|
|
|
|
|
بسم ا... الرحمن الرحیم ن والقلم وما یسطرون در آن دیار که خداوند به قلم قسم می خورد پس نگاشتن تک تک جملات توسط قلم ارزش واهمیت بلندی می یابد. خواستم بپرسمت چگونه امن یجیب رازمزمه کردی که در سرزمین بهشتی نینوا اجابت شدی؟ وقتی تو را مرور می کنم تمام وجود گرمت را با تمام خستگیها و دردهای آمیخته با احساس عمیق بندگی وخلوص نیت عارفانه می یابم ٬آری زبان قلم قاصر از نوشتن وبیان است چرا که خستگی کار و تن رنجور را منافاتی نیست چگونه بنویسم خصایص عمیق وپدرانه انسانی رنجور ودرد کشیده که تمام زندگی آسایش وبود ونبود خویش را درجهت التیام آلام و نوازش ایتام وآرامش خاطر بیوه زنان و کهن مردان قرار داده بود. هرگز از یاد نخواهند برد یلان وادی ایمان وشهادت وخاکهای سرخ سرزمین ابدیت. درکربلای ایثارهیچگاه یلان بیشه حسینی راتنها نگذاشتی ویاور شهیدان ودلیر مردان بودی وهیچگاه جنوب وجنوب غرب فراموش نخواهند کرد مردانی که قدعلم کردند وبر وعده خویش ماندند وماندند. چگونه بنویسم از حس عجیب دلدادگی وخدمت رسانی به کودکان وزنان چشم انتظار٬از مردان نشسته بر دامان تنهایی وخستگی ٬از کودکان بغض گرفته بی کسی و از زنان رنجور و خسته تنهائی٬ شبها وسحرگاهان برگرداگرد هستی اینان چرخیدی تا مبادا اشکی از چشمان کودک بیكسی و زنان رنجور تنهائی بر خاکهای غربت نداری چکه کند .زمان ومکان را وقف خدا کرده بودی وتن رنجور خویش را ارزانی بی کسی بی کسان. چگونه بنویسم از شبهای دلدادگی آن یل دریای عرفان که با تمام هستی محراب عشق را با خون فرق خویش به تلاطم در آورد٬ آری تکیه زدن در منزل ومأمن خویش را غفلت از دستهای رنجور خسته زنان ومردان واشکهای کودکان ایتام وآلام خسته این وادی گذران می دیدی هرگز فراموش نخواهیم کردکه با اقتدا به حیدر کراربر تمام غصه ها وامراض فرزندان بشر می غریدی وهمچونان (علی علیه السلام) شبانگاهان بردر این خستگان دنیای بی کسی حاضر می شدی تا دردی از دردهای آنان را التیام بخشی براستی اینان را چگونه می یافتی وطبییب آلام دردمندان می شدی؟ بارها و بارها دیدمت که از حدّت وشدت خستگی توان از کف می دادی ولی آرام نمی شدی مگر اینکه آرامش را ابتداً هدیه کنی. هیچگاه نخواستی تنهائی وبی کسی فقر ونداری سایه ننگینش را بر روی چهره غم گرفته انسانهای مظلوم و بی گناه بگستراند وهمیشه ودر همه حال سایه پدرانه ومهربانانه خویش را بر سر آنان رقم می زدی تنها وتنها خدا را در نظر داشتی ورضای خداوند بود که گامهای تو را فراتر از مرزهای وطن می کشاند ودر بلادهای اسلامی دیگرهمت وتوان انقلابی اسلامی تو بود که دست نوازش بر سر مظلومان وستمدیدگان می کشید سخنان غرا وشیوا وامید بخش در جمع خانواده های زجر کشیده افغان ولبنان وعراق وسوريه آنچنان نوری در دلهای آنان می افکندکه ایستادگی وپایمردی آنان را تا به حال متضمن وبیمه نمود آری هیچگاه کودکان وزنان افغان مهربانیهای تو را فراموش نخواهندکرد. حال می خواهم تا اندکی از آن چیزهایی که دیده ام با خودم مرورنمایم اما نمی دانم چگونه می توانم اشکهای قنوت نماز مغرب نجف را که نجوای عارفانه علی (ع)با کمیل بود را فراموش کنم چگونه مي توانم سجده های طولانی مسجد کوفه سهله مسجد صاحب الزمان وحرمین را از یاد برم مگر می توانم خاطرات٬ نصیحتها دعاها وقدم زدنهای با تورا در سرزمین بهشتی مسجد کوفه وسهله وبین الحرمین را مرور نکنم هیچگاه اشکها وصحبتهای غریبی خانه علی(ع)را از یاد نخواهیم برد مگر میشود فراموش کنم که در این مسیر چگونه همگان را ياري و دستگیری می کردی. همیشه برای بندگان خدا که تحت قهر وخشم طبیعت ناگزیر قرار گرفته بودند امین وامان بودی وهیچگاه نخواستی بگذاری زنی احساس بی کسی وکودکی احساس یتیمی و مردی احساس غریبی ونداری کند.
آري حاج علي عزيز: اين هديه خداوند به تو بود كه پس از زيارت حرم اباعبدا...الحسين وحضرت ابا الفضل العباس ودر حد فاصل دستان ابا الفضل العباسش براي هميشه آرام وبراي ما الي الابد هستي يافتي.
روحش شاد ویادش گرامی جهت تعجيل در فرج امام زمان (عج) و شادي روح آن مرحوم صلوات
از طرف همراهان آن مرحوم در سفر كربلا ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 19:29 توسط مسعود نوری
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 8:4 توسط مسعود نوری
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 8:3 توسط مسعود نوری
|
|
||
|
|
|
|
|
یه جشن تولد دیگه ![]() سلام ای مهربانترین ارباب دنیا آقاجون؟دلتنگتم........ خیلی زیاد به روز تولدت نزدیک میشم و این دل توهرثانیه هوائی تر میشه . وقتی از پشت تلفن تو صحن انقلاب کنارسقاخونه و روبروگنبدت سلام دادم روحم اونجا حضورداشت.تصور اون جو معنوی -حرم باصفات که این روزا با چراغای جشن تولدت با نم نم بارون هزار برابر زیباتر شده دلمو بدجور هوائی کرده . میدونم بخدا میدونم همه آرزو دارن روز تولدت پیشت باشن .میدونم خیلی عاشق و مجنون داری .میدونم خیلی ها واست وبلاگ ساختن .میدونم خیلی ها همیشه به یادت هستن و ازت دورن .میدونم اشک خیلی ها فقط واسه دل تنگی شماست نه واسه گرفتاریهاشون .میدونم یه عالمه شاعر داری .میدونم ........ اما بخدا منم هرچه در توانم بوده و هست برات انجام دادم و میدم .دلم میخواد ازم قبول کنی. دلم میخواد مثل قبلنا منو زود زود بطلبی .دلم میخواد مثل قبلنا خوابتو ببینم.اما این روزا زندگی منو اسیر کرده .آقا جونم بخدا دلم میخواد همه زندگیمو بدم و تو منو بطلبی. تو که نمیدونی چقدر سخته دلتنگ باشی.تو که نمیدونی چقدر سخته از اونی که دوستش داری دور باشی.مگه خودت دلتنگ گل گلخونت نبودی .اون زود اومد پیشت .ببین من چند وقته دلتنگ شمام و تو ازم سراغی نمیگیری.ببین چجوری اشک میریزم.ببین این گلوم از فرط بغض درد گرفته.ببین منو ........ پس چرا التماسمو نمی بینی؟چرا صدای منو نمیشنوی؟آقا جونم بخدا دلم برات تنگ شده .تو که میدونی بهونه منی .میدونی که دلخوشی زندگیمی .آقا جون یا امام رضا بخدا میدونم آدمای گرفتارتر از منم خیلی هستند اما ببین من گرفتار توام.من دیوونتم .بخدا دارم از دوریت دق میکنم.هرجااسمت میاد کنترلمو از دست میدم . این روزا همش حرف شماست . تو تلویزیون رادیو کوچه خیابونا مسجدا محله دانشگاه اتوبوس ........ آقا انصاف بده .هربار اسمت میاد دلم آتیش میگیره تا میام آروم بشم دوباره یه رشته متصل به شما جلوم سبز میشه.نذار اینجوربسوزم.دیگه حتی اون قاب عکس حرمت از من و اشکام خسته شده.دیگه حتی خاطره هام تکراری شده .آقا کمکم کن تو که میدونی یه نگات مرهم تموم دردادی منه .منو بطلب عزیزم .منو بطلب.اجازه بده منم بیام پابوست.بخدا دلم داره میمیره.درد دوریت خیلی سخته.میدونم که تو فقط توی اون صحن و سرا یا پشت پنجره فولاد یا توی ضریح نیستی اما چکنم؟دلم فقط اونجا آرومه.چیکار کنم؟این دل صاحب مرده بدجور هوائی شده.دلم تنگ شده آقا........ مثل هرسال شب تولدت شیرینی تولدت رو تو سینی میچینم .اما امسال بجای یه شمع دو تا شمع روشن میکنم.یکی به نیت خودم یکی هم واسه آقا جواد.امیدوارم امسال بیای و خودت هردوتاشو فوت کنی.مثل هرسال من دیوونه منتظرم. بازم اون بغض قدیمی تو چشام زل میزنه دوباره دست و دلم تو حرمت پرمیزنه بازم واسه تولدت یه جشن کوچیک میگیرم تو خونه حقیرمون واست تولد میگیرم کنار بغض این گلو دو شمع روشن می کنم خونه تاریک دلو با چشات تزئین میکنم گنبدطلای تو تموم خورشیدو داره صحن و سرای خوشگلت هیچی دیگه کم نداره زائرای خسته دلت تو حرمت جون میگیرن پشت پنجره فولاد شما خیلی ها حاجت میگیرن میگن حتی کبوترات بی دونه هم مهربونن واسه تموم دردادشون انگاری که همزبونن کاشکی حاجت منو از پشت پنجرت بدی رو گنبدت تو حرمت واسه منم لونه بدی یعنی میشه یه روز بیاد منم مجاورت بشم ؟ تو حرمت رو گنبدت مثل کبوترات بشم؟ آقا جونم تولدت مبارک سلام آقا جون .من امروز خیلی خوشحالم آخه بعد از یکسال و اندی من تونستم یه شعر بگم .درسته خیلی ناهماهنگه اما مهم اینه که بالاخره از منه !!!!!!!! سر کلاس هوش مصنوعی این شعر به ذهنم اومده .من خیلی خوشحالم که طلسم شعرنگفتنم شکسته . با تمام عشق حتی فراتر از اون تقدیم تو : خیلی وقتا توی شعرا حرف دل جا نمیشه تو کتابا تو مقاله بغض من وا نمیشه آقا جون دلم گرفته از همه از تموم آدما دلم شده پر واهمه کاش میشد خودت منو کبوتر بکنی توی اون صحن و سرات منو مجاورت کنی عمق این فاصله ها زیادتر از تحمله تموم بهونه هام واسه دل پرترحمه میدونی؟تنها امید دلمی تو تموم بهونه زندگیمی همیشه خیال تو عکسای تو آروم جونمه عشق تو بهونه هات آرزوهات تو خونمه تنها آرزروی من مجاور شدنه بین ما دو تا فاصله ها کم شدنه میدونم واسه خدا کاری نداره من بیام تو شهر تو من بشم مجاورت زائرت کبوترت یا خادم تو آقا جون بیا تو هم دعا کن واسه دلم تا منم حسرت به دل تو گور نرم خدایا من ازت ممنونم .میدونم که شعر جالبی نیست اما همین که طلسم شکسته شده بی نهایت ممنون --------------------------------------------------------------------------------------------------------------- یه بغض قدیمی و عجیب دلم واسه بوی مشهدت تنگ شده.حتی واسه آشغالای خیابونات این دل تنگه .دلم واسه کبوترای حرمت آخ . . . . . . . . واسه آسمون گنبدت واسه پنجره فولادت واسه پله های آرامگاه شیخ حرعاملی که وقتی میای بالا گنبدت مثل خورشید طلوع میکنه خیلی تنگه . دلم. . . . . . . . دلم. . . . . . . . بخدا دلم برات تنگ شده .سال قبل مارو طلبیدی اما امسال ماه رمضان تموم شد و شما . . . . . . . .همسفرای پارسال الان تو حرمن و ما . . . . . . . . حتی دلم واسه ترمینالت هم تنگ شده .از اونجا گنبد قشنگت پیداست .لحظه های آخرین نگاه به گنبد . آقا؟چقدر این دل باهات حرف داره اما مهلتی نیست. الان که مینویسم بغض این گلوی منو خفه کرده.تا کی باید بنویسم :دلم برات تنگ شده؟ای کاش منو به آرزوم برسونی.یعنی روزی میاد که این فرشته ی مجنون مجاورت بشه ؟خدایا تنها آرزوم همینه که مجاور آقا امام رضام بشم . آقای خوبم کاش کلمه ی دیگه ای بلد بودم تا بهت اوج دلتنگی و غصه دوریتو میفهموندم .واژه ها اونقدر محدود و ناچیزن که حتی یه ریزه از دلتنگی من تو اونا جانمیشه . روزا از پی هم میگذره .خیلی چیزا تو زندگی مشترک رنگ و بوی دوران قبل ازدواج رو نمیده حتی خیلی چیزا فراموش میشه اما عشقت فکرت یادت هر روز واسه من پررنگتر میشه . واسه من عشق تو آسون نبود که حالا مشکل بشه .از همون روزای اول که عاشقم کردی حس دلتنگی و غصه ی دوریت با من بود.یه وقتایی مثل یه مریض رو به موت دلم اونقدر بی تابی میکنه که حس میکنم چشام از فرط گریه از کاسه در اومده .بعضی روزا دلتنگیت باعث غرورمه .یه روزایی مرهم دردام میشه .چه میشه کرد تقدیر من اینه که از دوریت از عشقت بسوزم اما نذار بمیرم .نذار آرزوی مجاور شدنت به دلم بمونه .آقا جون؟نذار مجنونت پیش چشم دشمناش سرافکنده بشه .بذار اونایی که منو مسخره میکنن بدونن امام رضا واسه همه رئوفه حتی واسه سگی مثل من یه حرم پر از صفا میون قلب عاشقا هزار هزار بال ملک فرش حرم تا بخدا گنبد طلا.ایوون طلا.صحن طلا.دست طلا هرچی بگم بازم کمه خودت طلا امام رضا تو این دنیای بی کسی آقا ببین جار میزنم تو شهر غربت آقا جون تکیه به دیوار میزنم زل میزنم یه گوشه ای روبرومه نور خدا یه مرد خوب و مهربون بهش میگن امام رضا دلم میخواد رو گنبدت تو حرمت تا که یه لحظه ببینم جلوه جود و کرمت یکی داره داد میزنه تو صحن گوهرشاد تو یکی دخیل بسته آقا به پنجره فولاد تو یکی داره با شور و شین عشقو پیشت رو میکنه با جارو نه... با وژه هاش صحنتو جارو میکنه !!!!!!!! یکی داره اینجور میگه آقام غریب الغربا اگه میشه یه بار دیگه منو ببر کرب و بلا گنبد طلا.ایوون طلا.صحنت طلا.دستت طلا هرچی میخوای ازم بگیر منو ببر کرب و بلا مثل همیشه دلتنگتم .پارسال بعد از ماه رمضان اومدیم پابوست .پس فردا عید فطره و من منتظرم تا مثل پارسال ما دوتا رو راهی کنی . وای چقدر باهات حرف داشتم اما حالا هرچی فکر میکنم چیزی به ذهنم نمیرسه منو ببخش بعد از این همه وقت بادست خالی اومدم که بگم :دوستت دارم و همیشه به یادتم .خواستمن بدونی شاید فرصتی پیش نیاد که بلاگ رو آپ کنم اما این دل همیشه واست پرمیزنه حتی اگه خیلی پرمشغله باشم .
سلام آقا جان از ۵شنبه که عروسی کردیم فقط چند روز میگذره اما تو این چند روز اندازه چند سال شرمنده خدا شدم .من آدم خوبی نبودم یعنی اونقدر خوب نبودم که شایسته چنین همسری باشم .میدونم کارایی که آقا جواد واسه من کرده هیچ مردی واسه زنش نمی کنه .چی بگم که جز شکر خدا کاری ازم نمیاد . روز قبل از عروسی اینقدر دلتنگت بودم که کسی نمیتونست باور کنه من عروس فردام .همین که تنها میشدم دلم پر میزد تو حرمت .هر چی با تلفن گویا تماس گرفتم تا باهات حرف بزنم کسی جواب نمی داد .دلم همیشه دیوونه وار تو حرمت پر میزنه . سال قبل بعد از ماه رمضان ما رو راهی سفر عاشقی کردی .امسال . . . . . . . . سحرای حرم تو هیچ جای عالم نداره پیش گنبد طلائیت حتی کعبه کم میاره دلم از تو جون گرفته از تو آب و دون گرفته من و بی تو زهده موندن خدا اون روزو نیاره دلم میخواد برامون دعا کنی ماه رمضان امسال هردو فرشته بشیم .دعا کن لحظه ای رو از دست ندیم حرف واسه گفتن زیاده و مجال نوشتن محدود . عشق تو گوهره و تو هر دلی جا نمیشه هر دلی خاطرخواه عزیز زهرا نمیشه تو خودت لیاقت دیوونگی به من دادی آره هیچ جا عاقل دیوونه پیدا نمیشه
سلام امام رضای من مثل همیشه دلم برات خیلی تنگ شده.۴شنبه ای که گذشت سرسجاده نمازم دلم یه دفعه ای پرزد تو حرمت.راستی چندروز پیش از شبکه یزد حرم باصفاتونو نشون میدادن.لحظه ی نقاره زدن .آقا؟دلم خیلی برات تنگ شده خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی دیروز اولین سالگرد عقدمون بود .مثل همه آدما ما هم گفتیم چه زود گذشت اما من خدا رو واسه تک تک ثانیه هاش شاکرم .تو این یک سال هردو به آرامش عجیبی رسیدیم .تقریبا اونی که دنبالش بودیم .اما به قول آقا جواد ما باید هرسال پیشرفت کنیم تا تنها آرزومون قرب الی الله باشه . تو این یکسال شما ما دو تا رو دوبار طلبیدی .یادمه پارسال چقدر دلم میخواست ماه رمضان تموم بشه تا هر دو واسه اولین بار باهم بیایم پابوستون .یادش بخیر چقدر خوش گذشت .امسال برناممون واسه زیارت شما ردیف نیست اما شما با یک اشاره ردیفش کن . دلم میخواد اونقدر منو امام رضایی کنی که مثل خودتون صبور و مهربون و باگذشت بشم .آقا ؟کمکمون کنید ما خیلی محتاجیم محتاج یه نگاه که تمام زندگیمونو زیرو رو کنه . یا امام رضا ادرکنی . این روزا یه حس غریبی منو بیخواب کرده .دلم واسه بچگیام خیلی تنگ شده .حوض فیروزه ای تو کوچه حنا و آب تنی های تابستون من و احمد .فرفره درست کردنای رضا و دعاهای زنی که عمه صغرای تمام یزدیها بود(خدابیامرزدش) دلم واسه روز اول مدرسه واسه دبستان طالقانی خیلی تنگ شده .دلم هوای راهنمایی ام کلثوم و شیطنت های من و زهرا و سمیه رو کرده .دلم واسه اون لحظه ای که اولین بار اومدم زیارتت پرپر میزنه حتی واسه اون غربت خوابگاه مائده هم تنگ شده .دلم واسه کلاس همیشه خوب کامپیوتر تو دبیرستان فردوسیان تنگه .آخ که چقدر دلم میخواد دوباره روزای دانشکده حضرت رقیه برگرده از همون روز اول ثبت نام تا اون روز که دفاعیه داشتیم . دلم این روزا حتی واسه همین ترمی که گذشت هم تنگ شده .زندگیم مثل یه فیلم هر شب از جلو چشام میگذره و من متحیرم که چطور بزرگ شدم .حالا اون فرشته ی شلوغ و جیغ جیغو اونقدر بزرگ شده که هفتم شهریور عروسیشه .خداااااااا. . . . . . . . آقا جونم؟میترسم نه از آینده از مردم این زمونه میترسم تا حالا مامان و بابا همیشه مراقبم بودن اما از این به بعد من میشم یه خانوم .کدبانوی خونه .یعنی از پس این مسئولیت سنگین برمیام ؟هرچی میخوام خودمو آروم کنم نمیشه .همش تو یه حالتی مثل شک موندم . دلم میخواد از این فکرا خلاص بشم و تمام سعی خودمو بکنم تا این مسئولیت رو به نحو احسن انجام بدم اما . . . . . . . . آقا جون تو رو خدا دعام کن .من میترسم از این دنیا و مردم پستی که فقط به منافع خودشون فکر میکنن.میترسم از مکر و حیلشون .میدونم که "وا... خیرالماکرین" اما من صبرشو ندارم که از پشت خنجر بخورم .من تحمل نامردی رو ندارم واسه همین میترسم .ازت میخوام دعام کنی بحق جگرگوشت آقا امام جواد دعام کن که منم زینب وار صبور باشم و فاطمه وار عفیف. آخیش به خدا آروم میشم وقتی باهات حرف میزنم .الهی قربونت برم من
سلام آقا جان امروز نه به مناسبت دوساله شدن نه به هیچ بهونه دیگه ای دلم برات تنگ شده خیلی زیاد .تولدت داره نزدیک میشّه و باز از تلویزیون همش از حرمت حرف میزنن صدای نقاره خونت تو گوشامه حتمی تو این ساعت دارن نقاره میزنن . حمید و فاطمه الان اونجان و ما . . . . . . . . ازت ممنونم و خدا رو شاکرم که تو این دوسال بهم اجازه و توفیق داد تا باهات از این طریق صحبت کنم . دلم مثل همیشه پر از بهونه شماست . دلم میخواد تا آخر عمرم نویسنده این بلاگ باشم یکی از دلخوشی هام همین نوشتن و آپ کردن بلاگه . سحرای حرم تو هیچ جای عالم نداره پیش گنبد طلایئت حتی کعبه کم میاره دلم از تو جون گرفته از تو آب و دون گرفته من و بی تو زنده موندن خدا اون روزو نیاره میزنم پر پر پر سوی تو گشته دل دل دل آهوی تو بی تو آشیون ندارم توئی همزبونو یارم پیش پای زائر تو سرمو هدیه میارم تو که شاه مهربونی با گداها همزبونی تا که بنده تو هستم با کسی کاری ندارم میزنم می می از جام تو بسته ام دل دل در دام تو
سلام امام رضای مهربونم .سلام عزیزتر از جونم الهی فرشته قربون صدای ناز تو الهی آرزوهام فدای اون چشای تو بالاخره ماری هم از مشهدالرضا برگشت با دستای پر از کرم و لطفت!!!!!!!! وقتی پیام داد که دقیق ۸تا از دونه های تسبیحتو امام رضا گرو نگه داشته فکر نمیکردم تا این حد از داشتن این تسبیح به آرامش برسم آخه این تسبیح سوغات سفر عمره دانشجویی فرزانه هست . آقا ؟بگو من چجوری باشم تا تو راضی باشی .دیشب بعد از مدتها مشغله آزاد و رها از همه جا مثل قدیم تو سکوت شب بغض دلتنگیم ترکید .۵شنبه حمید و فاطمه میان پابوست تا زندگی مشترکشونو با زیارت تو شروع کنن.راستی که خوشا به حالشون کم پیش اومده به کسی حسودی کنم اما اونا فرق دارن. آخه عقدشون تو روز تولدت بود و ازدواجشون با زیارت تو شروع میشه و من . . . . . . . . نمیدونم چی بگم تا ناشکری نشه من به عشقت قانعم اما یه روزایی از فرط دلتنگی گلایه هام فوران میکنه .آقا جواد میگه شما هم راضی نیستی که من اینجوری از دوریت اشک بریزم اما خودت بگو آدم وقتی دلتنگ میشه باید عشقشو ببینه اما من که ازت دورم جز با اشک هیچ جوری سبک نمیشم . ارباب مهربونم میدونم که اگه ازت بخوام به زودی ما رو بطلبی جز جسارت چیزی به حساب نمیاد اما خوب میدونم که واسه تو کاری نداره فقط یه اشاره بسه . دلم این روزا خیلی هواییته .دیشب وقتی چشام به عکست خیره شدن یادم به شبایی اومد که با حرف زدن با همین چند تا عکس صبح میشد .یادم به روزایی اومد که به امید مجاور شدنت به شب میرسید اما حالا. . . . . . . . ناشکری نکنم شاید خدا این آرزو رو حالا ازم گرفت اما شاید در آینده منو به تو برسونه .درسته اینو ازم گرفت اما خیلی چیزا بهم داد خدا رو بابت همه ی نداده ها و داده هاش شاکرم . شنبه که بیاد این بلاگ ۲ساله میشه .به حرف آقا وحید گوش دادم و از اول باگ رو خوندم .به قول سید محمد باقر اگه تو توفیق ندی هیچ پستی تو بلاگ نمیاد .تو به من لطف کردی و کمکم کردی تا این ۲سال بلاگ رو آپ کنم .همه دلخوشیم همین بلاگه .هروقت دلتنگ میشم هر موقع خوشحالم میم اینجا انگاری جلو ضریحت نشستم سفرا دلم باز میشه و عقدا هام خالی. ازت ممنونم که اجازه میدی واست بنویسم .درسته خیلی وقته شعر نگفتم اما خودت خوب میدونی که من تمام سعی خودمو میکنم اما نمیشه . ازم گلایه نکنی ای کاش باور داشته باشی واسه من همه چیزی.منو ببخش که با این کلمات ناچیز نمی تونم اوج عشقمو بنویسم . عزیز دلم ؟یه چیزی رو مطمئنم و حاضرم بابتش قسم بخورم که من از دوری و دلتنگی شما دق می کنم . ازت یه خواهش دارم عشقتو هرگز ازم نگیر و وقت مردن پاهای قشنگتو رو چشای مجنونت بذار.آقا جان یا امام رضا ادرکنی
هر چند حال و روز زمین و زمان بد است سلام آقا جانم.دیروز تولد گل گلخونتون بود و من از راه دور پشت خطوط تلفن به شما سلام دادم . از وقتی مریمو مشهدی کردی دلم یه حال عجیبی داره خوشحال از اینکه ماری اومده پیشت و دلتنگ چون من اینجام و . . . . . . . . پس فردا تولد امیرالمومنینه .آغاز ۳رئز اعتکاف .خوش به حال اونایی که تو مسجد گوهرشادت معتکف میشن .خوش به حال ماری و خانوادش که تو چنین ایمی اونا رو طلبیدی . آقا جون؟حرفام خیلی زیاد بود اما نمی دونم چی میشه وقتی این صفحه میاد دلم آرومتر میشه .الان فکر می کنم که غصه ای جز دوری و دلتنگی شما ندارم . ازتون میخوام به همین ماه و روزای عزیز خدا دعامون کنید تا ما م عاقبت به خیر بشیم .دعا کنید تا اونقدر خوشبخت باشیم که همه خوشبختی رو از زندگی ما الگو بگیرند.ازتون خواهش میکنم که کارو تنها نذارید و فراموشمون نکنید . عشق تو گوهره و تو هر دلی جا نمیشه هر دلی خاطرخواه عزیز زهرا نمیشه تو خودت لیاقت دیوونگی به من دادی آره هیچ جا عاقل دیوونه پیدا نمیشه اقتباس از وب مجنون امام رضا |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 20:59 توسط مسعود نوری
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 19:7 توسط مسعود نوری
|
|
||
|
|
|
|
|
گنبد مطهر مشخص ترين نماد و نشانه بيرونى حرم مطهر امام رضا عليه السلام، گنبد طلايى آن است كه مجاوران و مسافران با ديدن آن بناى بشكوه، سلام ودرودى بر هشتمين امام نثار مى سازند. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 19:4 توسط مسعود نوری
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 6:29 توسط مسعود نوری
|
|
||
|
|
|
|
|
برگزاری کلاس علوم با حضور معلّمین پایه پنجم ومدارس راهنمایی شهرستان گتونددرروز دوشنبه۱۵/۰۷/۱۳۸۷ در این جلسه دکتر امانی تهرانی یکی از مولفین کتاب درسی علومدر مورد این کتاب توضیحاتی داده وبه سوالات معلّمین حاضر در جلسه پاسخ دادند. در اینجا از این بزرگوار و مسولین آموزش و پرورش شهرستان گتوند تشکر می نمائیم |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 19:49 توسط مسعود نوری
|
|
||
|
|
|
|
|
عيد رمضان آمد و ماه رمضان رفت صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت مسلمانان روزه دار كه ماه رمضان را به روزه دارى به پا داشته و از خوردن و آشاميدن و بسيارى از كارهاى مباح ديگر امتناع ورزيده اند، اكنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستين روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند مىطلبند، اجر و پاداشى كه خود خداوند به آنان وعده داده است. اميرالمؤمنين على(عليه السلام) در يكى از اعياد فطر خطبه اى خوانده اند و در آن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بيم داده اند: اى مردم! اين روز شما روزى است كه نيكوكاران در آن پاداش مىگيرند و زيانكاران و تبهكاران در آن مايوس و نااميد مىگردند و اين شباهتى زياد به روز قيامتتان دارد، پس با خارج شدن از منازل و رهسپار جايگاه نماز عيد شدن به ياد آوريد خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوى پروردگار، و با ايستادن در جايگاه نماز به ياد آوريد ايستادن در برابر پروردگارتان را و با بازگشت به سوى منازل خود، متذكر شويد بازگشتتان را به سوى منازلتان در بهشت برين، اى بندگان خدا، كمترين چيزى كه به زنان و مردان روزه دار داده مىشود اين است كه فرشتهاى در آخرين روز ماه رمضان به آنان ندا مىدهد و مىگويد: ?هان! بشارتتان باد، اى بندگان خدا كه گناهان گذشته تان آمرزيده شد، پس به فكر آينده خويش باشيد كه چگونه بقيه ايام را بگذرانيد.? عارف وارسته ملكى تبريزى درباره عيد فطر آورده است: ?عيد فطر روزى است كه خداوند آن را از ميان ديگر روزها بر گزيده است و ويژه هديه بخشيدن و جايزه دادن به بندگان خويش ساخته و آنان را اجازه داده است تا در اين روز نزد حضرت او گرد آيند و بر خوان كرم او بنشينند و ادب بندگى بجاى آرند، چشم اميد به درگاه او دوزند و از خطاهاى خويش پوزش خواهند، نيازهاى خويش به نزد او آرند و آرزوهاى خويش از او خواهند ونيز آنان را وعده و مژده داده است كه هر نيازى به او آرند، بر آوره و بيش از آنچه چشم دارند به آنان ببخشند و از مهربانى و بنده نوازى، بخشايش و كارسازى در حق آنان روا دارد كه گمان نيز نمىبرند.? روز اول ماه شوال را بدين سبب عيد فطر خوانده اند كه در اين روز، امر امساك و صوم از خوردن و آشاميدن برداشته شده و رخصت داده شد كه مؤمنان در روز افطار كنند و روزه خود را بشكنند فطر و فطر و فطور به معناى خوردن و آشاميدن، ابتداى خوردن و آشاميدن است و نيز گفته شده است كه به معناى آغاز خوردن و آشاميدن است پس از مدتى از نخوردن و نياشاميدن. ابتداى خوردن و آشاميدن را افطار مىنامند و از اين رو است كه پس از اتمام روز و هنگامى كه مغرب شرعى در روزهاى ماه رمضان، شروع مىشود انسان افطار مىكند يعنى اجازه خوردن پس از امساك از خوردن به او داده مىشود. عيد فطر داراى اعمال و عباداتى است كه در روايات معصومين(ع) به آنها پرداخته شده و ادعيه خاصى نيز آمده است. از سخنان معصومين(ع) چنين مستفاد مىشود كه روز عيد فطر، روز گرفتن مزد است. و لذا در اين روز مستحب است كه انسان بسيار دعا كند و به ياد خدا باشد و روز خود را به بطالت و تنبلى نگذراند و خير دنيا و آخرت را بطلبد. و در قنوت نماز عيد مىخوانيم: ?... اسئلك بحق هذا اليوم الذى جعلته للمسلمين عيدا و لمحمد صلى الله عليه و آله ذخرا و شرفا و كرامة و مزيدا ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تدخلنى فى كل خير ادخلت فيه محمدا و آل محمد و ان تخرجنى من كل سوء اخرجت منه محمدا و آل محمد، صلواتك عليه و عليهم اللهم انى اسالك خير ما سئلك عبادك الصالحون و اعوذ بك مما استعاذ منه عبادك المخلصون? بارالها! به حق اين روزى كه آن را براى مسلمانان عيد و براى محمد(ص) ذخيره و شرافت و كرامت و فضيلت قرار دادى از تو مىخواهم كه بر محمد و آل محمد درود بفرستى و مرا در هر خيرى وارد كنى كه محمد و آل محمد را در آن وارد كردى و از هر سوء و بدى خارج سازى كه محمد و آل محمد را خارج ساختى، درود و صلوات تو بر او و آنها، خداوندا، از تو مىطلبم آنچه بندگان شايسته ات از تو خواستند و به تو پناه مىبرم از آنچه بندگان خالصت به تو پناه بردند. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 1:55 توسط مسعود نوری
|
|
||
|
|
|
|
مهدي عزيزانطبيعت با بهار طراوت مىيابد و معنويت با بهار رمضان اوج مىگيرد. بهار طبيعت با نوروز آغاز مىشود و بهار معنويت با ماه رمضان. سردى طبيعت با شكوفههاى بهارى و سرود بلبلان رخت بر مىبندد و يخهاى عصيان و نافرمانى، با زمزمههاى نيمه شب رمضان و ترنم دعاى رمضانيان آب مىشود. در رمضان است كه مىتوان هفت شهر عشق را پيمود و ديو نفس را بر زمين افكند و در عيد فطر پيروزى فطرت بر شهوت را، جشن گرفت. اگر گردش زمين دور خورشيد، آغازگر سال شمسى است واگر تكاپوى ماه بر گرد زمين، نويد بخش سال قمرى؛ حركت سالك عاشق در رمضان المبارك در مدار توحيد، طلايه دار سال معنوى است و پيروزى قلب سليم بر شهوت بدخيم، نوروز آن. رضاى آل محمد عليهمالسلام را سخنى شنيدنى است: «اِنَّما جُعِلَ يَوْمُ الْفِطْرِ الْعيدَ لِيَكُونَ لِلْمُسْلِمينَ مُجْتَمَعا يَجْتَمِعُونَ فيهِ وَ يُبْرِزُونَ لِلّهِ عَزَّ وَجَلَّ فَيُمَجِّدُونَهُ عَلى ما مَنَّ عَلَيْهِمْ فَيَكُونُ يَوْمَ عيدٍ وَ يَوْمَ اِجْتِماعٍ وَ يَوْمَ فِطْرٍ وَ يَوْمَ زَكاةٍ وَ يَوْمَ رَغْبَةٍ وَ يَوْمَ تَضَرُّعٍ. وَ لأَِنَّهُ اَوَّلُ يَوْمٍ مِنَ السَّنَةِ يَحِلُّ فيهِ الاَْكْلُ وَالشُّرْبُ لاَِنَّ اَوَّلَ شُهُورِ السَّنَةِ عِنْدَ اَهْلِ الْحَقِّ شَهْرُ رَمَضانَ فَأَحَبَّ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ اَنْ يَكْونَ لَهُمْ فى ذلِكَ مَجْمَعٌ يَحْمِدُونَهُ فيهِ وَ يُقَدِّسُونَهُ؛(1) همانا روز فطر، عيد قرار داده شده تا براى مسلمانان روز اجتماعى باشد كه در آن روز گرد هم آيند و [عشق و محبت خود] به خداوند را ابراز كنند و به خاطر منّتى كه بر آنان نهاده است، او را ستايش كنند، پس روز عيد و روز گردهمآيى و روز افطار، روز زكات، روز گرايش به يكديگر و روز تضرّع [به پيشگاه حق تعالى] است، [و نيز روز فطر، روز عيد قرار داده شده] به دليل آنكه روز فطر اولين روز سال است كه خوردن و آشاميدن در آن جايز شمرده شده است، چرا كه نزد اهل حق اولين ماه سال، ماه رمضان است و خداوند دوست دارد در روز عيد فطر، مسلمانان اجتماع كنند و با يكديگر به ستايش و تقديس او بپردازند.» در صبحدم اين عيد آسمانى است كه هاتفى ملكوتى، پيروزمندان ميدان جهاد اكبر را به دريافت پاداششان فرا مىخواند، پاداشى فراتر از پاداشهاى خاكى و غيرقابل مقايسه با هداياى پادشاهان زمينى. امام باقر عليهالسلام ازپيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله روايت كردند: «اِذا كانَ أَوَّلُ يَوْمٍ مِنْ شَوّال نادى مُنادٍ: اَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ أَغْدُوا اِلى جَوائِزِكُمْ. ثُمَّ يا جابِرُ جَوائِزُ اللّهِ لَيْسَتْ كَجَوائِزِ هؤُلاءِ الْمُلُوكِ. ثُمَّ قالَ: هُوَ يَوْمُ الْجَوائِزِ؛(2) هنگاهى كه روز اول ماه شوال فرا مىرسد، منادى ندا مىدهد: هان اى مؤمنان! براى دريافت جوايزتان صبح زود بشتابيد. اى جابر، جوايز خداوند همانند جوايز پادشاهان نيست. سپس فرمود: روز اول شوال، روز جوايز است.» فاتحان و مدالآوران جهاد اكبر را شايسته نيست كه از پس اين پيروزى بزرگ، در گرداب معصيت و نافرمانى در غلطند و ديگر بار اسير نفس فرومايه شوند و عزت خدايى را با ذلّت شيطانى معاوضه كنند. اميرمؤمنان على عليهالسلام در خطبههاى عيد فطر، مردم را به دورى از معصيت در ابعاد مختلف فردى، اجتماعى، اقتصادى، و... دعوت مىفرمايد. امام على عليهالسلام در عيد فطر خطبه خواند تا آنجا كه فرمود: «اَطيعُوا اللّهَ فيما نَهاكُمْ عَنْهُ مِنْ قَذْفِ الْمُحْصَنَةِ وَ اِتْيانِ الْفاحِشَةِ وَ شُرْبِ الْخَمْرِ وَ بَخْسِ الْمِكْيالِ وَ شَهادَةِ الزُّوْرِ وَ الْفِرارِ مِنَ الزَّحْفِ؛(3) فرمان خداوند را در خوددارى از كارهايى كه شما را از آن برحذر داشته است، عمل كنيد [كه از آن جمله است:] نسبت ناروا به زنان عفيف، شهوترانى حرام، شراب خوارى، كمفروشى، شهادت ناحق و فرار از جهاد.» از همين رو است كه پاكان و سالكان را در تعظيم اين عيد عظيم آدابى است و در تحكيم شعائر آن احكامى. در اين مختصر به برخى از آداب اين عيد سعيد اشاره مىشود.
آداب عيد فطر1. احياء شب عيدامام صادق عليهالسلام به نقل از پدر بزرگوارش فرمود: «كانَ عَلِىُّ ابْنُ الْحُسَيْنِ عليهماالسلام يُحْيى لَيْلَةَ عَيْدِ الْفِطْرِ بِالصَّلاةِ حَتّى يُصْبِحَ وَ يَبيتُ لَيْلَةَ الْفِطْرِ فِى الْمَسْجِدِ؛(4) امام سجاد عليهالسلام ، شب عيد فطر را با نماز به صبح مىآورد و در مسجد به شب زندهدارى مىپرداخت.»
2. زيارت امام حسين عليهالسلامسيد ابن طاووس در اقبال الاعمال از جمله آداب شب عيد فطر را، زيارت امام حسين عليهالسلام معرفى مىكند.
3. غسل شب و روز عيداز جمله آداب شب و روز عيد فطر، غسل است. وقت غسل شب عيد، از اول مغرب تا اذان صبح است؛ گرچه انجام آن در ابتداى شب بهتر است. و وقت غسل روز عيد، از اذان صبح تا غروب آفتاب است؛ گرچه بهتر است آن را پيش از نماز عيد به جا آورد و اگر از ظهر تا غروب بجا آورد، احتياط واجب آن است كه به قصد رجاء انجام دهد.(5)
4. پرداخت زكات فطرههمچنان كه تمام بودن نماز به صلوات بر پيامبر و آل اوست و بدون صلوات نماز ناتمام است، تمام بودن روزه نيز به پرداخت زكات فطره است. قال ابوعبداللّه عليهالسلام : «اِنَّ مِنْ تَمامِ الصَّوْمِ اِعْطاءُ الزَّكاةِ ـ يَعْنِى الْفِطْرَةَ ـ كَما اَنَّ الصَّلاةَ عَلَى النَّبِىِّ صلىاللهعليهوآله تَمامُ الصَّلاةِ، لاَِنَّهُ مَنْ صامَ وَ لَمْ يُوَدِّ الزَّكاةَ فَلا صَوْمَ لَهُ اِذا تَرَكَها مُتَعَمِّدا؛(6) امام صادق عليهالسلام فرمودند: از جمله كارهايى كه موجب كامل شدن روزه است، پرداخت زكات فطره است، همچنان كه صلوات بر پيامبر صلىاللهعليهوآله ، موجب كامل شدن نماز مىشود. اگر كسى روزه بدارد ولى زكات فطره را از روى عمد پرداخت نكند، در واقع روزه نداشته است [و روزهاش مقبول نيست.]» زكات فطره، علاوه بر آنكه باعث تمام بودن روزه است، نقصان زكات مال را نيز جبران مىكند. امام على عليهالسلام فرمود: «مَنْ اَدّى زَكاةَ الْفِطْرَةِ اَتَمَّ اللّهُ بِها ما نَقَصَ مِنْ زَكاةِ مالِهِ؛(7) كسى كه زكات فطره پرداخت كند، خداوند به وسيله آن، نقصان در [پرداخت] زكات مالش را جبران مىكند.»
5. تكبير خداوندبه پاس امداد الهى و يارى رساندن او در پيروزى بر ديو نفس و برخوردارى از نعمت هدايت و سرمايه معنويت، بايد ولى نعمت را بزرگ داشت و او را تكبير گفت. بعد از نماز مغرب و عشاى شب عيد، پس از نماز صبح و ظهر و عصر روز عيد و نيز پس از نماز عيد فطر مستحب است چنين تكبير بگويند: «اللّه اكبر، اللّه اكبر، لا اله الا اللّه واللّه اكبر، اللّه اكبر وللّه الحمد، اللّه اكبر على ما هدانا.»(8)
6. كراهت روزه تا سه روز پس از عيد فطردر برخى روايات توصيه شده است كه تا سه روز پس از عيد فطر، از روزه گرفتن خوددارى شود. امام صادق عليهالسلام فرمودند: «لا صِيامَ بَعْدَ الاَْضْحى ثَلاثَةَ اَيّامٍ وَلا بَعْدَ الْفِطْرِ ثَلاثَةَ اَيّامٍ اِنَّها اَيّامُ اَكْلٍ وَ شُرْبٍ؛(9) تا سه روز پس از عيد قربان و عيد فطر، روزه داشتن روا نيست. اين روزها، روزهاى خوردن و آشاميدن است.» | ||
1. شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج1، ص522.
2. يعقوب كلينى، كافى، ج4، ص168.
3. حر عاملى، وسائل الشيعه (آل البيت)، ج15، ص344.
4. حر عاملى، وسائل الشيعه، (آل البيت)، ج8، ص87.
5. رساله امام خمينى رحمهالله ، مسئله 644.
6. سيد ابن طاووس، اقبال الاعمال، ج1، ص466؛ شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج2، ص119.
7. شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج2، ص119.
8. رساله امام خمينى رحمهالله ، مسئله 1526.
9. حر عاملى، وسايل الشيعه، (آل البيت)، ج10، ص519.
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| قرآن تصویری | قرآن | | | قرآن با ترجمه به 7 زبان همراه با تفسیر ( تفاسیر المیزان و کشاف) | | | ختم قرآن در ماه رمضان ( ویژه اعضای سایت ) | | | ترتیل 30 جزء قرآن کریم با صدای استاد شاطری | | | ترتیل ویژه با تلاوت 5 استاد | | | تصاویر ویژه ماه مبارک رمضان | | | ادعیه ( دعاهای روزانه ماه مبارک رمضان ) | | | سخنرانی |
|
| | تغذیه در ماه رمضان | | | آشپزی در ماه رمضان | | | مطالب اعضا در مورد رمضان | | | سؤالات شرعی از حضرت آیت الله خامنه ای جدید | | | سوالات کاربران از مشاوره مذهبی تبیان در مورد رمضان | | | برنامه های ویژه رادیو قرآن به مناسبت ماه مبارک رمضان جدید | | | جدول اوقات شرعی ماه مبارک رمضان سال 1426 هجری قمری شهر تهران | | | ویژه نامه رمضان سال 82 | | | ویژه نامه رمضان سال 83 | |
||||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 6:49 توسط مسعود نوری
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
روز مبادا وقتي تو نيستي مثل هميشه آخر حرفم * * * وقتي تو نيستي هر روز بي تو روز مبادا است
![]() ![]() |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 23:1 توسط مسعود نوری
|
|
||
|
|
|
|
|
اعیاد شعبانیه مبارک
سلام بر حسین(ع) مظهر ایثار،
سلام بر سجاد(ع) مظهر صبر
و سلام بر عباس(ع) اسوه ی وفا
"""فرارسیدن اعیاد شعبانیه مبارک باد"""
۳شنبه تولد امام حسین و ۴شنبه تولد حضرت عباس و ۵شنبه تولد امام زینالعابدین علیهم السلام است. این اعیاد مبارک را اعیاد شعبانیه میگویند. ماه رجب و شعبان و رمضان ماههای برگزیدهای هستند که فرصت خوبی برای بازسازی معنویاند. شروع شادمان ماه شعبان با تولد این سه بزرگوار و میلاد وجود مقدس امام زمان در نیمهی آن، نشانی از شادمانی معنوی دارد. ماه شعبان ماه مناجات با خداست و این ماه مناجات و ارتباط با حضرت حق با یک نگاه لطیف به دلیل این اعیاد حکایت از آن دارد که معنویت و شادمانی در برابر یکدیگر نیستند. امام حسین و حضرت عباس و حضرت سجاد (ع) هر سه با نام کربلا و حادثهی عاشورا ارتباط دارند. شیعیان برای عاشورا به حق عزاداری شایستهای دارند. تولد پشت سر هم آنان در ماه شعبان نیز میتواند این الهامدهی را داشته باشد که تجلیل شادمان از حماسه آفرینان عاشورا در تولدشان نیز مکمل عزای عاشوراست. امروز در تقویم ایرانی روز پاسدار نیز نام گرفتهاست؛ بهانهای است که ادای احترامی شود به آنان که هجوم دشمنان این آب و خاک را با همراهی ارتش سرافراز سد کردند و از سرزمین ایران دفاع کردند. التماس دعا
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 6:19 توسط مسعود نوری
|
|
||
|
|
|
|
|
علی علیه السلام و زیبائیها: زیباترین ولادت: تنها کسی که در داخل خانه خدا بدنیا آمد، اوست. زیباترین نام: بنا بر روایات متعدد، نام علی مشتق از نام خداست. زیباترین معلم: علی تربیت شده دست پیامبر (ص) بود. زیباترین سخنان: به تعبیر بسیاری از بزرگان، نهج البلاغه برادر قرآن کریم است. تا به دامان تو ما دست تولا زده ايم تولد در خانه خدا مکه در يکي از ماه هاي حرام، ماه رجب، پذيراي مقدم زيارت کنندگان خانه خدا بود. زائران با آداب و مناسک خود به گرد خانه خدا طواف مي کردند، گاه پروردگارشان را مي خواندند و گاه بت ها را. در ميان آنان، بانوي بزرگواري هم مشغول طواف بود، ولي نه چنان ديگران به کار پرستش بت ها. او با روحي لب ريز از خضوع و چشماني گريان از خدا مي خواست تا ولادت فرزندش را بر او آسان کرده و او را بر همگان مبارک گرداند. در اين هنگام، ناگهان ديوار کعبه شکافته شد و اين بانوي ارجمند به درون کعبه رفت و فرزندش را در آنجا، به ديدگان منتظر گيتي هديه داد. آن روز مبارک، جمعه سيزدهم رجب سي سال بعد از عام الفيل بود. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 17:41 توسط مسعود نوری
|
|
||