|
|
|
|
|
قيصرامين پور خانه خدا پيش از اينها فكر ميكردم خدا خانه اي دارد ميان ابرها مثل قصر پادشاه قصه ها خشتي از الماس وخشتي از طلا پايه هاي برجش از عاج وبلور بر سر تختي نشسته با غرور ماه برق كوچكي از تاج او هر ستاره پولكي از تاج او اطلس پيراهن او آسمان نقش روي دامن او كهكشان رعد و برق شب صداي خنده اش سيل و طوفان نعره توفنده اش دكمه پيراهن او آفتاب برق تيغ و خنجر او ماهتاب هيچكس از جاي او آگاه نيست هيچكس را در حضورش راه نيست پيش از اينها خاطرم دلگير بود از خدا در ذهنم اين تصوير بود آن خدا بي رحم بود و خشمگين خانه اش در آسمان دور از زمين بود اما در ميان ما نبود مهربان و ساده وزيبا نبود در دل او دوستي جايي نداشت مهرباني هيچ معنايي نداشت هر چه مي پرسيدم از خود از خدا از زمين، از آسمان،از ابرها زود مي گفتند اين كار خداست پرس و جو از كار او كاري خطاست آب اگر خوردي ، عذابش آتش است هر چه مي پرسي ،جوابش آتش است تا ببندي چشم ، كورت مي كند تا شدي نزديك ،دورت مي كند كج گشودي دست، سنگت مي كند كج نهادي پاي، لنگت مي كند تا خطا كردي عذابت مي كند در ميان آتش آبت مي كند با همين قصه دلم مشغول بود خوابهايم پر ز ديو و غول بود نيت من در نماز و در دعا ترس بود و وحشت از خشم خدا هر چه مي كردم همه از ترس بود مثل از بر كردن يك درس بود مثل تمرين حساب و هندسه مثل تنبيه مدير مدرسه مثل صرف فعل ماضي سخت بود مثل تكليف رياضي سخت بود ***** تا كه يكشب دست در دست پدر راه افتادم به قصد يك سفر در ميان راه در يك روستا خانه اي ديديم خوب و آشنا زود پرسيدم پدر اينجا كجاست گفت اينجا خانه خوب خداست! گفت اينجا مي شود يك لحظه ماند گوشه اي خلوت نمازي ساده خواند با وضويي دست ورويي تازه كرد با دل خود گفتگويي تازه كرد گفتمش پس آن خداي خشمگين خانه اش اينجاست اينجا در زمين؟ گفت آري خانه او بي رياست فرش هايش از گليم و بورياست مهربان وساده وبي كينه است مثل نوري در دل آيينه است مي توان با اين خدا پرواز كرد سفره دل را برايش باز كرد مي شود درباره گل حرف زد صاف و ساده مثل بلبل حرف زد چكه چكه مثل باران حرف زد با دو قطره از هزاران حرف زد مي توان با او صميمي حرف زد مثل ياران قديمي حرف زد ميتوان مثل علف ها حرف زد با زبان بي الفبا حرف زد ميتوان درباره هر چيز گفت مي شود شعري خيال انگيز گفت.... ***** تازه فهميدم خدايم اين خداست اين خداي مهربان و آشناست دوستي از من به من نزديك تر از رگ گردن به من نزديك تر…. دکتر قیصرامین پور |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 6:52 توسط مسعود نوری
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 7:11 توسط مسعود نوری
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 7:9 توسط مسعود نوری
|
|
||
|
|
|
|||
|
لینک دانلود کتاب" به قول پرستو" اثر قیصر امین پور
اجرای زنده و کوتاه قطعه نیلوفرانه لینک دانلود "نیلوفرانه" از قیصر امین پور، با صدای علیرضا افتخاری
|
||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 6:51 توسط مسعود نوری
|
|
||||
|
|
|
|
|
قیصر امینپور هرچند همیشه از مصاحبه گریزان بود؛ اما رسانهها هیچگاه از نامش نمیگذشتند. امروز هم خبرها با او شروع شد؛ اما اینبار خبر، خبر رفتن بود...
قیصر امینپور «دستور زبان عشق» را سرود و از دنیا رفت.
او آخرین مجموعهی شعرش را مردادماه بهدست علاقهمندان رساند. این آخریها كارهای چاپنشدهی سیدحسن حسینی را به سرانجام رساند و هنوز قرار بود كلیات حسینی فقید زیر نظر او منتشر شود؛ اما...
این شاعر و استاد دانشگاه حدود ساعت 3 بامداد امروز سهشنبه هشتم آبانماه در حالیكه چندماهی بود 48ساله شده بود، پس از تحمل سالها درد و بیماری بر اثر ایست قلبی درگذشت.
امینپور چند سال پیش عمل پیوند كلیه انجام داده بود و چندی قبل نیز یك جراحی قلب را پشت سر گذاشت.
عضو پیوستهی فرهنگستان زبان و ادب فارسی شامگاه گذشته در پی احساس درد به بیمارستان دی تهران مراجعه كرد؛ اما دیگر بیماری را تاب نیاورد و همانجا چشم از دنیا فروبست.
آثار قیصر امینپور
«دستور زبان عشق» (1386)، «تنفس صبح» و «در كوچهی آفتاب» (1363)، «آینههای ناگهان» (1372) و «گلها همه آفتابگردانند» (1380) از مجموعههای شعر این شاعر برای بزرگسالان هستند. «گزینهی اشعار» او هم در سال 1378 منتشر شد.
همچنین «توفان در پرانتز» (نثر ادبی) و «منظومهی ظهر روز دهم» (برای نوجوانان) (1365)، «مثل چشمه، مثل رود» (برای نوجوانان) (1368)، «بیبال پریدن» (نثر ادبی برای نوجوانان) و «گفتوگوهای بیگفتوگو» (1370)، «بهقول پرستو» (برای نوجوانان) (1375)، و «سنت و نوآوری در شعر معاصر» (1383) از دیگر آثار امینپور هستند.
نگاهی به زندگی قیصر امینپور
به گزارش ایسنا، قیصر امینپور دوم اردیبهشتماه سال 1338 در گتوند خوزستان متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در زداگاهش گذراند و دورهی راهنمایی و دبیرستان را در دزفول سپری كرد. سال 1357 در رشتهی دامپزشكی دانشگاه تهران پذیرفته شد؛ اما یك سال بعد، از این رشته انصراف داد و به دانشكدهی علوم اجتماعی همین دانشگاه رفت.
در همان سال در شكلگیری حلقهی هنر و اندیشهی اسلامی با افرادی چون سیدحسن حسینی، سلمان هراتی، محسن مخملباف، حسامالدین سراج، محمدعلی محمدی، یوسفعلی میرشكاك، حسین خسروجردی و... همكاری داشت (گروهی كه بنیانگذاران جوان حوزهی هنری نام گرفتند و بعدترها چهرههایی چون سهیل محمودی، ساعد باقری، محمدرضا عبدالملكیان، عبدالجبار كاكایی، فاطمه راكعی و علیرضا قزوه نیز به آنان پیوستند). البته هشت سال بعد یعنی در سال 1366، بههمراه بسیاری از همدورهییهایش، از حوزهی هنری خارج شد. از دیگر نهادهایی كه قیصر امینپور در شكلگیری آنها نقش داشت، به تشكیل دفتر شعر جوان در سال 1368 میتوان اشاره كرد.
او در سال 1363 مجددا رشتهی تحصیلی خود را تغییر داد و در رشتهی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران به تحصیل مشغول شد؛ تا اینكه در سال 1369 تحصیل در دورهی دكتری این رشته را آغاز كرد و دفاع از رسالهی پایاننامهاش ـ با راهنمایی دكتر محمدرضا شفیعی كدكنی و همكاری دكتر اسماعیل حاكمی و دكتر تقی پورنامداریان ـ با عنوان "سنت و نوآوری در شعر معاصر" در سال 1376 انجام شد.
دكتر امینپور كه تجربهی تدریس در مقطع راهنمایی را در فاصلهی سالهای 1360 تا 1362 در كارنامهی خود داشت، از سال 1367 نیز به تدریس در دانشگاه الزهرا (س) پرداخت. اما شروع تدریس او در دانشگاه تهران به سال 1370 برمیگردد.
امینپور مدتی نیز به فعالیتهای مطبوعاتی اشتغال داشت.
منبع : ایسنا |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 23:47 توسط مسعود نوری
|
|
||
|
|
|
|
|
حكایت باد و باران و آفتاب...
گزینگویههایی از «قیصر امینپور» در باب هنر و سیاست
فردی با كلاه و پالتو در حال عبور بود. باد و باران و آفتاب ادعا كردند میتوانند كلاه و پالتو آن فرد را از تنش در آورند... .
باد هر چه سریعتر وزید، آن فرد خودش را بیشتر جمع و جور كرد، همینطور باران، ولی آفتاب آرام آرام تابید تا اینكه آن فرد هم آرامآرام متاثر شد و كلاه و پالتو از تن بدر شدند... .
به گزارش خبرنگار ادبی فارس مرحوم «قیصر امینپور» مانند بسیاری دیگر از اهالی فرهنگ صاحب نظراتی بود كه اگر چه مدون و مكتوب ارائه نشدهاند اما اطرافیان و علاقمندانش در محافل مختلف آنها را شنیدهاند. گزینگویههای زیر توسط یكی از علاقمندان «قیصر» و از یكی از این محافل روایت شده كه در اختیار خبرگزاری فارس قرار گرفته است.
- امروز، اولین روز از روزهای باقیمانده عمر ماست كه میتوانیم دوباره بیاغازیم... .
-شاعران، یقولون ما لا تفعلون اند، الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و ذكروا الله كثیرا ... .
-امام (ره) میفرمود وظیفه ما انجام تكلیف است، ما به نتیجه كاری نداریم ... .
-عصر امروز، دوران تردید، بدگمانی و بیایمانی است در این فضا باید از معنویت دفاع كرد... .
-باید دریابیم با چه زبانی با جهان معاصر ارتباط برقرار كنیم تا بتوانیم موثرتر باشیم ... .
-با هنر میتوان مخاطب را تا لبه سكوی پرش پیش برد ولی باید بگذاریم در نهایت خودش بپرد... .
-هنر اصالتا" یك كار فردی است، نباید منتظر بود دیگران بیایند. هر كس باید سلوك خود را داشته باشد و البته آنرا در جمع عرضه كند. راهها متفاوت است مهم این است كه جهت یكی باشد... .
-تنوع در فعالیتهای هنری رحمت است نه زحمت فقط باید راه بهرهبرداری بهتر از این تنوعها و بعضاً تضادها را فرا بگیریم. در این راه كشف فضاهای تازه و خلاقیتهای جدید هم مهم است... .
-بودند كسانی كه به ما انتقاد میكردند چرا برای امام (ره) شعر میگوییم ولی خودشان برای هر كسی شعر میگفتند... . (دفاع استاد از سابقه شعر انقلاب)
-ما میخواهیم با زبان هنر بگوییم جهان معنا دارد، دارد و به سمت و سویی روان است... .
-همه 124 هزار پیامبر آمدهاند یك حقیقت را بگویند، ابوسعید هم گفت: «خدایش بیامرزد آنكه برخیزد و قدمی فرا پیش نهد.»... .
-آن منتقد عرب میگفت اگر همه هنرمندان جهان فقط یك جور حرف بزنند، دنیا جهنم میشود ولی اگر همه سیاستمداران جهان فقط یك جور حرف بزنند، دنیا بهشت میشود. البته بنده معتقدم سیاستمداران هم میتوانند هر كدام نظر خود را داشته باشند این تضادها را باید ار ج نهاد... .
-زبان عشق و زبان هنر، زبان آشتی بینالمللی است... .
-در كنار نگاه آرمان گرایانه (ایدهال) به آینده نگاه واقع بینانه (رئال) هم داشته باشیم ... .
-در اوایل كار حوزه هنری، نه رییس بود نه مرئوس نه از تاك نشان بود نه از تاك نشان، امكانات هم نبود، حتی راهی هم نبود كه پای خود را جای آن بگذاریم باید مسیرهای جدید تجربه میشد... .
-در جهان امروز باید یاد بگیریم چگونه از حقیقت دفاع كنیم... .
منبع : خبرگزاری فارس
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 23:34 توسط مسعود نوری
|
|
||
|
|
|
|
|
دل نوشته «حسام الدین سراج» در رثای «قیصر امینپور»
در آسمان ابری دلم خاطرات او مرور میشوند. خاطرات قیصر و سلمان و سید ... و آن شبهای شور و شعر و درد و داغ و گلچین زمانه كه گلهای باغ را یكی پس از دیگری چید و داغ فراق بر دلها نشاند.
حسام الدین سراج خواننده موسیقی سنتی و از دوستان نزدیك مرحوم قیصر امین پور در یادداشتی كه آن را در اختیار خبرگزاری فارس قرارداده از «قیصر امین پور» یاد كرده است:
رفت اما خیل دلها را با خود برد
باران چشمها بدرقه راهش و سینههای جوشان
داغدار فراقش بود
قیصر ملك ادب .امین شرف شعر فارسی از میان ما رفت.
در آسمان ابری دلم خاطرات او مرور میشوند. خاطرات قیصر و سلمان و سید ... و آن شبهای شور و شعر و درد و داغ و گلچین زمانه كه گلهای باغ را یكی پس از دیگری چید و داغ فراق بر دلها نشاند.
باری،هر كدام نمونه صفا و زلالی در كلام بودند و اینبار نوبت بر قیصر رسید.
بردبار و خوش خلق كه برای همه معاشرانش مظهر متانت و وقار بود.
«قیصر» خوش لحن مبدع زلال كه اشعارش صفا و معصومیت كودكی داشت. گرچه به لحاظ صنعت شعر قوی و استوار بود از عهد آدم و از آغاز عالم عاشق بود و با آسمان همراز
من از عهد آدم تو را دوست دارم
از آغاز عالم تو را دوست دارم
چه شبها من و آسمان تا دم صبح
سرودیم نمنم تو را دوست دارم
از كلامش بوی معرفت استشمام میشد .معرفتی كه به زبان امروز بیان میشد.راز و نیازش عاری از تكلف و تصنع و ریا بود.
زدل برلبم تا دعایی برآید
اجابت زهر یاربم میتراود
ز دین ریا بی نیازم، بنازم
به كفری كه از مذهبم میتراود
از كوته نظریهای دیگران بزرگوانه در میگذشت و همه را عین لطف حضرت حق میدید.
به چشم بد مردمان عین خوبی است
كه من هر چه دیدم ،زچشم تو دیدم
دهانم شد از بوی نام تو لبریز
به هر كس كه گل گفتم و گل شنیدم
با دلش رو راست بود و آنچه را دلش نمیپذیرفت ،نمیگفت تا آنجا كه صفای روح و زلالی باطن را فرا تر از بازی واژهها میدانست.
تو را با تپشهای قلبم سرودم
به این واژهها احتیاجی ندارم
اهل حكمت و بصیرت بود. همچون همه بزرگان قبیله عشق و سخن وصف زیبایی و بصیرت را در این دو بیت چه حكیمانه بیان میكند.
زاییده چشم ماست زیبایی؟
یعنی كه جمال در نظر این است؟
یا چشم خود از جمال میزاید
معنای بصیریت و بصر این است؟
...
اسرار بلاغت و مطول را
خواندیم تمام، مختصر این است:
زیبایی راز، راز زیبایی است
آن راز نهفته در هنر این است
در عین حكمیانه سروردن شور و شوق دلنشین عارفانه نیز در سخنش موج میزد
دو ذولفونت شب و روی تو ماهه
از این شب روزگار مو سیاه
دلم شد راهی دریای چشمت
از این پس كار چشمم رو براهه
....
سماع یاد تو در سینه برپاست
تموم خانه اول خانقاهه
باری - با همه درد و رنج بیماری كه به شانه جسمش سنگینی میكرد. همیشه دیگران میهمان لبخند و تواضعش بودند.
اما این اواخر گویی از صحبت ما نیك به تنگ آمده بود و دلش از زمین و زمان گرفته بود كه گفت:
بیا مرا ببر ای عشق با خودت به سفر
راز خویش بگیر و مرا ز خویش ببر
.... دلم زدست زمین و زمان به تنگ آمد
مرا ببر به زمین و زمانهای دیگر
روح پرفتوحش قرین رحمت حق باد.
حسام الدین سراج پاییز 86
منبع : خبرگزاری فارس
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 23:5 توسط مسعود نوری
|
|
||
|
|
|
|
|
قیصر امین پور هم پرواز را برگزید و رفت... دوباره یک خبر کوتاه و موجز. یک شعر و چند لینک...
...
دردهاي من/
جامه نيستند/
تا ز تن درآورم/
«چامه و چكامه نيستند»/
تا به «رشته سخن» در آورم/
نعره نيستند/
تا ز «ناي جان» برآورم/
دردهاي من نگفتني/
دردهاي من نهفتني است...
دردهاي من
گرچه مثل دردهاي مردم زمانه نيست/
درد مردم زمانه است/
مردمي كه چين پوستينشان/
مردمي كه رنگ روي آستينشان/
مردمي كه نامهايشان/
جلد كهنه شناسنامههايشان/
درد ميكند/
من ولي تمام استخوان بودنم/
لحظههاي ساده سرودنم/
درد ميكند/
انحناي روح من/
شانههاي خسته غرور من/
تكيهگاه بيپناهي دلم شكسته است/
كتف گريههاي بيبهانهام/
بازوان حس شاعرانهام/
زخم خورده است/
دردهاي پوستي كجا؟/
درد دوستي كجا؟
اين سماجت عجيب/
پافشاري شگفت دردهاست/
دردهاي آشنا/
دردهاي بومي غريب/
دردهاي خانگي/
دردهاي كهنه لجوج/
اولين قلم حرف حرف درد را/
در دلم نوشته است/
دست سرنوشت،خون درد را/
با گلم سرشته است/
پس چگونه سرنوشت ناگزير خويش را رها كنم/
درد/
رنگ و بوي غنچه دل است/
پس چگونه من/
رنگ و بوي غنچه را ز برگهاي توبهتوي آن جدا كنم؟/
دفتر مرا/
دست درد ميزند ورق/
شعر تازه مرا/ درد گفته است/
درد هم شنفته است/
پس در اين ميانه من/
از چه حرف ميزنم؟/
درد، حرف نيست/
درد، نام ديگر من است/
من چگونه خويش را صدا كنم؟
لینک دانلود "نیلوفرانه" از قیصر امین پور، با صدای علیرضا افتخاری
اجرای زنده و کوتاه قطعه نیلوفرانه
لینک دانلود کتاب" به قول پرستو" اثر قیصر امین پور
خاطراتی از قيصر امين پور در دوران دانشكده
شاعری مثل چشمه مثل رود؛ قیصر امین پور هم رفت
آخرین عکسهای قیصر امین پور
گزارش تصويري وداع با قيصر امين پور
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 21:36 توسط مسعود نوری
|
|
||
|
|
|
|
|
حكایت باد و باران و آفتاب...
گزینگویههایی از «قیصر امینپور» در باب هنر و سیاست
فردی با كلاه و پالتو در حال عبور بود. باد و باران و آفتاب ادعا كردند میتوانند كلاه و پالتو آن فرد را از تنش در آورند... .
باد هر چه سریعتر وزید، آن فرد خودش را بیشتر جمع و جور كرد، همینطور باران، ولی آفتاب آرام آرام تابید تا اینكه آن فرد هم آرامآرام متاثر شد و كلاه و پالتو از تن بدر شدند... .
به گزارش خبرنگار ادبی فارس مرحوم «قیصر امینپور» مانند بسیاری دیگر از اهالی فرهنگ صاحب نظراتی بود كه اگر چه مدون و مكتوب ارائه نشدهاند اما اطرافیان و علاقمندانش در محافل مختلف آنها را شنیدهاند. گزینگویههای زیر توسط یكی از علاقمندان «قیصر» و از یكی از این محافل روایت شده كه در اختیار خبرگزاری فارس قرار گرفته است.
- امروز، اولین روز از روزهای باقیمانده عمر ماست كه میتوانیم دوباره بیاغازیم... .
-شاعران، یقولون ما لا تفعلون اند، الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و ذكروا الله كثیرا ... .
-امام (ره) میفرمود وظیفه ما انجام تكلیف است، ما به نتیجه كاری نداریم ... .
-عصر امروز، دوران تردید، بدگمانی و بیایمانی است در این فضا باید از معنویت دفاع كرد... .
-باید دریابیم با چه زبانی با جهان معاصر ارتباط برقرار كنیم تا بتوانیم موثرتر باشیم ... .
-با هنر میتوان مخاطب را تا لبه سكوی پرش پیش برد ولی باید بگذاریم در نهایت خودش بپرد... .
-هنر اصالتا" یك كار فردی است، نباید منتظر بود دیگران بیایند. هر كس باید سلوك خود را داشته باشد و البته آنرا در جمع عرضه كند. راهها متفاوت است مهم این است كه جهت یكی باشد... .
-تنوع در فعالیتهای هنری رحمت است نه زحمت فقط باید راه بهرهبرداری بهتر از این تنوعها و بعضاً تضادها را فرا بگیریم. در این راه كشف فضاهای تازه و خلاقیتهای جدید هم مهم است... .
-بودند كسانی كه به ما انتقاد میكردند چرا برای امام (ره) شعر میگوییم ولی خودشان برای هر كسی شعر میگفتند... . (دفاع استاد از سابقه شعر انقلاب)
-ما میخواهیم با زبان هنر بگوییم جهان معنا دارد، دارد و به سمت و سویی روان است... .
-همه 124 هزار پیامبر آمدهاند یك حقیقت را بگویند، ابوسعید هم گفت: «خدایش بیامرزد آنكه برخیزد و قدمی فرا پیش نهد.»... .
-آن منتقد عرب میگفت اگر همه هنرمندان جهان فقط یك جور حرف بزنند، دنیا جهنم میشود ولی اگر همه سیاستمداران جهان فقط یك جور حرف بزنند، دنیا بهشت میشود. البته بنده معتقدم سیاستمداران هم میتوانند هر كدام نظر خود را داشته باشند این تضادها را باید ار ج نهاد... .
-زبان عشق و زبان هنر، زبان آشتی بینالمللی است... .
-در كنار نگاه آرمان گرایانه (ایدهال) به آینده نگاه واقع بینانه (رئال) هم داشته باشیم ... .
-در اوایل كار حوزه هنری، نه رییس بود نه مرئوس نه از تاك نشان بود نه از تاك نشان، امكانات هم نبود، حتی راهی هم نبود كه پای خود را جای آن بگذاریم باید مسیرهای جدید تجربه میشد... .
-در جهان امروز باید یاد بگیریم چگونه از حقیقت دفاع كنیم... .
منبع : خبرگزاری فارس |
||
|
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 21:18 توسط مسعود نوری
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 6:6 توسط مسعود نوری
|
|
||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 23:41 توسط مسعود نوری
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||
|
||||||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 23:37 توسط مسعود نوری
|
|
||||||
|
|
|
|
![]() قيصر شعر وادب ايران آسماني شد.و روز جمعه وشنبه ۱۱و۱۲ /۰۸/۱۳۸۶ در شهرستان گتوند عزاي عمومي |
||
|
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 7:22 توسط مسعود نوری
|
|
||
|
|
|
||||||
|
|||||||
|
+
نوشته شده در جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 21:33 توسط مسعود نوری
|
|
|||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 21:27 توسط مسعود نوری
|
|
||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||
|
||||||||||
|
+
نوشته شده در جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 21:24 توسط مسعود نوری
|
|
||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 21:22 توسط مسعود نوری
|
|
||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 21:20 توسط مسعود نوری
|
|
||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
پيكر شاعر متعهد " قيصر امين پورامروز جمعه11/08/1386 در شهرستان گتوند در شمال خوزستان به خاك سپرده شد. پيكر مرحوم امين پور از محل گلزار شهدا تا پارك گلستان اين شهر با حضور مردم و مسوولان تشييع و سپس در قطعه زمين اختصاص يافته به خاك سپرده شد. مراسم تشييع پيكر قيصر امين از ساعت ۹صبح آغاز شد. وتا ساعت 12ظهر ادامه داشت. قيصر امين پور شاعر توانمندكشورمان در سن ۴۸سالگي به دليل عارضه قلبي سهشنبه شب گذشته در بيمارستان دي دار فاني را وداع كرد. گفتني است ستاد بزرگداشت قيصر امين پور در اطلاعيهاي خواستار تدفين پيكر وي در گتوند شده بود. شوراي شهر گتوند نيز در بيانيه خواستار تدفين پيكر"قيصرامين پور"در گتوند خوزستان شده بود. در بخشي از بيانيه آمده است:پاك نهاد "قيصرامين پور"فرموده بود كه پس از رحلتش او را در زادگاهش شهرستان گتوند به خاك بسپارند. اين بيانيه افزوده است: متاسفانه تاكنون اين مساله اتفاق نيافتاده، لذا ما خواستار تدفين پيكر اين شاعر متعهد در گتوند هستيم. در اين بيانيه شوراي شهر گتوند عروج ملكوتي آن شاعر فرزانه را به جامعه شعر و ادب، به خصوص مردم شهيد پرور گتوند تسليت گفته است نكته حائز اهميّت حضور كمرنگ مسئولين استاني وكوتاهي هاي گوناگوني است كه در فرصتي ديگر به آن خواهيم پرداخت |
||
|
+
نوشته شده در جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 21:18 توسط مسعود نوری
|
|
||
|
|
|
|||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 20:57 توسط مسعود نوری
|
|
||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 13:6 توسط مسعود نوری
|
|
||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 23:17 توسط مسعود نوری
|
|
||
|
|
|
|
|
شاعر نیلوفرانه ها جاودانه شد... برخى از اشعار وى همراه با موسیقى تبدیل به ترانه هایى مىشود که زمزمه لبهاى پیر و جوان مىگردد.از آثار ماندگار وی می توان به ترانه های آلبوم های نیلوفرانه۱و۲ و شبان عاشق به آهنگسازی استاد عباس خوشدل و صدای هنرمند محبوب علیرضا افتخاری اشاره کرد. اما....قيصر امين پور، شاعر نامدار معاصر ايران ، بامداد امروز سه شنبه، ۸ آبان ۱۳۸۶ در ۴۸ سالگي در بيمارستان دي تهران درگذشت.
حسامالدين سراج گفت: «قيصر امينپور» دردانه شعر فارسي و شاعري صادق، ساده، شفاف و خلاق بود. در جاي جاي شعر او كلمات ريشه دارند و او نه تنها شاعر بزرگي بود، بلكه ترانه سراي توانمندي هم بود و اشعارش به جز مسائل وزني و قافيه، داراي مفاهيم و مضامين عميقي بود
30 خانه موسیقی درگذشت این شاعر و ترانه سرای برجسته دکترقیصر امین پور را تسلیت گفت پیکر قیصر امین پور شاعر تازه درگذشته امروز از محل خانه شاعران واقع در خیابان دولت تهران تشییع می شود وفردا ۵شنبه ۱۳۸۶.۰۸.۱۰در زادگاهش شهرستان گتوند جاودانه خواهدشد
محمد علی چاوشی:نیلوفرانه امین پور توحید محور است اولین آلبومی که همه اشعار آن سروده یک شاعر و ترانه سرا باشد "نیلوفرانه" با اشعار قیصر امین پور و صدای علیرضا افتخاری است که مضمونی سراسر توحیدی دارد |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 12:27 توسط مسعود نوری
|
|
||
|
|
|
|
|
غنچه با دل گرفته گفت: "زندگی لب ز خنده بستن است گوشه ای درون خود نشستن است"
گل به خنده گفت: "زندگی شکفتن است با زبان سبز راز گفتن است"
گفت و گوی غنچه و گل از درون باغچه باز هم به گوش می رسد تو چه فکر می کنی؟ راستی کدام یک درست گفته اند؟
من که فکر می کنم گل به راز زندگی اشاره کرده است هر چه باشد او گل است گل یکی دو پیرهن بیشترز غنچه پاره کرده است
دکترقیصر امین پور |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 18:51 توسط مسعود نوری
|
|
||
|
|
|
|
|
خیلی وقت بود که تنها بودم و داشتم انتظار می کشیدم.با هیچکی درد دلم نگفته بودم و بغض داشت خفم میکرد.اما بالاخره این انتظار تموم شد.داره میاد.نمیدونم وقتی می بینمنش چی بهش بگم.چه جوری نگاش کنم.اما بازم با تمام این وجود خیلی واسه دیدنش بی تابم.فقط تنها کاری وکه الان میتونم انجامش بدم اینه که این شعرها رو بهش تقدیم کنم و بگم که تا همیشه دوستش دارم تنها تو میمانی دل داده ام بر باد، بر هر چه بادا باد قیصر امینپور ایینه ناگهان |
حرف اينه ها
مهمان . طلوع مي کند از آن آفتاب پنهاني دوباره پلک دلم مي پرد,نشانه ي چيست؟ کسي که سبز تر است از هزار بار بهار کسي که نقطه ي آغاز هر چه پرواز است تويي بهانه ي آن ابر ها که مي گريند تو از حوالي اقليم هر کجا آباد کنار نام تو لنگر گرفت کشتي عشق ایینه ناگهان |
7 نظر
آواز عاشقانه
ایینه ناگهان |
5 نظر
نامه ای برای تو این ترانه بوی نان نمی دهد
بوی حرف دیگران نمی دهد
سفره ی دلم دوباره باز شد
سفره ای که بوی نان نمی دهد
نامه ای که ساده و صمیمی است
بوی شعر و داستان نمی دهد :
. . . با سلام و آرزوی طول عمر
که زمانه این زمان نمی دهد
کاش این زمانه زیر و رو شود
روی خوش به ما نشان نمی دهد
یک وجب زمین برای باغچه
یک دریچه آسمان نمی دهد
وسعتی به قدر جای ما دو تن
گر زمین دهد ، زمان نمی دهد
فرصتی برای دوست داشتن
نوبتی به عاشقان نمی دهد
هیچ کس به غیر ناسزا تو را
هدیه ای به رایگان نمی دهد
کس ز فرط های و هوی و گرگ و میش
دل به هی هی شبان نمی دهد
جز دلت که قطره ای است بی کران
کس نشان ز بی کران نمی دهد
عشق نام بی نشانه است و کس
نام دیگری بدان نمی دهد
جز تو هیچ میزبان مهربان
نان و گل به میهمان نمی دهد
نا امیدم از زمین و از زمان
پاسخم نه این ، نه آن . . . نمی دهد
پاره های این دل شکسته را
گریه هم دوباره جان نمی دهد
خواستم که با تو درد دل کنم
گریه ام ولی امان نمی دهد . . .
قیصر امین پور
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 14:3 توسط مسعود نوری
|
|
||
|
|
|
|
|
براي خواندن اشعار و نوشته ها روي لينك ها كليك كنيد >>> خاطرات خیس - قیصر امین پور پیش چشم تو - قیصر امین پور طرحی برای صلح(3)– قیصر امین پور معنای زندگی – قیصر امین پور شعر ناگفته – قیصر امین پور راه نا تمام - قیصر امین پور قیصر امین پور درگذشت همزاد عاشقان جهان(3) – قیصر امین پور گاهشمار زندگي و آثار قيصر امينپور |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 13:10 توسط مسعود نوری
|
|
||
|
|
|
|
|
گاهشمار زندگي و آثار قيصر امينپور 1338 -
تولد در شهرستان گتوند خوزستان . دوم ارديبهشت 44 - 1343 - تحصيل در مكتبخانه 49-1345 – تحصيلات ابتدايي در گتوند 57-1350 – تحصيلات دوره راهنمايي و دبيرستان درشهرستان گتوند و دزفول 1357- پذيرفته شدن در رشته دامپزشكي دانشگاه تهران 1358- انصراف از رشته دامپزشكي و ورود به دانشگاه تهران ، همكاري در شكل گيري حوزه انديشه و هنر اسلامي 71-1360 – دبيري شعر هفتهنامه سروش 62-1360 – تدريس در مدرسه راهنمايي 1363 – انتشار كتابهاي ”تنفس صبح ”و” در كوچه آفتاب” 1363 – تغيير رشته به ادبيات فارسي دانشگاه تهران 1365 – انتشار ”طوفان در پرانتز” ( نثر ادبي ) و منظومه ”ظهر روز دهم” ( براي نوجوانان ) 1366- بيرون آمدن از حوزه هنري ، آغاز دوره كارشناسي ارشد ادبيات 1367 – سردبيري ماهنامه ادبي – هنري سروش نوجوانان و آغاز تدريس در دانشگاه الزهرا 1368- انتشار ”مثل چشمه مثل رود” ( براي نوجوانان ) ، جايزه نيما يوشيج ( مرغ آمين بلورين ) ، همكاري در تشكيل دفتر شعر جوان 1369 – آغاز دوره دكتراي ادبيات فارسي 1370 – انتشار ”بي بال پريدن” ( نثر ادبي براي نوجوانان ) ، آغاز تدريس در دانشگاه تهران ، انتشار ”گفتگوهاي بي گفت و گو” 1372- انتشار ”آينههاي ناگهان” 1375- انتشار ”به قول پرستو” ( براي نوجوانان) 1376- دفاع از رساله پاياننامه دكترا با عنوان ”سنت و نوآوري در شعر معاصر ” 1378- انتشار ”گزينه اشعار” 1380- انتشار ”گلها همه آفتابگردانند” 1382- برگزيده شدن به عنوان عضو پيوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسي 1383- انتشار" سنت و نوآوری در شعر معاصر" 1385- انتشار "شعر کودکی" 1386- انتشار"دستور زبان عشق" ۸ آبان ۱۳۸۶ - شاعر عاشقانه ها پركشيد ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 12:57 توسط مسعود نوری
|
|
||