پورنامداریان ـ با عنوان "سنت‌ و نوآوری در شعر معاصر" در سال 1376 انجام شد. دكتر امین‌پور كه تجربه‌ی تدریس در مقطع راهنمایی را در فاصله‌ی سال‌های 1360 تا 1362 در كارنامه‌ی خود داشت، از سال 1367 نیز به تدریس در دانشگاه الزهرا (س) پرداخت. اما شروع تدریس او در دانشگاه تهران به سال 1370 برمی‌گردد. امین‌پور مدتی نیز به فعالیت‌های مطبوعاتی اشتغال داشت. منبع : ایسنا
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 23:47  توسط مسعود نوری   | 

حكایت باد و باران و آفتاب... گزین‌گویه‌هایی از «قیصر امین‌پور» در باب هنر و سیاست فردی با كلاه و پالتو در حال عبور بود. باد و باران و آفتاب ادعا كردند می‌توانند كلاه و پالتو آن فرد را از تنش در آورند... . باد هر چه سریعتر وزید، آن فرد خودش را بیشتر جمع و جور كرد، همینطور باران، ولی آفتاب آرام آرام تابید تا اینكه آن فرد هم آرام‌آرام متاثر شد و كلاه و پالتو از تن بدر شدند... . به گزارش خبرنگار ادبی فارس مرحوم «قیصر امین‌پور» مانند بسیاری دیگر از اهالی فرهنگ صاحب نظراتی بود كه اگر چه مدون و مكتوب ارائه نشده‌اند اما اطرافیان و علاقمندانش در محافل مختلف آنها را شنیده‌اند. گزین‌گویه‌های زیر توسط یكی از علاقمندان «قیصر» و از یكی از این محافل روایت شده كه در اختیار خبرگزاری فارس قرار گرفته است. - امروز، اولین روز از روزهای باقیمانده عمر ماست كه می‌توانیم دوباره بیاغازیم... . -شاعران، یقولون ما لا تفعلون اند، الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و ذكروا الله كثیرا ... . -امام (ره) می‌فرمود وظیفه ما انجام تكلیف است، ما به نتیجه كاری نداریم ... . -عصر امروز، دوران تردید، بدگمانی و بی‌ایمانی است در این فضا باید از معنویت دفاع كرد... . -باید دریابیم با چه زبانی با جهان معاصر ارتباط برقرار كنیم تا بتوانیم موثرتر باشیم ... . -با هنر می‌توان مخاطب را تا لبه سكوی پرش پیش برد ولی باید بگذاریم در نهایت خودش بپرد... . -هنر اصالتا" یك كار فردی است، نباید منتظر بود دیگران بیایند. هر كس باید سلوك خود را داشته باشد و البته آنرا در جمع عرضه كند. راه‌ها متفاوت است مهم این است كه جهت یكی باشد... . -تنوع در فعالیتهای هنری رحمت است نه زحمت فقط باید راه بهره‌برداری بهتر از این تنوع‌ها و بعضاً تضادها را فرا بگیریم. در این راه كشف فضاهای تازه و خلاقیت‌های جدید هم مهم است... . -بودند كسانی كه به ما انتقاد می‌كردند چرا برای امام (ره) شعر می‌گوییم ولی خودشان برای هر كسی شعر می‌گفتند... . (دفاع استاد از سابقه شعر انقلاب) -ما می‌خواهیم با زبان هنر بگوییم جهان معنا دارد، دارد و به سمت و سویی روان است... . -همه 124 هزار پیامبر آمده‌اند یك حقیقت را بگویند، ابوسعید هم گفت: «خدایش بیامرزد آنكه برخیزد و قدمی فرا پیش نهد.»... . -آن منتقد عرب می‌گفت اگر همه هنرمندان جهان فقط یك جور حرف بزنند، دنیا جهنم می‌شود ولی اگر همه سیاستمداران جهان فقط یك جور حرف بزنند، دنیا بهشت می‌شود. البته بنده معتقدم سیاستمداران هم می‌توانند هر كدام نظر خود را داشته باشند این تضادها را باید ار ج نهاد... . -زبان عشق و زبان هنر، زبان آشتی بین‌المللی است... . -در كنار نگاه آرمان گرایانه (ایده‌ال) به آینده نگاه واقع بینانه (رئال) هم داشته باشیم ... . -در اوایل كار حوزه هنری، نه رییس بود نه مرئوس نه از تاك نشان بود نه از تاك نشان، امكانات هم نبود، حتی راهی هم نبود كه پای خود را جای آن بگذاریم باید مسیرهای جدید تجربه می‌شد... . -در جهان امروز باید یاد بگیریم چگونه از حقیقت دفاع كنیم... . منبع : خبرگزاری فارس
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 23:34  توسط مسعود نوری   | 

دل نوشته «حسام الدین سراج» در رثای «قیصر امین‌پور» در آسمان ابری دلم خاطرات او مرور می‌شوند. خاطرات قیصر و سلمان و سید ... و آن شبهای شور و شعر و درد و داغ و گلچین زمانه كه گل‌های باغ را یكی پس از دیگری چید و داغ فراق بر دلها نشاند. حسام الدین سراج خواننده موسیقی سنتی و از دوستان نزدیك مرحوم قیصر امین پور در یادداشتی كه آن را در اختیار خبرگزاری فارس قرارداده از «قیصر امین پور» یاد كرده است: رفت اما خیل دلها را با خود برد باران چشمها بدرقه راهش و سینه‌های جوشان داغدار فراقش بود قیصر ملك ادب .امین شرف شعر فارسی از میان ما رفت. در آسمان ابری دلم خاطرات او مرور می‌شوند. خاطرات قیصر و سلمان و سید ... و آن شبهای شور و شعر و درد و داغ و گلچین زمانه كه گل‌های باغ را یكی پس از دیگری چید و داغ فراق بر دلها نشاند. باری،هر كدام نمونه صفا و زلالی در كلام بودند و این‌بار نوبت بر قیصر رسید. بردبار و خوش خلق كه برای همه معاشرانش مظهر متانت و وقار بود. «قیصر» خوش لحن مبدع زلال كه اشعارش صفا و معصومیت كودكی داشت. گرچه به لحاظ صنعت شعر قوی و استوار بود از عهد آدم و از آغاز عالم عاشق بود و با آسمان همراز من از عهد آدم تو را دوست دارم از آغاز عالم تو را دوست دارم چه شبها من و آسمان تا دم صبح سرودیم نم‌نم تو را دوست دارم از كلامش بوی معرفت استشمام می‌شد .معرفتی كه به زبان امروز بیان می‌شد.راز و نیازش عاری از تكلف و تصنع و ریا بود. زدل برلبم تا دعایی برآید اجابت زهر یاربم می‌تراود ز دین ریا بی نیازم، بنازم به كفری كه از مذهبم می‌تراود از كوته نظریهای دیگران بزرگوانه در می‌گذشت و همه را عین لطف حضرت حق می‌دید. به چشم بد مردمان عین خوبی است كه من هر چه دیدم ،زچشم تو دیدم دهانم شد از بوی نام تو لبریز به هر كس كه گل گفتم و گل شنیدم با دلش رو راست بود و آنچه را دلش نمی‌پذیرفت ،نمی‌گفت تا آنجا كه صفای روح و زلالی باطن را فرا تر از بازی واژه‌ها می‌دانست. تو را با تپش‌های قلبم سرودم به این واژه‌ها احتیاجی ندارم اهل حكمت و بصیرت بود. همچون همه بزرگان قبیله عشق و سخن وصف زیبایی و بصیرت را در این دو بیت چه حكیمانه بیان می‌كند. زاییده چشم ماست زیبایی؟ یعنی كه جمال در نظر این است؟ یا چشم خود از جمال می‌زاید معنای بصیریت و بصر این است؟ ... اسرار بلاغت و مطول را خواندیم تمام، مختصر این است: زیبایی راز، راز زیبایی است آن راز نهفته در هنر این است در عین حكمیانه سروردن شور و شوق دلنشین عارفانه نیز در سخنش موج می‌زد دو ذولفونت شب و روی تو ماهه از این شب روزگار مو سیاه دلم شد راهی دریای چشمت از این پس كار چشمم رو براهه .... سماع یاد تو در سینه برپاست تموم خانه اول خانقاهه باری - با همه درد و رنج بیماری كه به شانه جسمش سنگینی می‌كرد. همیشه دیگران میهمان لبخند و تواضعش بودند. اما این اواخر گویی از صحبت ما نیك به تنگ آمده بود و دلش از زمین و زمان گرفته بود كه گفت: بیا مرا ببر ای عشق با خودت به سفر راز خویش بگیر و مرا ز خویش ببر .... دلم زدست زمین و زمان به تنگ آمد مرا ببر به زمین و زمانه‌ای دیگر روح پرفتوحش قرین رحمت حق باد. حسام الدین سراج پاییز 86 منبع : خبرگزاری فارس
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 23:5  توسط مسعود نوری   | 

قیصر امین پور هم پرواز را برگزید و رفت... دوباره یک خبر کوتاه و موجز. یک شعر و چند لینک... ... دردهاي من/ جامه نيستند/ تا ز تن درآورم/ «چامه و چكامه نيستند»/ تا به «رشته سخن» در آورم/ نعره نيستند/ تا ز «ناي جان» برآورم/ دردهاي من نگفتني/ دردهاي من نهفتني است... دردهاي من گرچه مثل دردهاي مردم زمانه نيست/ درد مردم زمانه است/ مردمي كه چين پوستينشان/ مردمي كه رنگ روي آستينشان/ مردمي كه نام‌هايشان/ جلد كهنه شناسنامه‌هايشان/ درد مي‌كند/ من ولي تمام استخوان بودنم/ لحظه‌هاي ساده سرودنم/ درد مي‌كند/ انحناي روح من/ شانه‌هاي خسته غرور من/ تكيه‌گاه بي‌پناهي دلم شكسته است/ كتف گريه‌هاي بي‌بهانه‌ام/ بازوان حس شاعرانه‌ام/ زخم خورده است/ دردهاي پوستي كجا؟/ درد دوستي كجا؟ اين سماجت عجيب/ پافشاري شگفت دردهاست/ دردهاي آشنا/ دردهاي بومي غريب/ دردهاي خانگي/ دردهاي كهنه لجوج/ اولين قلم حرف حرف درد را/ در دلم نوشته است/ دست سرنوشت،خون درد را/ با گلم سرشته است/ پس چگونه سرنوشت ناگزير خويش را رها كنم/ درد/ رنگ و بوي غنچه دل است/ پس چگونه من/ رنگ و بوي غنچه را ز برگ‌هاي توبه‌توي آن جدا كنم؟/ دفتر مرا/ دست درد مي‌زند ورق/ شعر تازه مرا/ درد گفته است/ درد هم شنفته است/ پس در اين ميانه من/ از چه حرف مي‌زنم؟/ درد، حرف نيست/ درد، نام ديگر من است/ من چگونه خويش را صدا كنم؟ لینک دانلود "نیلوفرانه" از قیصر امین پور، با صدای علیرضا افتخاری اجرای زنده و کوتاه قطعه نیلوفرانه لینک دانلود کتاب" به قول پرستو" اثر قیصر امین پور خاطراتی از قيصر امين پور ‍ در دوران دانشكده شاعری مثل چشمه مثل رود؛ قیصر امین پور هم رفت آخرین عکسهای قیصر امین پور گزارش تصويري وداع با قيصر امين پور
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 21:36  توسط مسعود نوری   | 

حكایت باد و باران و آفتاب... گزین‌گویه‌هایی از «قیصر امین‌پور» در باب هنر و سیاست فردی با كلاه و پالتو در حال عبور بود. باد و باران و آفتاب ادعا كردند می‌توانند كلاه و پالتو آن فرد را از تنش در آورند... . باد هر چه سریعتر وزید، آن فرد خودش را بیشتر جمع و جور كرد، همینطور باران، ولی آفتاب آرام آرام تابید تا اینكه آن فرد هم آرام‌آرام متاثر شد و كلاه و پالتو از تن بدر شدند... . به گزارش خبرنگار ادبی فارس مرحوم «قیصر امین‌پور» مانند بسیاری دیگر از اهالی فرهنگ صاحب نظراتی بود كه اگر چه مدون و مكتوب ارائه نشده‌اند اما اطرافیان و علاقمندانش در محافل مختلف آنها را شنیده‌اند. گزین‌گویه‌های زیر توسط یكی از علاقمندان «قیصر» و از یكی از این محافل روایت شده كه در اختیار خبرگزاری فارس قرار گرفته است. - امروز، اولین روز از روزهای باقیمانده عمر ماست كه می‌توانیم دوباره بیاغازیم... . -شاعران، یقولون ما لا تفعلون اند، الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و ذكروا الله كثیرا ... . -امام (ره) می‌فرمود وظیفه ما انجام تكلیف است، ما به نتیجه كاری نداریم ... . -عصر امروز، دوران تردید، بدگمانی و بی‌ایمانی است در این فضا باید از معنویت دفاع كرد... . -باید دریابیم با چه زبانی با جهان معاصر ارتباط برقرار كنیم تا بتوانیم موثرتر باشیم ... . -با هنر می‌توان مخاطب را تا لبه سكوی پرش پیش برد ولی باید بگذاریم در نهایت خودش بپرد... . -هنر اصالتا" یك كار فردی است، نباید منتظر بود دیگران بیایند. هر كس باید سلوك خود را داشته باشد و البته آنرا در جمع عرضه كند. راه‌ها متفاوت است مهم این است كه جهت یكی باشد... . -تنوع در فعالیتهای هنری رحمت است نه زحمت فقط باید راه بهره‌برداری بهتر از این تنوع‌ها و بعضاً تضادها را فرا بگیریم. در این راه كشف فضاهای تازه و خلاقیت‌های جدید هم مهم است... . -بودند كسانی كه به ما انتقاد می‌كردند چرا برای امام (ره) شعر می‌گوییم ولی خودشان برای هر كسی شعر می‌گفتند... . (دفاع استاد از سابقه شعر انقلاب) -ما می‌خواهیم با زبان هنر بگوییم جهان معنا دارد، دارد و به سمت و سویی روان است... . -همه 124 هزار پیامبر آمده‌اند یك حقیقت را بگویند، ابوسعید هم گفت: «خدایش بیامرزد آنكه برخیزد و قدمی فرا پیش نهد.»... . -آن منتقد عرب می‌گفت اگر همه هنرمندان جهان فقط یك جور حرف بزنند، دنیا جهنم می‌شود ولی اگر همه سیاستمداران جهان فقط یك جور حرف بزنند، دنیا بهشت می‌شود. البته بنده معتقدم سیاستمداران هم می‌توانند هر كدام نظر خود را داشته باشند این تضادها را باید ار ج نهاد... . -زبان عشق و زبان هنر، زبان آشتی بین‌المللی است... . -در كنار نگاه آرمان گرایانه (ایده‌ال) به آینده نگاه واقع بینانه (رئال) هم داشته باشیم ... . -در اوایل كار حوزه هنری، نه رییس بود نه مرئوس نه از تاك نشان بود نه از تاك نشان، امكانات هم نبود، حتی راهی هم نبود كه پای خود را جای آن بگذاریم باید مسیرهای جدید تجربه می‌شد... . -در جهان امروز باید یاد بگیریم چگونه از حقیقت دفاع كنیم... . منبع : خبرگزاری فارس
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 21:18  توسط مسعود نوری   | 

مراحل آماده سازي (قيصريه)آرامگاه قيصر شعر ايران در زادگاهش شهرستان گتوند.
 آرامگاه قيصر امين پورقيصر امين پور آرامگاه قيصر
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 6:6  توسط مسعود نوری   | 

اگر داغ رسم شقايق نبود
تو را مي‌توانستم اي دور از دور يك بار ديگر ببينم

 
images/20071030/suddenly.jpg
 
جام جم آنلاين: انتخاب گزیده هایی از قیصر امین پور برای بازخوانی کاری مشکل است. به خصوص حالا که نیست و وقتی شعرهایش را ورق می زنی چشمانش پیش چشمانت است و صدایش آرام آرام از دور می آید و...
خسته ام از آرزوها، آرزوهاى شعارى
شوق پرواز مجازى، بال هاى استعارى
لحظه هاى کاغذى را روز و شب تکرار کردن
خاطرات بایگانى، زندگى هاى ادارى
روى میز خالى من، صفحه باز حوادث
در ستون تسلیت ها، نامى از ما یادگارى

***

سراپا اگر زرد و پژمرده ایم
ولى دل به پائیز نسپرده ایم
چو گلدان خالى لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم
اگر داغ دل بود، ما دیده ایم
اگر خون دل بود، ما خورده ایم
اگر دل دلیل است، آورده ایم
اگر داغ شرط است، ما برده ایم
اگر دشنه دشمنان، گردنیم
اگر خنجر دوستان، گرده ایم
گواهى بخواهید، اینک گواه
همین زخم هایى که نشمرده ایم!
دلى سر بلند و سرى سر به زیر
از این دست عمرى به سر برده ایم

***

گفتی: غزل بگو! چه بگویم؟ مجال کو؟
شیرین من، برای غزل شور و حال کو؟
پر می زند دلم به هوای غزل، ولی
گیرم هوای پر زدنم هست، بال کو؟
گیرم به فال نیک بگیرم بهار را
چشم و دلی برای تماشا و فال کو؟
تقویم چارفصل دلم را ورق زدم
آن برگهای سبِِِِزِِ سرآغاز سال کو؟
رفتیم و پرسش دل ما بی جواب ماند
حال سؤال و حوصله قیل و قال کو؟

***

دردهای من
جامه نیستند
تا ز تن در آورم
چامه و چکامه نیستند
تا به رشته سخن درآورم
نعره نیستند
تا ز نای جان بر آورم
دردهای من نگفتنی
دردهای من نهفتنی است
دردهای من
گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست
درد مردم زمانه است
مردمی که چین پوستینشان
مردمی که رنگ روی آستینشان
مردمی که نامهایشان
جلد کهنه شناسنامه هایشان
درد می کند
من ولی تمام استخوان بودنم
لحظه های ساده سرودنم
درد می کند
انحنای روح من
شانه های خسته ی غرور من
تکیه گاه بی پناهی دلم شکسته است
کتف گریه های بی بهانه ام
بازوان حس شاعرانه ام
زخم خورده است
دردهای پوستی کجا؟
درد دوستی کجا؟
این سماجت عجیب
پافشاری شگفت دردهاست
دردهای آشنا
دردهای بومی غریب
دردهای خانگی
دردهای کهنه لجوج

***

اگر می توانستم
اگر داغ رسم قدیم شقایق نبود
اگر دفتر خاطرات طراوت پر از ردپای دقایق نبود
اگر ذهن آیینه خالی نبود
اگر عادت عابران بی خیالی نبود
اگر گوش سنگین این کوچه ها
فقط یک نفس می توانست
طنین عبوری نسیمانه را به خاط سپارد
اگر آسمان می توانست ، یکریز
شبی چشمهای درشت تو را جای شبنم ببارد
اگر رد پای نگاه تو را باد و باران
از این کوچه ها آب و جارو نمی کرد
اگر قلک کودکی لحظه ها را پس انداز می کرد
اگر آسمان سفره هفت رنگ دلش را برای کسی باز می کرد
و می شد به رسم امانت
گلی را به دست زمین بسپریم
و از آسمان پس بگیریم
اگر خاک کافر نبود
و روی حقیقت نمی ریخت
اگر ساعت آسمان دور باطل نمی زد
اگر کوها کر نبودند
اگر آبها تر نبودند
اگر باد می ایستاد
اگر حرفهای دلم بی اگر بود
اگر فرصت چشم من بیشتر بود
اگر می توانستم از خاک یک دسته لبخند پرپر بچینم
تو را می توانستم ای دور از دور یک بار دیگر ببینم
اگر می توانستم
اگر داغ رسم قدیم شقایق نبود
اگر دفتر خاطرات طراوت پر از ردپای دقایق نبود
اگر ذهن آیینه خالی نبود
اگر عادت عابران بی خیالی نبود
اگر گوش سنگین این کوچه ها
فقط یک نفس می توانست
طنین عبوری نسیمانه را به خاطر سپارد
اگر آسمان می توانست ، یکریز
شبی چشمهای درشت تو را جای شبنم ببارد
اگر رد پای نگاه تو را باد و باران
از این کوچه ها آب و جارو نمی کرد
اگر قلک کودکی لحظه ها را پس انداز می کرد
اگر آسمان سفره هفت رنگ دلش را برای کسی باز می کرد
و می شد به رسم امانت
گلی را به دست زمین بسپریم
و از آسمان پس بگیریم
اگر خاک کافر نبود
و روی حقیقت نمی ریخت
اگر ساعت آسمان دور باطل نمی زد
اگر کوهها کر نبودند
اگر آبها تر نبودند
اگر باد می ایستاد
اگر حرفهای دلم بی اگر بود
اگر فرصت چشم من بیشتر بود
اگر می توانستم از خاک یک دسته لبخند پرپر بچینم
تو را می توانستم ای دور از دور یک بار دیگر ببینم!

***

خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن
زغم‌های دگر غیر از غم عشقت رها کن
تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری
شکسته قلب من جانا به عهد خود وفا کن
خدایا بی‌پناهم، ز تو جز تو نخواهم
اگر عشقت گناه است، ببین غرق گناهم
چو نیلوفر عاشقانه چنان می‌پیچم به‌پای تو
که سرتا پابشکفد گل ز هر بندم در هوای تو
به دست یاری، اگر که نگیری، تو دست دلم را دگر که بگیرد
به آه و زاری، اگر نپذیری، شکسته دلم را دگر که پذیرد

گلچين اشعار از خبرگزاري مهر

 

 

 

/ شعر قیصر امین پور /
پر می زند دلم به هوای غزل
خبرگزاری مهر - گروه فرهنگ و ادب: انتخاب گزیده هایی از قیصر امین پور برای بازخوانی کاری مشکل است. به خصوص حالا که نیست و وقتی شعرهایش را ورق می زنی چشمانش پیش چشمانت است و صدایش آرام آرام از دور می آید و...

خسته ام از آرزوها، آرزوهاى شعارى
شوق پرواز مجازى، بال هاى استعارى
لحظه هاى کاغذى را روز و شب تکرار کردن
خاطرات بایگانى، زندگى هاى ادارى
روى میز خالى من، صفحه باز حوادث
در ستون تسلیت ها، نامى از ما یادگارى

***

سراپا اگر زرد و پژمرده ایم
ولى دل به پائیز نسپرده ایم
چو گلدان خالى لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم
اگر داغ دل بود، ما دیده ایم
اگر خون دل بود، ما خورده ایم
اگر دل دلیل است، آورده ایم
اگر داغ شرط است، ما برده ایم
اگر دشنه دشمنان، گردنیم
اگر خنجر دوستان، گرده ایم
گواهى بخواهید، اینک گواه
همین زخم هایى که نشمرده ایم!
دلى سر بلند و سرى سر به زیر
از این دست عمرى به سر برده ایم

***

گفتی: غزل بگو! چه بگویم؟ مجال کو؟
شیرین من، برای غزل شور و حال کو؟

پر می زند دلم به هوای غزل، ولی
گیرم هوای پر زدنم هست، بال کو؟

گیرم به فال نیک بگیرم بهار را
چشم و دلی برای تماشا و فال کو؟

تقویم چارفصل دلم را ورق زدم
آن برگهای سبِِِِزِِ سرآغاز سال کو؟

رفتیم و پرسش دل ما بی جواب ماند
حال سؤال و حوصله قیل و قال کو؟

***

دردهای من
جامه نیستند
تا ز تن در آورم
چامه و چکامه نیستند
تا به رشته سخن درآورم
نعره نیستند
تا ز نای جان بر آورم

دردهای من نگفتنی
دردهای من نهفتنی است

دردهای من
گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست
درد مردم زمانه است
مردمی که چین پوستینشان
مردمی که رنگ روی آستینشان
مردمی که نامهایشان
جلد کهنه شناسنامه هایشان
درد می کند

من ولی تمام استخوان بودنم
لحظه های ساده سرودنم
درد می کند

انحنای روح من
شانه های خسته ی غرور من
تکیه گاه بی پناهی دلم شکسته است
کتف گریه های بی بهانه ام
بازوان حس شاعرانه ام
زخم خورده است

دردهای پوستی کجا؟
درد دوستی کجا؟

این سماجت عجیب
پافشاری شگفت دردهاست
دردهای آشنا
دردهای بومی غریب
دردهای خانگی
دردهای کهنه ی لجوج

***

اگر می توانستم
اگر داغ رسم قدیم شقایق نبود
اگر دفتر خاطرات طراوت پر از ردپای دقایق نبود
اگر ذهن آیینه خالی نبود
اگر عادت عابران بی خیالی نبود
اگر گوش سنگین این کوچه ها
فقط یک نفس می توانست
طنین عبوری نسیمانه را به خاط سپارد
اگر آسمان می توانست ، یکریز
شبی چشمهای درشت تو را جای شبنم ببارد
اگر رد پای نگاه تو را باد و باران
از این کوچه ها آب و جارو نمی کرد
اگر قلک کودکی لحظه ها را پس انداز می کرد
اگر آسمان سفره هفت رنگ دلش را برای کسی باز می کرد
و می شد به رسم امانت
گلی را به دست زمین بسپریم
و از آسمان پس بگیریم
اگر خاک کافر نبود
و روی حقیقت نمی ریخت
اگر ساعت آسمان دور باطل نمی زد
اگر کوها کر نبودند
اگر آبها تر نبودند
اگر باد می ایستاد
اگر حرفهای دلم بی اگر بود
اگر فرصت چشم من بیشتر بود
اگر می توانستم از خاک یک دسته لبخند پرپر بچینم
تو را می توانستم ای دور از دور یک بار دیگر ببینم

اگر می توانستم
اگر داغ رسم قدیم شقایق نبود
اگر دفتر خاطرات طراوت پر از ردپای دقایق نبود
اگر ذهن آیینه خالی نبود
اگر عادت عابران بی خیالی نبود
اگر گوش سنگین این کوچه ها
فقط یک نفس می توانست
طنین عبوری نسیمانه را به خاطر سپارد
اگر آسمان می توانست ، یکریز
شبی چشمهای درشت تو را جای شبنم ببارد
اگر رد پای نگاه تو را باد و باران
از این کوچه ها آب و جارو نمی کرد
اگر قلک کودکی لحظه ها را پس انداز می کرد
اگر آسمان سفره هفت رنگ دلش را برای کسی باز می کرد
و می شد به رسم امانت
گلی را به دست زمین بسپریم
و از آسمان پس بگیریم
اگر خاک کافر نبود
و روی حقیقت نمی ریخت
اگر ساعت آسمان دور باطل نمی زد
اگر کوهها کر نبودند
اگر آبها تر نبودند
اگر باد می ایستاد
اگر حرفهای دلم بی اگر بود
اگر فرصت چشم من بیشتر بود
اگر می توانستم از خاک یک دسته لبخند پرپر بچینم
تو را می توانستم ای دور از دور یک بار دیگر ببینم!

***

خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن

زغم‌های دگر غیر از غم عشقت رها کن

تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری 

شکسته قلب من جانا به عهد خود وفا کن

خدایا بی‌پناهم، ز تو جز تو نخواهم

اگر عشقت گناه است، ببین غرق گناهم

چو نیلوفر عاشقانه چنان می‌پیچم به‌پای تو

که سرتا پابشکفد گل ز هر بندم در هوای تو

به دست یاری، اگر که نگیری، تو دست دلم را دگر که بگیرد
 
به آه و زاری، اگر نپذیری، شکسته دلم را دگر که پذیرد

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 23:41  توسط مسعود نوری   | 

جام جم آنلاين: اي غم، تو كه هستي از كجا مي‌آيي؟
هر دم به هواي دل ما مي‌آيي
باز آي و قدم به روي چشمم بگذار
چون اشك به چشمم آشنا مي‌آيي!
... مثل هميشه كه ساده و خسته و بي‌پيرايه مي‌آمد، اينك نيز ساده و خسته و بي‌پيرايه! پر كشيد و رفت.
تفاوت در آن است كه ديگر نمي‌توان خستگي‌ها را در عمق چشمانش يافت كه براي ابد آن چشمان آرميده اند.
اكنون خستگي را در چشمهايي بايد ديد كه اشك ريزان بر ستون تسليت جرايد مي‌خوانند: كوچ ابدي قيصر امين پور! خود چه زيبا مي‌گويد:
عاقبت پرونده ام را، با غبار آرزوها
خاك خواهد بست روزي ، باد خواهد برد باري
روي ميز خالي من، صفحه‌ي باز حوادث
در ستون تسليت‌ها، نامي از ما يادگاري
- اجازه دهيد به تاسي از خود وي بگوييم دريغا!
ما كه تاكنون دريغا گو نبوديم و از او آموختيم كه بگوييم: دريغا!
ما كه اينهمه براي عشق
آه و ناله دروغ مي‌كنيم!
راستي چرا
در رثاي بيشمار عاشقان
- كه بيدريغ-
خون خويش را نثارعشق مي‌كنند
از نثار يك دريغ هم
دريغ مي‌كنيم؟
آري! او خون خويش را نثار عشق نمود. عشق او سرايش براي تعهد بود.
تعهدي در جهت رسالت و رسالتي براي مذهب، انقلاب، ميهن و دفاع مقدس و.....
اما قيصر! گفته بودي: «قيصر حرفي براي گفتن ندارد!» و ما را به انتظار بهار گفتني هايت هدايت نمودي اما.
... نه اينكه تو خود برگي از خزان شوي كه زرد و نارنجي تهمتي ناجوانمردانه از خودت براي خودت بود! و در ادامه از قامت رعناي درخت شعر و شاعري متعهدانه معاصر بيفتي!
سراپا اگر زرد و پژمرده ايم
ولي دل به پائيز نسپرده ايم
ما عادت كرده بوديم تو را هميشه با سبزي بهارانه اشعارت ببينيم.
هيجان ترنم آواز بهاري تو آميخته در جان ما بود و اينك يعني سكوت! به همين سادگي!؟ مگر نه اينكه براي ما قول روز مبادا را داده بودي. آيا امروز روز مبادا بود؟!
«مثل هميشه آخر حرفم
و حرف آخرم را
با بغض مي‌خورم
عمري است
لبخندهاي لاغر خود را
در دل ذخيره مي‌كنم :
باشد براي روز مبادا !
اما
در صفحه‌هاي تقويم
روزي به نام روز مبادا نيست
آن روز هر چه باشد
روزي شبيه ديروز
روزي شبيه فردا
روزي درست مثل همين روزهاي ماست
اما كسي چه مي‌داند؟
شايد
امروز نيز روز مبادا باشد !»
تازه به دغدغه‌هاي انسان معاصر كه در اشعارت تجلي يافته بود؟ عادت كرده بوديم. تازه مفهوم «هدف» و «اثر» را به جهت هدف و اثرپذيري اشعارت درك نموده بوديم. تازه زيبايي شعر را نه در زبان بلكه در گستره مفاهيم دل نوشته هايت جستجو مي‌كرديم.
تازه با «دستور زبان عشق» خو گرفته بوديم. دستور زباني كه زبان «جرگه‌ي عشاق» شده بود.
ديري نيست كه طعم «موشك»ي شعر تو را چشيديم و پي به تفاوت اين موشك با آن موشكي كه بر دزفوليان فرو مي‌آمد، برده بوديم.
ما عارف آن موشكي گشتيم كه مقصدش خون و خشونت نبود. واژگاني مقدس داشت كه مايه ي خير و بركت و تطهير روح بود.
وارستگي، بي‌تعلقي، رستگاري، شكست ناپذيري، آزادگي، استقلال و روحيه شهادت طلبي را چون باران رحمت الهي بر جان و روح ما شليك نمودي.
اين مفاهيم را با قلم عشق و ذوق هنري خود بر طبق ورق دفتر اشعارت به رشته نظم كشاندي و الگوهاي عاشورايي آميخته با حماسه و عرفان را رباعي نمودي و گفتي:
«نوشيدن نور ناب كاري است شگفت
اين پرسش را جواب، كاري است شگفت
تو گونه ي يك شهيد را بوسيدي؟
بوسيدن آفتاب كاريست شگفت»

پانوشت:
- تمامي اشعار متعلق به مرحوم امين پور است
- دستور زبان عشق از آخرين آثار آن مرحوم است
- جرگه عشاق نام محفلي ادبي است كه مرحوم امين پور عضو آن بود

احمد فياض
ايرنا

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 23:37  توسط مسعود نوری   | 

قيصر شعر ايران در قيصريه ي گتوند آرام گرفتقيصر امين پور در قيصريه گتوندآرام گرفت قيصر شهر ايران در قيصريه ي گتوند ارام گرفت             قيصر شعر وادب درقيصريه ي گتوند آرام گرفت             قيصر شعر وادب ايران آسماني شد.و روز جمعه وشنبه ۱۱و۱۲ /۰۸/۱۳۸۶ در شهرستان گتوند عزاي عمومي
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 7:22  توسط مسعود نوری   | 

«قيصر» با خاك زادگاهش هم‌آغوش شد‌

خبرگزاري فارس: پيكر «قيصر امين‌پور» در ميان اندوه مردم زادگاهش در جوار شهداي گمنام «گُتوند»در قيصريه گتوند به خاك سپرده شد.

به‌ گزارش خبرگزاري فارس، مراسم استقبال از پيكر «قيصر امين‌پور» پنجشنبه شب با حضور مسئولان و فرهنگيان استان خوزستان در فرودگاه اهواز برگزار شد.
در اين مراسم استقبال كه معاونان و مشاوران استاندار، فرماندار، مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامي خوزستان، نماينده مردم اهواز در مجلس شوراي اسلامي، اعضاي انجمن شعر، برخي از چهره‌هاي فرهنگي و ادبي، عده زيادي از مردم شهرستان گُتوند و برخي از اعضاي خانواده و بستگان وي حضور داشـتند پيكر «قيصر امين‌پور» در مسيري بر دستان آنان تشييع شد.
هواپيماي حامل پيكر اين شاعر شب گذشته ساعت 21:50 دقيقه بر باند فرودگاه اهواز به زمين نشست و مراسم استقبال از پيكر مرحوم «قيصر امين‌پور» با موسيقي حزن‌انگيز بختياري (توشمال) همراه بود.
صبح امروز نيز كاروان‌هاي عزادار، دوستان و دوستداران اين شاعر از مقابل اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي خوزستان پيكر اين استاد دانشگاه تهران را به سمت گُتوند انتقال دادند.
مراسم خاك‌سپاري «قيصر امين‌پور» ساعتي قبل از تپه باستاني چغا آغاز شد و پس از طي مسيري 2 كيلومتري در جوار شهداي گمنام به خاك سپرده شد.
در مراسم خاكسپاري «قيصر امين‌پور»، معاون سياسي امنيتي استاندار، مسئولان اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي اهواز و شهرستان‌ها، اعضاي انجمن‌هاي شعر شهرستان‌ها و حوزه هنري خوزستان و عده‌اي ديگر از مسئولان و بزرگان طوايف بختياري حضور داشتند.
«محمدعلي موسوي جزايري»، نماينده ولي فقيه در خوزستان در پيامي از قيصر به عنوان انساني فرهيخته ياد كرد كه دل در گرو تعهد خود به اسلام و انقلاب داشت.
«جعفر حجازي»، استاندار خوزستان نيز در پيامي كه توسط «علي‌اصغر حجازي» معاون سياسي استاندار قرائت شد، گفت: خوزستان هنر‌پرور در غم اندوه و فقدان «قيصر»، شاعر و اديب معاصر كه خود از نسل انقلاب اسلامي است غرق ماتم شده است. «قيصر» شاعري انديشمند بود كه سخن دلپذيرش هر ايراني و علاقه‌مند به فرهنگ را در سراسر گيتي شيفته خود ساخته است.
همچنين در ادامه اين مراسم مردم شهرستان گتوند انتظار خود را براي ساخت آرامگاهي مجلل در خور شأن «قيصر امين‌پور» اعلام و با فريادهاي الله اكبر بر آن تأكيد كردند.
«عباس وسيع‌خواسته»، مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامي خوزستان نيز از كلنگ زني تالار همايش «قيصر» و افتتاح اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي اين شهرستان در روز اربعين گراميداشت اين شاعر خبر داد.
«قيصر امين‌پور» بامداد سه‌شنبه بر اثر ايست قلبي در بيمارستان دي تهران چشم از جهان فرو بست. به دنبال درگذشت اين شاعر معاصر بسياري از شخصيت‌هاي سياسي، احزاب و نهادهاي فرهنگي با ارسال پيام‌هاي تسليتي درگذشت وي را تسليت گفتند.
از امروز مراسم‌هاي بزرگداشت اين شاعر در تهران و خوزستان شروع مي‌شود.
در تهران مراسم ترحيمي امروز از ساعت 16:30 تا 18 از سوي خانواده وي در مسجد الجواد ميدان هفت تير برپا مي‌شود.
روز شنبه هم از ساعت 14 مجلس ختمي از سوي اساتيد و دانشجويان دانشكده ادبيات دانشگاه تهران در مسجد اين دانشگاه برگزار مي‌‌شود.
قرار است در اهواز نيز روز يكشنبه 13 آبان ماه مجلس يادبود اين شاعر برگزار شود.

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 21:33  توسط مسعود نوری   | 

سه شنبه تلخ ؛ وداع با شاعر "دردهای ناگفتنی"
شاعران، نویسندگان و دوستان زنده یاد قیصر امین پور صبح امروز با حضور در بیمارستان دی نام شاعر "خسته از خاطرات بایگانی" را در "ستون تسلیت ها" به یادگار گذاشتند.

به گزارش خبرنگار مهر، ورودی کلینیک تخصصی قلب بیمارستان دی از دقایق اولیه صبح امروز، شاهد حضور مهمانانی ناخوانده بود که برای آخرین وداع با پیکر بی جان و دفتر زنده قیصر امین پور به آنجا آمده بودند.

محمدرضا شفیعی کدکنی، اسماعیل امینی، صابر امامی، محمدرضا و گروس عبدالملکیان، فاطمه راکعی، عبدالجبار کاکایی، ساعد باقری، سهیل محمودی و بسیاری دیگر از شاعران در دیدار آخرین حضور داشتند.

در میان مسئولان فرهنگی اما تنها چهره احمد مسجدجامعی وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی و رئیس فعلی کمیسیون فرهنگی شورای شهر تهران به چشم می خورد که در چنین ضایعه های ناگواری بی توجه به خط فکری و تنها به احترام شعر و ادب حضور می یابد.

فاطمه راکعی مدیر انجمن شاعران ایران که به زحمت توانست در میان اشک هایش، راهی برای گفتگویی کوتاه با ما باز کند، در خصوص برنامه های انجمن پیش از خاکسپاری امین پور، به خبرنگار مهر گفت: شاعران و حاضران در بیمارستان را دعوت می کنیم تا با حضور در خانه شاعران جوان، فقدان قیصر امین پور را در کنار یکدیگر و برای یکدیگر تحمل پذیر کنیم.

وی افزود: انجمن امروز با برگزاری مراسمی مختصر یاد این شاعر همیشه جاودان را گرامی خواهد داشت.

راکعی گفت: خانواده پدری قیصر امین پور به محض شنیدن این خبر نابهنگام، از زادگاه او "گتوند" به سمت تهران حرکت کرده اند و ما نیز برای تصمیم گیری درخصوص زمان و مکان خاکسپاری منتظر پدر او هستیم که به احتمال بسیار زمان زیاد تشییع پیکر او تا پایان امروز مشخص و اعلام می شود. 

شاعران، دوستان و خانواده امین پور، خسته و حسرتمند از بیمارستان راهی انجمن شاعران شدند تا جای خالی قیصر را در صندلی ها، اتاق ها و راهروهای آنجا نظاره کنند.


جعفر ابراهیمی در گفتگو با مهر:
قیصر امین پور به صورت اتفاقی به سمت شعر نوجوان کشیده شد
قیصر امین پور به طور درونی شاعر نوجوانان نبود و خیلی اتفاقی به این سمت کشیده شد، دلیل این گرایش هم این بود که در برهه ای از زمان، بیشتر با شاعران حوزه نوجوان همنشینی پیدا کرد.

جعفر ابراهیمی (شاهد) در گفتگو با خبرنگار مهر با اعلام این مطلب گفت: قیصر امین پور از جمله شاعران نوپرداز ایران بود که در قالب های مختلف به سرودن شعر پرداخت. وی علاوه بر سرودن اشعار نیمایی، در قوالب رباعی و غزل نیز نگاه تازه ای به شعر داشت و درعین حال که برای نوجوانان شعر می سرود، تاثیر و ردپای شعری اش در مخاطب بزرگسال نیز به خوبی مشهود بود. شعر او همه فهم بود و تمام طیف ها را دربرمی گرفت.

وی افزود: شعر قیصر سهل و ممتنع بود؛ به این معنی که واژه هایش ناب و درعین موجز و تامل برانگیز بود. او به شعر خود بسیار اعتقاد داشت و همان طور که شعر می گفت همان طور هم زندگی می کرد. وی در زمره شاعرانی بود که از ابتدای سرودن شعر تا زمانی که به رحمت ایزدی پیوست، اشعارش همواره روندی منطقی و مطلوب را طی کرد.

این نویسنده و شاعر اضافه کرد: معصومیت کودکانه، دیگر مولفه شعر قیصر طی این سال ها بود. به طور کلی نگاه و فضای شعری اش بزرگسالانه بود اما همان تعداد اشعاری هم که در حیطه مخاطب نوجوان سروده، قابل قبول است. البته شعر او در حوزه بزرگسال تاثیرگذارتر به نظر می رسد.

ابراهیمی یادآور شد: علاوه بر اینها نوعی صداقت لحن هم در اشعار امین پور به چشم می خورد؛ صداقتی که با خصوصیت ذاتی خونگرمی - که ویژگی مردم جنوب است - پیوندی عمیق داشت. تمام اشعار او شاخصه ماندگاری را دارند و از میان آنها می توان به اشعاری چون "می خواستم شعری برای جنگ بگویم، دیدم قلم زبان دلم نیست" و یا شعر "مثل چشمه، مثل رود" اشاره کرد که در کارنامه وی می درخشد.

این شاعر کودک و نوجوان تاکید کرد: قیصر امین پور عمده فعالیت خود را طی سال ها بر سرودن شعر متمرکز کرد اما در سال های پایانی عمر به سلسله کارهای تحقیقی در ادبیات نیز پرداخت که کتاب آخر او یعنی "شعر و کودکی" (شامل مطالبی جامع درباره سیر تکوینی شعر) گواه درخشش وی در این حوزه نیز هست.


+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 21:27  توسط مسعود نوری   | 

رئیس مجلس شورای اسلامی:
قیصر امین پور دردانه شعر و ادب فارسی بود
غلامعلی حداد عادل در آغاز جلسه علنی امروز درگذشت دکتر قیصر امین پور شاعر انقلابی کشورمان را تسلیت گفت.

به گزارش خبرنگار پارلمانی مهر، غلامعلی حداد عادل رئیس مجلس شورای اسلامی در آغاز جلسه علنی امروز مجلس،  با  تسلیت درگذشت دکتر قیصر امین پور اظهار داشت: درگذشت شاعر بزرگ و آزاده و انقلابی دکتر قیصر امین پور مایه تاسف همه دوستداران علم و ادب و آزادگی شد.

وی افزود: دکتر قیصر امین پور شاعری بزرگ، کم نظیر و دردانه شعر و ادب فارسی در جامعه امروز ایران بود.

حداد عادل گفت: امین پور با زبانی روشن و فصیح و گرم و دلنشین در همه سالهای پس از انقلاب مفاهم اسلامی و انقلاب معنوی وانسانی را به گوش جان مردم ایران فرو خواند. کودکان دبستانی، نوجوانان و جوانان این سرزمین شعرهای شیرین و پر بار محتوای او را در کتابهای درسی خوانده اند و از بر دارند اما ادیبان و شعر دوستان هم غزل ها و رباعیات پخته او را در خاطر نگه می دارند.

رئیس مجلس خاطر نشان کرد: دکتر قیصر امین پور علاوه بر اینکه شاعری ارجمند بود استادی سخت کوش و پژوهشگری موفق بود ایشان فارغ التحصیل دوره دکترای دانشکده ادبیات دانشگاه تهران و استاد همین دانشکده بودند و در دانشکده های دیگری نیز تدریس می کردند.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: امین پور جوان ترین استادی بود که توانسته بود با قوت شعری و قریحه ادبی نیرومند خود به عضویت فرهنگستان زبان و ادب فارسی در آید.

حداد عادل درگذشت این شاعر آزاده انقلابی را به خانواده او و شاعران انقلاب به استادان ادبیات سراسر کشور وخصوصا استادان دانشکده ادبیات کشور دانشگاه تهران و مردم استان خوزستان ،مردم شهرستان گتوندو حضور رهبر معظم انقلاب تسلیت گفت و برای وی از خداوند آرامش و مغفرت طلب کرد.

به گفته وی، نمایندگان خوزستان نیز درگذشت امین پور را تسلیت گفتند.

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 21:24  توسط مسعود نوری   | 

گزارش تصويري وداع با قيصر امين پور

چهارشنبه 9 آبان ماه 1386   13:34
 
images/20071031/amin.jpg
 
جام جم آنلاين: پيكر دكتر قيصر امين پور، شاعر نام آشنا و استاد دانشگاه تهران ، صبح چهارشنبه با حضور گسترده خانواده ، دوستان، شاعران، نويسندگان، اهالي فرهنگ و شخصيت هاي سياسي به طرف بهشت زهرا تشييع شد.
به گزارش خبرنگار ما، درحالي كه گفته مي شد پيكر امين پور براي خاكسپاري به گتوند ِ دزفول برده مي شود، اما پيكر اين شاعر معروف از خانه شاعران ايران به طرف قطعه هنرمندان تشييع شد.






































عکاس : حسین ابراهیمی
 
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 21:22  توسط مسعود نوری   | 

همسر قیصر امین پور:
اگر وصیتی مبنی بر محل دفن نیافتیم قیصر به گتوند می رود

چهارشنبه 9 آبان ماه 1386   14:51
 
images/20071031/eibod.jpg
 
جام جم آنلاين: همسر قیصر امین پور بحث درباره تدفین همسر مرحومش را این گونه خاتمه داد که اگر دست نوشته ای از قیصر مبنی بر محل دفن ، پیدا نشود او به زادگاهش منتقل خواهد شد.
به گزارش خبرگزاری مهر ، وی در جمع خبرنگاران، شاعران و سوگواران در بهشت زهرا اعلام کرد: قیصر دفاتری در خانه دارد که باید لابلای آنها را گشت. شاید در میان آنها وصیت و یادداشتی باشد که از تمایل او به دفن در مکانی خاص بعد از مرگش حکایت کند.
همسر قیصر امین پور تاکید کرد: اگر حرفی و یادداشتی مبنی بر این مسئله از او نیافتیم او را به گتوند خواهیم برد و در زادگاهش به خاک خواهیم سپرد.
گفتنی است، ساعتی پیش پیکر قیصر امین پور بر شانه های دوستان و بستگان و شاعران تا بهشت زهرا مشایعت شد تا بعد از غسل دهی و نماز میت، راهی زادگاهش شود. ولی در آخرین لحظات اعلام شد که مناقشات موجود ناشی از وجود یا عدم وجود وصیت نامه و نیز درخواست خانواده همسر وی، همچنان مسئله دفن امین پور را قطعیت نبخشیده و بنابراین جنازه امشب را در بهشت زهرای تهران سپری خواهد کرد.
پیش از این هم پدر قیصر امین پور اعلام کرده بود که جنازه را به گتوند (زادگاهش) در استان خوزستان منتقل خواهد کرد و او را در گلزار شهدای آن شهر او را دفن خواهد کرد ولی مسئولان خانه شاعران و و سایر اهل ادب تمایل داشتند تا وی را نظیر بسیاری از هنرمندان کشور در قطعه هنرمندان دفن کنند.
 
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 21:20  توسط مسعود نوری   | 

قيصر شعر وادب ايران آسماني شد 

پيكر شاعر متعهد " قيصر امين پورامروز جمعه11/08/1386 در شهرستان گتوند در شمال خوزستان به خاك سپرده شد.

پيكر مرحوم امين پور از محل گلزار شهدا تا پارك گلستان اين شهر با حضور مردم و مسوولان تشييع و سپس در قطعه زمين اختصاص يافته به خاك سپرده شد. مراسم تشييع پيكر قيصر امين از ساعت ‪۹صبح آغاز شد. وتا ساعت 12ظهر ادامه داشت.

قيصر امين پور شاعر توانمندكشورمان در سن ‪۴۸سالگي به دليل عارضه قلبي سه‌شنبه شب گذشته در بيمارستان دي دار فاني را وداع كرد.

گفتني است ستاد بزرگداشت قيصر امين پور در اطلاعيه‌اي خواستار تدفين پيكر وي در گتوند شده بود.

شوراي شهر گتوند نيز در بيانيه خواستار تدفين پيكر"قيصرامين پور"در گتوند خوزستان شده بود.

در بخشي از بيانيه آمده است:پاك نهاد "قيصرامين پور"فرموده بود كه پس از رحلتش او را در زادگاهش شهرستان گتوند به خاك بسپارند.

اين بيانيه افزوده است: متاسفانه تاكنون اين مساله اتفاق نيافتاده، لذا ما خواستار تدفين پيكر اين شاعر متعهد در گتوند هستيم.

در اين بيانيه شوراي شهر گتوند عروج ملكوتي آن شاعر فرزانه را به جامعه شعر و ادب، به خصوص مردم شهيد پرور گتوند تسليت گفته است

نكته حائز اهميّت حضور كمرنگ مسئولين استاني وكوتاهي هاي گوناگوني است كه در فرصتي ديگر به آن خواهيم پرداخت

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 21:18  توسط مسعود نوری   | 

چهارشنبه 9 آبان ماه 1386   19:18
 
images/20071031/img.jpg
 
جام جم آنلاين: پیکر مرحوم قیصر امین پور شاعر معاصر که قرار بود دقایقی دیگر بعد از غسل‌دادن در بهشت زهرا (س) و انجام نماز ، توسط خانواده اش برای خاکسپاری به شهرستان گتوند در استان خوزستان انتقال داده شود ، امشب در سردخانه خواهد ماند و امشب یا فردا درباره محل دفن او تصمیم نهایی گرفته می شود.

به گزارش خبرگزاري مهر، ساعتی پیش پیکر قیصر امین پور بر شانه های دوستان و بستگان و شاعران تا قطعه هنرمندان مشایعت شد تا بعد از غسل دهی و نماز میت در بهشت زهرا راهی زادگاهش شود ولی در آخرین لحظات اعلام شد که مناقشات موجود ناشی از وجود یا عدم وجود وصیت نامه و نیز درخواست خانواده همسر وی، همچنان مسئله دفن امین پور را قطعیت نبخشیده و بنابراین جنازه امشب را در بهشت زهرای تهران سپری خواهد کرد.
در مراسم تشییع او در خانه هنرمندان و سپس دانشگاه تهران و بهشت زهرا، افرادی چون محسن پرویز، محمدحسین صفارهرندی، احمد مسجدجامعی، طلایی نیک، احمد جلالی، فاطمه راکعی، سهیل محمودی، ساعد باقری، اسدالله امرایی، محسن آرمین، احمد بورقانی، محمدرضا شفیعی کدکنی، حسن بلخاری، مصطفی تاج زاده، لطف الله میثمی، علی اکبر اشعری، شهرام اقبال زاده، شاهرخ تندروصالح، مهدی یزدانی خرم، مصطفی رحماندوست، احمد نوریان، علی باباچاهی و... حضور داشتند.
مراسم او در تهران، در خانه شاعران از ساعت 9 آغاز شد و بعد از آن با اقامه نماز ظهر در دانشگاه تهران ادامه پیدا کرد و سپس با انتقال پیکر قیصر امین پور به بهشت زهرا برای انجام غسل در این محل خاتمه یافت.
برای غسل قیصر امین پور نیز مسئولان این کار در بهشت زهرا قریب نیم ساعت اجازه شستن وی را ندارند تا مراد امین پور همراه با مدارک هویتی از راه برسد.
در اين ميان، پدر امین پور که ظهر امروز بعد از صحبت خانواده همسر قیصر و نیز اصرارهای شاعران و مسئولان دولتی راضی به خاکسپاری او در قطعه هنرمندان شده بود، مجددا به تصمیم قبلی خود بازگشت و حاضر به دفن جنازه فرزندش در تهران نشد.
یکی از بستگان قیصر امین پور در این باره به مهر گفت: پیکر را همین امروز از راه زمینی و با آمبولانس به دزفول خواهیم برد.
این قول عملی نشد و قرار بر این شد که تصمیم نهایی امشب یا فردا به اطلاع عموم برسد. پیش از این هم خانواده قیصر امین پور اعلام کرده بودند که جنازه را به گتوند (زادگاهش) در استان خوزستان منتقل خواهند کرد و او را در گلزار شهدای آن شهر او را دفن خواهند کرد ولی مسئولان خانه شاعران و و سایر اهل ادب تمایل داشتند تا وی را نظیر بسیاری از هنرمندان کشور در قطعه هنرمندان دفن کنند.
 
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 20:57  توسط مسعود نوری   | 

«گتوند» به تاريخ ادبيات ايران پيوست

پنج شنبه 10 آبان ماه 1386   13:34
 
images/20071101/aminpoor.jpg
 
جام جم آنلاين: پيكر «قيصر امين‌پور» امشب به اهواز منتقل و صبح فردا در زادگاهش «گتوند» از توابع استان خوزستان دفن مي‌شود.
به گزارش خبرگزاری فارس، سرانجام پس از كش و قوس ‌هاي فراوان و پس از آنكه پيكر قيصر امين‌پور يك روز در سردخانه بهشت زهرا بود، امروز با توافق پدر و همسر اين شاعر ، پيكرش به زادگاهش منتقل مي‌شود.
روز گذشته و پس از مراسم تغسيل و تكفين و خواندن نماز براي امين‌پور قرار بود همسر اين شاعر و استاد دانشگاه در باقيمانده يادداشت‌هاي وي وصيت‌نامه‌‌اي را پيدا كنند.

فريدون خليلي از دوستان خانواده امين پور به خبرنگار ادبي فارس گفت: متأسفانه وصيت نامه‌اي از مرحوم امين پور پيدا نكرديم و با توافق همسر و پدر ايشان قرار شد پيكر قيصر به زادگاهش يعني شهرستان «گتوند» منتقل شود.
مراد امين‌پور پدر مرحوم قيصر امين‌پور هم به خبرنگار فارس گفت: امشب ساعت 9 پيكر اين شاعر به وسيله هواپيما به اهواز منتقل مي‌شود و از آنجا به شهرستان «گتوند» انتقال مي‌يابد.
وي درباره محل دقيق دفن فرزندش گفت: تلاش مي‌كنيم زميني به وسعت دو تا سه هكتار را براي مزار وي درنظر بگيريم ولي اينكه پيكر قيصر در گورستان اصلي شهر يا در زمين بزرگي كنار آن دفن شود، بستگي به نظر شوراي شهر و ستاد بزرگداشت قيصر امين پور دارد كه در خوزستان تشكيل شده است.
پدر قيصر امين پور اضافه كرد: اين انتقال با توافق صميمانه با همسر قيصر انجام شده است و اختلاف بيشتر با هنرمندان و مسئولان بود كه مي‌گفتند قيصر در تهران دفن شود، وگرنه همسرش موافق بود.
بر اين اساس پيكر امين‌پور فردا در شهرستان «گتوند» در 200 كيلومتري اهواز بر دوش اهالي زادگاهش تشييع و به خاك سپرده مي‌شود.
 
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 13:6  توسط مسعود نوری   | 

                                                                  چاپ
        
۰۹ آبان ۱۳۸۶

رهبر معظم انقلاب درگذشت دكتر قيصر امين پور را تسليت گفت  در پي درگذشت شاعر برجسته و خلاق انقلاب دكتر قيصر امين پور ، حضرت آيت الله خامنه‌اي رهبر معظم انقلاب اسلامي ، پيام تسليت صادركردند.
به گزارش ایرنا ، متن پيام رهبر معظم انقلاب اسلامي به اين شرح است :

بسم الله الرحمن الرحيم
با اندوه و دريغ ، خبر تلخ درگذشت شاعر فرزانه‌ انقلاب دكتر قيصر امين پور را دريافت كردم.
از دست دادن او براي اينجانب و براي همه اصحاب شعر و ادب ، خسارتبار است. او شاعري خلاق و برجسته بود و همچنان به سمت قله‌هاي اين هنر بزرگ پيش مي‌رفت.
درگذشت او آرزوهايي را خاك كرد ، ولي راه فتح قله‌ها را اميد است دوستان و ياران نزديك و شاگردان اين عزيز ، ادامه دهند.
او و دوستانش نخستين رويشهاي زيبا و مبارك انقلاب در عرصه شعر بودند و بخش مهمي از طراوت و جلوه‌ اين بوستان ، مرهون ظهور و رشد آن عزيز و ديگر دوستان همراه اوست.
خداوند پاداش خوبي‌هاي او را امروز كه بيش از گذشته به آن نيازمند است ، با كرم و فصل به او برگرداند و او را در آغوش رحمت و مغفرت خويش بگيرد.
به خاندان و بازماندگان و دوستان و شاگردان آن عزيز صميمانه تسليت مي‌گويم.

سيد علي خامنه‌اي
9 آبان 1386
 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 23:17  توسط مسعود نوری   | 

شاعر نیلوفرانه ها جاودانه شد...
برخى از اشعار وى همراه با موسیقى تبدیل به ترانه ‏هایى مى‏شود که زمزمه لب‏هاى پیر و جوان مى‏گردد.از آثار ماندگار وی می توان به ترانه های آلبوم های نیلوفرانه۱و۲ و شبان عاشق به آهنگسازی استاد عباس خوشدل و صدای هنرمند محبوب علیرضا افتخاری اشاره کرد. اما....قيصر امين پور، شاعر نامدار معاصر ايران ، بامداد امروز سه شنبه، ۸ آبان ۱۳۸۶ در ۴۸ سالگي در بيمارستان دي تهران درگذشت.
 
حسام‌الدين سراج گفت: «قيصر امين‌پور» دردانه شعر فارسي و شاعري صادق، ساده، شفاف و خلاق بود. در جاي جاي شعر او كلمات ريشه دارند و او نه تنها شاعر بزرگي بود، بلكه ترانه سراي توانمندي هم بود و اشعارش به جز مسائل وزني و قافيه، داراي مفاهيم و مضامين عميقي بود
 
30 خانه موسیقی درگذشت این شاعر و ترانه سرای برجسته دکترقیصر امین‏ پور را تسلیت گفت
پیکر قیصر امین پور شاعر تازه درگذشته امروز از محل خانه شاعران واقع در خیابان دولت تهران تشییع می شود وفردا ۵شنبه ۱۳۸۶.۰۸.۱۰در زادگاهش شهرستان گتوند جاودانه خواهدشد 
 
محمد علی چاوشی:نیلوفرانه امین پور توحید محور است
اولین آلبومی که همه اشعار آن سروده یک شاعر و ترانه سرا باشد "نیلوفرانه" با اشعار قیصر امین پور و صدای علیرضا افتخاری است که مضمونی سراسر توحیدی دارد
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 12:27  توسط مسعود نوری   | 

  

غنچه با دل گرفته گفت:

                        "زندگی

                              لب ز خنده بستن است

                                       گوشه ای درون خود نشستن است"

 

گل به خنده گفت:

                      "زندگی شکفتن است

                                      با زبان سبز راز گفتن است"

 

گفت و گوی غنچه و گل از درون باغچه باز هم به گوش می رسد

تو چه فکر می کنی؟

راستی کدام یک درست گفته اند؟

 

من که فکر می کنم

گل به راز زندگی اشاره کرده است

هر چه باشد او گل است

گل یکی دو پیرهن

بیشترز غنچه پاره کرده است

 

 

                                    دکترقیصر امین پور     

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 18:51  توسط مسعود نوری   | 

 خیلی وقت بود که تنها بودم و داشتم انتظار می کشیدم.با هیچکی درد دلم نگفته بودم و بغض داشت خفم میکرد.اما بالاخره این انتظار تموم شد.داره میاد.نمیدونم وقتی می بینمنش چی بهش بگم.چه جوری نگاش کنم.اما بازم با تمام این وجود خیلی واسه دیدنش بی تابم.فقط تنها کاری وکه الان میتونم انجامش بدم اینه که این شعرها رو بهش تقدیم کنم و بگم که تا همیشه دوستش دارم

تنها تو می‌مانی

دل داده ام بر باد، بر هر چه بادا باد
مجنون‌تر از ليلي، شيرين‌تر از فرهاد
اي عشق از آتش، اصل و نسب داري
از تيره‌ی دودي، از دودمان باد
آب از تو طوفان شد، خاک از تو خاکستر
از بوي تو آتش، در جان باد افتاد
هر قصر بي شيرين، چون بيستون ويران
هر کوه بي فرهاد، کاهي بدست باد
هفتاد پشت ما از نسل غم بودند
ارث پدر ما را، اندوه مادرزاد
از خاک ما در باد، بوي تو مي‌آيد
تنها تو مي‌ماني، ما مي‌رويم از ياد

قیصر امین‌پور

 ایینه ناگهان | حرف اينه ها

مهمان

.

  طلوع مي کند از آن آفتاب پنهاني
ز سمت مشرق جغرافياي عرفاني

دوباره پلک دلم مي پرد,نشانه ي چيست؟
شنيده ام که مي آيد کسي به مهماني

کسي که سبز تر است از هزار بار بهار
کسي,شگفت کسي, آنچنان که مي داني

کسي که نقطه ي آغاز هر چه پرواز است
تويي که در سفر عشق خط پاياني

تويي بهانه ي آن ابر ها که مي گريند
بيا که صاف شود اين هواي باراني

تو از حوالي اقليم هر کجا آباد
بيا که مي رود اين شهر رو به ويراني

کنار نام تو لنگر گرفت کشتي عشق
بيا که نام تو آرامشي است طوفاني

 ایینه ناگهان | 7 نظر

آواز عاشقانه

آواز عاشقانه ي ما در گلو شکست
حق با سکوت بود ، صدا در گلو شکست

ديگر دلم هواي سرودن نمي کند
تنها بهانه ي دل ما در گلو شکست

سر بسته ماند بغض گره خورده در دلم
آن گريه هاي عقده گشا در گلو شکست

اي داد  ، کس به داغ دل باغ دل نداد
اي واي ، هاي هاي عزا در گلو شکست

آن روزهاي خوب که ديديم ، خواب بود
خوابم پريد و خاطره ها در گلو شکست

«بادا»مباد گشت و «مبادا» به باد رفت
«آيا»زياد رفت و «چرا» در گلو شکست

فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند
نفرين و آفرين و دعا در گلو شکست

تا آمدم که با تو خدا حافظي کنم
بغضم امان نداد و خدا... در گلو شکست

 

                                                 (قيصر امين پور)

ایینه ناگهان | 5 نظر

نامه ای برای تو

این ترانه بوی نان نمی دهد

بوی حرف دیگران نمی دهد

سفره ی دلم دوباره باز شد

سفره ای که بوی نان نمی دهد

نامه ای که ساده و صمیمی است

بوی شعر و داستان نمی دهد :

. . . با سلام و آرزوی طول عمر

که زمانه این زمان نمی دهد

کاش این زمانه زیر و رو شود

روی خوش به ما نشان نمی دهد

یک وجب زمین برای باغچه

یک دریچه آسمان نمی دهد

وسعتی به قدر جای ما دو تن

گر زمین دهد ، زمان نمی دهد

فرصتی برای دوست داشتن

نوبتی به عاشقان نمی دهد

هیچ کس به غیر ناسزا تو را

هدیه ای به رایگان نمی دهد

کس ز فرط های و هوی و گرگ و میش

دل به هی هی شبان نمی دهد

جز دلت که قطره ای است بی کران

کس نشان ز بی کران نمی دهد

عشق نام بی نشانه است و کس

نام دیگری بدان نمی دهد

جز تو هیچ میزبان مهربان

نان و گل به میهمان نمی دهد

نا امیدم از زمین و از زمان

پاسخم نه این ، نه آن . . . نمی دهد

پاره های این دل شکسته را

گریه هم دوباره جان نمی دهد

خواستم که با تو درد دل کنم

گریه ام ولی امان نمی دهد . . .

قیصر امین پور

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 14:3  توسط مسعود نوری   | 

براي خواندن اشعار و نوشته ها روي لينك ها كليك كنيد >>>

خاطرات خیس - قیصر امین پور

پیش چشم تو - قیصر امین پور


طرحی برای صلح(3)– قیصر امین پور


معنای زندگی – قیصر امین پور


شعر ناگفته – قیصر امین پور

راه نا تمام - قیصر امین پور

قیصر امین پور درگذشت

همزاد عاشقان جهان(3) – قیصر امین پور

گاهشمار زندگي و آثار قيصر امين‏پور
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 13:10  توسط مسعود نوری   | 

گاهشمار زندگي و آثار قيصر امين‏پور 1338 -

تولد در شهرستان گتوند ‌خوزستان . دوم ارديبهشت 44 - 1343 -

تحصيل در مكتبخانه 49-1345

– تحصيلات ابتدايي در گتوند 57-1350

– تحصيلات دوره راهنمايي و دبيرستان درشهرستان گتوند و دزفول 1357-

 پذيرفته شدن در رشته دامپزشكي دانشگاه تهران 1358- انصراف از رشته دامپزشكي و ورود به دانشگاه تهران ، همكاري در شكل گيري حوزه انديشه و هنر اسلامي 71-1360 – دبيري شعر هفته‏نامه سروش 62-1360 –

تدريس در مدرسه راهنمايي 1363 –

انتشار كتابهاي ”تنفس صبح ”و” در كوچه آفتاب” 1363 –

 تغيير رشته به ادبيات فارسي دانشگاه تهران 1365 –

انتشار ”طوفان در پرانتز” ( نثر ادبي ) و منظومه ”ظهر روز دهم” ( براي نوجوانان ) 1366-

 بيرون آمدن از حوزه هنري ، آغاز دوره كارشناسي ارشد ادبيات 1367 –

سردبيري ماهنامه ادبي – هنري سروش نوجوانان و آغاز تدريس در دانشگاه الزهرا 1368-

 انتشار ”مثل چشمه مثل رود” ( براي نوجوانان ) ، جايزه نيما يوشيج ( مرغ آمين بلورين ) ، همكاري در تشكيل دفتر شعر جوان 1369 –

آغاز دوره دكتراي ادبيات فارسي 1370 –

انتشار ”بي بال پريدن” ( نثر ادبي براي نوجوانان ) ، آغاز تدريس در دانشگاه تهران ، انتشار ”گفتگو‏هاي بي گفت و گو” 1372-

انتشار ”آينه‏هاي ناگهان” 1375-

انتشار ”به قول پرستو” ( براي نوجوانان) 1376-

دفاع از رساله پايان‏نامه دكترا با عنوان ”سنت و نوآوري در شعر معاصر ” 1378-

 انتشار ”گزينه اشعار” 1380-

 انتشار ”گلها همه آفتابگردانند” 1382-

 برگزيده شدن به عنوان عضو پيوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسي 1383-

انتشار" سنت و نوآوری در شعر معاصر" 1385-

انتشار "شعر کودکی" 1386-

انتشار"دستور زبان عشق" ۸ آبان ۱۳۸۶ - شاعر عاشقانه ها پركشيد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 12:57  توسط مسعود نوری   | 

 
2
*
*
*
*